-
کودکی هایم را گاهواره به خواب برد
پنجشنبه 16 تیر 1401 11:48
کودکی هایم را گاهواره به خواب برد و تاب به خاطر آورد! فرشته سنگیان
-
حال خوب
پنجشنبه 16 تیر 1401 11:47
-
من از دیار ماتمم از غم بپرسید
پنجشنبه 16 تیر 1401 11:47
من از دیار ماتمم از غم بپرسید از غصه ی همخانه ی مبهم بپرسید از ریشه ی غم نسخه ای شیرین بپیچید از لذت گیرای این مرهم بپرسید روزی خدا ما را به این ویرانه انداخت از آدم حیران در این عالم بپرسید از روز اول عشق و غم باهم عجین شد از آنچه آمد بر سر آدم بپرسید ای عشق ای هم شانه و هم کیش و همزاد من از دیار ماتمم از غم بپرسید...
-
تا می نویسم تو
چهارشنبه 15 تیر 1401 06:27
تا می نویسم تو اشک میشوی از چشم هایم می باری ! مثل حالا به نام تو که رسیده ام نمی دانم چگونه ترا پاک کنم منوچهر بابایی
-
طبیعت
چهارشنبه 15 تیر 1401 06:26
-
تنهایی
چهارشنبه 15 تیر 1401 06:24
-
هزار راه میرود دل
سهشنبه 14 تیر 1401 10:50
هزار راه میرود دل وقتی منتظر کسی است که هیچ وقت نمی آید! بیـــژن_ســـام
-
تا می نویسم تو
سهشنبه 14 تیر 1401 10:49
تا می نویسم تو اشک میشوی از چشم هایم می باری ! مثل حالا به نام تو که رسیده ام نمی دانم چگونه ترا پاک کنم منوچهر بابایی
-
حال خوب
سهشنبه 14 تیر 1401 10:48
-
نه ساعتی
دوشنبه 13 تیر 1401 11:03
نه ساعتی به وقت زمستان برای احساساتم وجود دارد و نه ساعتی به وقت تابستان برای شوق و شور من! همه ی ساعت های دنیا در یک زمان به صدا در می آیند - وقتی که قرار من و تو از راه می رسد- همه ی ساعت های دنیا در یک زمان از صدا می افتند - وقتی که بارانی ات را برمیداری و... دور می شوی- (سعاد الصباح)
-
چیزی در چشمان تو هست که با من میگوید
دوشنبه 13 تیر 1401 11:02
چیزی در چشمان تو هست که با من میگوید من تا پایان این فصل خواهم ماند اما اندوه نه! کسی آنجا نشسته و مرا میگوید: "تو تا پایان این فصل خواهی ماند" و این فصل، هرگز تمام نخواهد شد من خواهم ماند تو خواهی ماند و شادی در جان نسیم بامدادی در خانه ما خواهد آمد علیرضا غفاری حافظ
-
درطیف طبیعت
دوشنبه 13 تیر 1401 11:01
-
برای پر گشودنهام، بالی تازه میخواهم
یکشنبه 12 تیر 1401 11:23
برای پر گشودنهام، بالی تازه میخواهم برای زیستن، بودن، مجالی تازه میخواهم از این تصویر غمگینم، از این دنیای تکراری تکانی، انقلابی، اتصالی تازه میخواهم... از این تکرار غمگینم، از این تمدیدِ اجباری از این دریای بیپایان؛ روالی تازه میخواهم کجایید اتفاقاتی که تا اکنون نیفتاده؟ کجایی پیرِ طالعبین، که فالی تازه...
-
ناز -با لحن زیر و بم- داری
یکشنبه 12 تیر 1401 11:22
ناز -با لحن زیر و بم- داری باز گفتی که دوستم داری از سر سادگی ندانستم سر جور و سر ستم داری تو هم آری دل مرا بشکن مگر از دیگران چه کم داری تو بیا و سر از تنم بردار بیش از این حق به گردنم داری! من سراسیمه می شوم تو بخند تا تو داری مرا، چه غم داری؟ راستی چیز حیرت انگیزی است این دل آدمی... تو هم داری؟! شعر از: محمدمهدی...
-
پاییز
یکشنبه 12 تیر 1401 11:21
-
فاصله
یکشنبه 12 تیر 1401 11:20
میان من و تو فاصله یک نگاه بود زمانه عمر مرا برد بی آنکه بدانی نقش توست در جانم بی آنکه بخواهی اکبر نصرتی
-
بیادسیزده بدر:)
یکشنبه 12 تیر 1401 11:04
-
دستم را
یکشنبه 12 تیر 1401 11:03
دستم را هر کجای این ثانیهها، که میگذارم تو را میبینم... محمدرضانعمت پور
-
هنوز طعم قهوه ی تلخ
شنبه 11 تیر 1401 11:01
هنوز طعم قهوه ی تلخ بر لبانم چسبیده ست کاش از لبانت یک فنجان چای زعفرانی نوشیده بودم منوچهر پورزرین
-
طبیعت زیبا
شنبه 11 تیر 1401 11:00
-
سوز دلی دارم که میگیرد قرارت را
شنبه 11 تیر 1401 10:59
سوز دلی دارم که میگیرد قرارت را شاید به این پاییز بسپاری بهارت را بوی تو در پیراهنم،جا مانده میترسم یک هرزه باد از من بگیرد یادگارت را… مهدی فرجی
-
یک لحظه هم که نیستی،
جمعه 10 تیر 1401 11:54
یک لحظه هم که نیستی، قلبم سقوط می کند می فشرد، تنگ می شود. گفتی، "اگر تو نباشی، می میرم"؛ منظورت همین سقوط و دلتنگی است که به آن مبتلا شده ام؟ دکترعلیرضازرین
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 10 تیر 1401 11:52
دلش گرفته و حالا به زور خوابیده شبیه کودکیم زیر تور خوابیده لباس خیس کسی روی رخوت شن هاست کسی که خسته شده، لخت و عور خوابیده نگاه کن «غزل» اینجا چقدر راحت، آه نگاه کن «غزل»ِ من چه جور خوابیده؟ به خواب های خودت شک نکن درست ببین فرشته ای- به خدا- زیر نور خوابیده ... وعکس کهنه ی یک زن شبیه یک اندوه کـــــــه لابلای کتابی...
-
”دلتنگتم”
جمعه 10 تیر 1401 11:51
دوست داشتم دبیر ادبیات باشم “دلتنگی” را موضوع انشاء بگویم ودرکلاسم بپرسم : موضوع چی بود ؟! همه بگویند : ”دلتنگتم” مجتبی ایرانلو
-
مجبورم فراموش کنم
چهارشنبه 8 تیر 1401 11:32
مجبورم فراموش کنم چون هیچ فصلی عطر تو را نیاورد مگر پاییز که عطرهاش بر زمین ریخت (شیدا نوذری)
-
یک فنجان زندگی
چهارشنبه 8 تیر 1401 11:31
-
جهان دگرگون می شود
چهارشنبه 8 تیر 1401 11:31
جهان دگرگون می شود با بوسه ای که از آن تو نیست به خود می آیی جهان هنوز دگرگون است و کائنات از آن تو (شیدا نوذری)
-
هر دو سر این ماجرا مرگ است
سهشنبه 7 تیر 1401 11:37
هر دو سر این ماجرا مرگ است چه بمانی چه بروی من برایت میمیرم !! بیـــژن_ســـام
-
و زمستان را دوست میدارم
سهشنبه 7 تیر 1401 11:36
و زمستان را دوست میدارم پالتوی خزدار می پوشی چکمه ی بلند پایت میکنی موهایت را زرد روشن.. وای موهایت وای موهایت.. بیژن_سام
-
میگویند عشق
سهشنبه 7 تیر 1401 11:36
میگویند عشق انسان را کور میکند من اما از وقتی که دوستت دارم لال شده ام !!! بیـــژن_ســـام