-
حوا هم که باشم
یکشنبه 22 آبان 1401 08:00
حوا هم که باشم رویای غلتیدن در سرزمین تنت و غرق شدن در فضای عطراگین نفس هایت را باعطر یک جنگل سیب ممنوعه عوض نخواهم کرد چه رسد به یک دانه اش. لعیا_قیاثی
-
باکوله بارِعشق وغزل, پیشِ من بیا
یکشنبه 22 آبان 1401 08:00
باکوله بارِعشق وغزل, پیشِ من بیا باخاطراتِ ماهِ عسل, پیشِ من بیا پاک وزلال, شبنمِ گلبرگ های یاس تادرلباسِ سبزِحمل, پیشِ من بیا صبح ات بخیرغنچه ی خندان زندگی ناخن نمایِ اهلِ محل, پیشِ من بیا مَین است درمسیرِخیابانِ عاشِقی نی نی, زراهِ کوه کُتَل, پیشِ من بیا گفتی, که پشتِ خواهرکت خیلی دِق شدی دیدارِ وَی, بماند اَوَل,...
-
پاییز
یکشنبه 22 آبان 1401 07:59
-
چشمانم را به روی دنیا می بندم...
شنبه 21 آبان 1401 08:21
چشمانم را به روی دنیا می بندم... خدا اما، برای نماز صبح صدایم می زند...!! فروغ گودرزی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 21 آبان 1401 08:20
-
در پنجره عشق تو را میبینم
شنبه 21 آبان 1401 08:19
در پنجره عشق تو را میبینم به چشم هایت خیره می مانم که مبادا چون اشک از چشم تو بی افتم روزنه دیده ات پر از شعر لب هایم می تپند در دلهره ی گفتن از تو بی قرار مانده ام #بابک غلامی
-
این پاییز من تو را کم دارم
شنبه 21 آبان 1401 08:19
این پاییز من تو را کم دارم برای قدم زدن وگرنه من آدم خانه نشینی نیستم گلی حسینی
-
تمامِ قصه هایِ خسته ی من
شنبه 21 آبان 1401 08:18
تمامِ قصه هایِ خسته ی من شبیهِ قصه هایِ مادرم بود تمامِ غصه هایِ اولینم شبیهِ غصه هایِ آخرم بود مرا از کودکی هایم بپرسید از آن رنگین کمانِ آرزوها از آن ابر و از آن باران از آن سیل از آن کنجِ کرانِ آرزوها به بادبادکی نخ بسته ام من به بامی ایستاده پا برهنه تکانی می دهم با دستِ کوچک به تکه پاره کاغذهایِ کهنه ز زیرِ...
-
حواسم را میپیچم
جمعه 20 آبان 1401 07:45
حواسم را میپیچم دور انگشتان گره خورده ام لابلای گیسوان جوگندمی ات محو دررویایی عمیق میشوم چه حال خوشی دارد فراموشی وقتی دیدن پیچ وتاب موهایت بهانه ی گاه وبیگاه آن میشوند. لعیاقیاثی
-
پاییز
جمعه 20 آبان 1401 07:44
-
کلافهام در تب انتظار
جمعه 20 آبان 1401 07:43
کلافهام در تب انتظار با شعاع کهنه فانوس خیالت آویختهام به دار ثانیه ها تا طلوع نور همچنان دوره میکنم ترا مرضیه_شهرزادپور
-
لطفآ به غزل هام بیا سر زده یک بار
جمعه 20 آبان 1401 07:42
با لشکر موهات نشستی سر راهم هنگامه ی جنگ است فراخوانده ی شاهم می ترسم از آن شیوه ی فرماندهی تو باگوشه ی چشمت مده بر باد سپاهم فریاد زدم در همه جا خوب شنیدی؟! 《من لال شوم از تو به غیر از تو بخواهم》 لبخند زنان در همه جا عطر تو پیچید ای یوسف کنعانی افتاده به چاهم... در حسرت دیدار تو جان می دهم و باز با یاد تو خشکید به در...
-
پاییز
جمعه 20 آبان 1401 07:41
-
حال خوب
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:55
-
زندگی
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:54
من تو یک پارگراف پرانتز باز زندگی پرانتز بسته زندگی زیباست مرگ نقطه لیلادهقان
-
حال خوب
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:53
-
معشوقه،دو جور بیشتر نیست
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:53
معشوقه،دو جور بیشتر نیست قلبت را می شکند و می رود یا می رود و قلبت را می شکند نیما هوشمند
-
دل بسته ام بر دلبری چشمش به در نیست
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:52
دل بسته ام بر دلبری چشمش به در نیست افتاده ام در دام عشقش با خبر نیست در کوچه ی احساسم و آواره او گویا خیالش رد شدن از این گذر نیست رفت از برم من ماندم و شبهای تارم زخمم برای هجر یار است از تبر نیست دنیا برایم تیره و تار است دائم پایان شبهایم دگر صبح سحر نیست شیرین ترین لیلای عمرم رفته ؛فریاد دنیای تلخی دارم و یارم...
-
تربچه
پنجشنبه 19 آبان 1401 07:51
-
تو
چهارشنبه 18 آبان 1401 08:19
تو قایقی پر از ماه چه تنها با دریا چه تنها با شب در دوردست خیال من ! پرویز صادقی
-
یازهرا(س)
چهارشنبه 18 آبان 1401 08:19
-
به سراغم اگر آمدی
چهارشنبه 18 آبان 1401 08:18
به سراغم اگر آمدی تنهایی ام را در آغوش بگیر که سینه ام سراسر دریا بود و چشمانم لبالب پائیز مثل پنجره ای که دردهایش را فقط گُلدان ها دیده بودند؛ هر قطره ای که می بارید فوج قوهای عاشقِ درون نگاهم از غمی کهنه می مُردند و همه ی عاشقان رهسپار می شدند به جاده ای که خطوط پشت لب هایت را باتلاق احاطه کرده بود, ت رسم از این بود...
-
شاعرانهست چشمان پاییزیات
چهارشنبه 18 آبان 1401 08:17
شاعرانهست چشمان پاییزیات هر بار که پلک می زنی زرد می ریزد کهنه برگهای احساسم از نو جوانه میزند زیر باران عشق مرضیه_شهرزادپور
-
فقط خدا
چهارشنبه 18 آبان 1401 08:17
-
شب شد و مثل همیشه
سهشنبه 17 آبان 1401 09:10
شب شد و مثل همیشه من مانده ام و یک قلم و کاغذ سفید برای نوشتن! تصویری از مهتاب کنار دریا و یک عاشقانه ای آرام در ذهنم نقش بست چه روان و زیبا ... انگار جهان به وسعت دنیا, در میان قلب کوچک تو گم شده بود و انگار دریای معرفت هفت شهر عرفان در میان ضمیرت به حقارت افتاده بود با یک عاشقانه آرام تو را نوشتم گوشه گوشه ی قلبم...
-
پاییز
سهشنبه 17 آبان 1401 09:06
-
مادر
سهشنبه 17 آبان 1401 09:05
(دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به بادها می داد و دستهای سپیدش را به آب می بخشید دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی را نثار من می کرد) دلم برای کسی تنگ است که مهربانی و همدلیش را بدون شرط و با مهر نثار من می کرد و نام, نام...
-
عشقم در حد آرزوهای محال بود
سهشنبه 17 آبان 1401 09:04
عشقم در حد آرزوهای محال بود در انقلاب تابستانی مرام کوی تو فقط هندوانه قرمز است! علیرضا ایمانی فر
-
پاییز
سهشنبه 17 آبان 1401 08:42
-
به زیباییات نناز
سهشنبه 17 آبان 1401 08:41
به زیباییات نناز در دشت زیبایی آفت مزرعهای پیلهات لباس تن! علیرضا ایمانی فر