-
پاییز
شنبه 28 آبان 1401 10:15
-
واژه نبود و خدا بود
شنبه 28 آبان 1401 10:14
واژه نبود و خدا بود دهان نبود که واژه پدید آمد واژه نبود و تو بودی سخن از شنیدن واژه نیست گفتنش نیز بیش از آنچه که فکر کنی از واژه لبریزم می کند آنچنان که گفتیم و شنیدیم شکفتی و جهان تهی شد از سکوت چشمها تهی شد از کلمه دستها تهی شد از لمس و ما آنچنان خیره در هم نگریستیم که واژه رنگ باخت و من سراسر تو شدم سر انگشتانت...
-
حال خوب
جمعه 27 آبان 1401 08:14
-
حالـ ِ بیدار شدن نیست !
جمعه 27 آبان 1401 08:13
حالـ ِ بیدار شدن نیست ! با خیالِ تو باید خوابید؛ رویا دید صبح ارزانی مردم دلـ ِ من خوابِ تو را میخواهد .. لیلا_مقربی
-
هوای تر شدن دارم
جمعه 27 آبان 1401 08:13
هوای تر شدن دارم بزن پلکی که باران از تو می بارد هزاران ابر در پشت نگاهت خانہ میسازند کویر ِ گونہهایم را نوازش کن مـــرا لبــریــز خـواهش کن ببار ای ابـــر من دلتنگِ بارانـ ـم شانی_بختیاری
-
یک فنجان چای
جمعه 27 آبان 1401 08:12
-
عشق ِتو
جمعه 27 آبان 1401 08:12
عشق ِتو نقشہی جـان است مرا با نقشہی جهان چہ کار .. نزار_قبانی
-
صدای قهقه باد
پنجشنبه 26 آبان 1401 08:44
صدای قهقه باد آرامش دلم رابر هم می زند خورشیدی که با سوک سوک بازیش نمی تواند لحن سرد پاییز را گرما دهد ابری که آهسته کنان در اسمان قدم می زند ولی نمی تواند غبار غم را بشوید ماهی که سراسیمه می رسد ولی نمی تواند خواب را در چشمانم بنشاند این نشان پاییزی است که نگاه واپسینت در خاطرم فشرد سارا دودانگه
-
همیشه وام از آن صورتِ مهتاب می گیرم
پنجشنبه 26 آبان 1401 08:44
همیشه وام از آن صورتِ مهتاب می گیرم نگاهم می کنی ؛ من واژه های ناب می گیرم برای شعرهایم چشمه چشمت مرا کافیست که با هر غمزه اش گنجینه کمیاب می گیرم سحرگاهان کـــــه می رقصد گل و پروانه می چرخد از این بـــــزم خیالم سوژه شاداب می گیرم زمانِ خنده های دلنشینت غــــرق احساسم و از شهدِ لبانت شربتِ دوشاب می گیرم برای چشمهایت...
-
آن قدر از تو
پنجشنبه 26 آبان 1401 08:43
آن قدر از تو با دلم حرف می زنم که وقت رفتن با خودم خداحافظی می کنم عاشق نیست پروانه ای که بوی گل نمی دهد بالش پرویز صادقی
-
خلاقیت
پنجشنبه 26 آبان 1401 08:42
-
دلم را به ضریح واژه ها بسته ام
پنجشنبه 26 آبان 1401 08:40
دلم را به ضریح واژه ها بسته ام باشد که مستجاب شوی ! پرویز صادقی
-
نبودنت غباری ست
چهارشنبه 25 آبان 1401 07:45
نبودنت غباری ست که مرا از چشم دنیا پوشانده است و باران هیچ خیالی توان شستنش را ندارد کسی رویم بنویسد « من » پرویز صادقی
-
خدایاشکرت
چهارشنبه 25 آبان 1401 07:43
-
غربت حرف زیادی نداشت
چهارشنبه 25 آبان 1401 07:42
غربت حرف زیادی نداشت فقط چهار حرف... چهار سوی جهان گذاشتم اشان و سراسیمه سوی سینه ام بال گشودند فاطمه یاراحمدی
-
ترواش می کند شعر از زبانت
چهارشنبه 25 آبان 1401 07:41
ترواش می کند شعر از زبانت عسل می ریزد از شهد دهانت غزل پیچیده با هر تاب گیسوت دو بیتی دارد ابروی کمانت جهان مبهوت افسون دوچشمت که سحرماه دارد دیدگانت نگاهت نافذو روی تو چون ماه گرفته برگ گل رنگ از لبانت سپید از شرم رخسارت نهفته قصیده عاجز از وصف و بیانت صدایت خوش تر از آوای بلبل ترانه در ترانه واژگانت نسیم از عطر تو...
-
+
چهارشنبه 25 آبان 1401 07:41
-
مادرم شاعر بود!
سهشنبه 24 آبان 1401 07:55
مادرم شاعر بود! وقتِ صبحانه پساز چیدنِ یکسفره امید مینشست از نَفَسِ اوّلِ روز باز در آینهٔ چشمِ پدر با دوبیتی و غزل! با نمکپاشِ سلام واژه واژه میریخت در نگاهِ من و سارا خورشید! پدرم میخندید مادرم میخندید من و سارا بهخدا سرِ آن سفره چه دارا بودیم! سیدمحمدرضالاهیجی
-
(هاتفی ازگوشه ی میخانه دوش
سهشنبه 24 آبان 1401 07:55
(هاتفی ازگوشه ی میخانه دوش گفت ببخشند گنه می بنوش) از لب تو (می) اگرم می دهند مست شوم باز درآیم به جوش جوششی از عشق که مستانه وار عالمی از عشق من آید خروش از تو و از عشق چنان دم زنم بانگ برآرد به جهانی سروش گر برسد از لب تو بوسه ای وقت غنیمت شمرم وقت نوش در بر خود گیر مرا یک دمی حصر نما در تن و من را بپوش مست توام ,...
-
یک فنجان چای
سهشنبه 24 آبان 1401 07:54
-
رفتی و عطرِ تنت در این حوالی مانده است
سهشنبه 24 آبان 1401 07:53
رفتی و عطرِ تنت در این حوالی مانده است از میان خاطراتت هم خیالی مانده است گفتمت با من بمان مجنون ترین عاشق منم رفتی و حالا از آن عشقم ملالی مانده است از هزاران یادگاری با خیالت دلخوشم در نبودت در سرم فکر محالی مانده است تو چه کردی با دلم تنها و ویلانم هنوز از دلِ درگیر من احساس کالی مانده است ساغرِ خود را شکستم دل...
-
هر سقوطی پایان کار نیست
سهشنبه 24 آبان 1401 07:52
غییر نگاه به زندگی باید از ذهن شروع شود یادمان باشد سنگها نه خرده حسابی با پاهای لنگ دارند نه قرار و مداری با پاهای سالم پس باورهای اشتباه را کنار بگذاریم هر سقوطی پایان کار نیست باران را ببین سقوط باران قشنگترین آغاز است
-
به شنیدن عادت کن
سهشنبه 24 آبان 1401 07:51
-
صفر را بستند
دوشنبه 23 آبان 1401 08:23
-
در پیچ پاییز
دوشنبه 23 آبان 1401 08:21
در پیچ پاییز آن گاه که عطر خیالت سوار بر دوش باد می تازد در افق جان ظهور می کند مسیحای ققنوسی از خاکستر احساسم مرضیه شهرزاد
-
از حالا تا روز آخر
دوشنبه 23 آبان 1401 08:21
از حالا تا روز آخر با خاطره ها شهر می سازم آخر بازی شطرنج دیدنی است منوچهر فتیان پور
-
کمی عاشقانه
دوشنبه 23 آبان 1401 08:20
-
باید زنده بود نه تنها زندگی کرد
دوشنبه 23 آبان 1401 08:18
باید زنده بود نه تنها زندگی کرد بلکه زندگی را باید از همان ابتدای ابتدا زیست باید طعم زندگی را با بوی خوش یاس و شب بو چشید و دم نزد باید شمعدانی را در قلاب دست ها گذاشت و با آن در کنار آب تنی هندوانه های حوض, رقصید باید دست زد به حال خوب ساختنی... شقایق پاکی پودنک
-
با تو باشم... به قعر چاه باشم...
یکشنبه 22 آبان 1401 08:02
با تو باشم... به قعر چاه باشم... این یعنی: بر سینه ی آسمان... عین ماه باشم... رسول امامی
-
پاییز
یکشنبه 22 آبان 1401 08:01