-
کولهبار عشقت روی دوشم
شنبه 14 اسفند 1400 05:43
کولهبار عشقت روی دوشم سنگینی کرده دستم در کولهبار جستجوگر است مهر و محبت نگاه سنگین خاطرات شیرین دوستی دیرین رویای شبانه دستی عاشقانه بوسههای گرم نوازشهای نرم این همه مسافر این کولهبارند مهرداد درگاهی
-
می بینی؟
شنبه 14 اسفند 1400 05:42
می بینی؟ تو از من سرشناس تری! حافظ تو را به نام "شاخه نبات" می شناسد؛ فرهاد، "شیرین" صدایت میزند؛ و مجنون ، "لیلا" ... نزار قبانی تو را "بلقیس" می نامد و ویکتور خارا "آزادی" خطابت میکند...! تو را در شعر تمام شاعران تاریخ و عشقِ تمام عاشقانِ تمامِ زمانها دیده اند...!...
-
انتظار
شنبه 14 اسفند 1400 05:42
-
خودت گفتی
شنبه 14 اسفند 1400 05:41
-
مثل زهری تلخ در شیرینی قندی کثیف
جمعه 13 اسفند 1400 01:24
مثل زهری تلخ در شیرینی قندی کثیف بر لبانت نقش بست آنروز لبخندی کثیف خوب یادم هست آن لبخند زهرآلود را پارک ساعی، ساعت شش، عصر اسفندی کثیف پنج ماه از بیستم اسفند تا مرداد رفت ما جدا اما رقم میخورد پیوندی کثیف رفتی و در نکبت تنهاییاش جان کند دل مثل یک زندانی مسلول در بندی کثیف بیتو تهران چیست؟ آیا از بلندی دیدهای؟...
-
زیبایی
جمعه 13 اسفند 1400 01:23
-
از تو می نویسمُ
جمعه 13 اسفند 1400 01:23
از تو می نویسمُ واژه ها در عطر تو می رقصند الفبای عشق تو سیُ دو پروانه ست پرویزصادقی
-
روزی که
جمعه 13 اسفند 1400 01:22
-
تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز
جمعه 13 اسفند 1400 01:21
تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز دیدن گریه ی تمساح محال است عزیز ! تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز ! ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن فصل گل دادن نی ، فصل وصال است عزیز ! شعر از: صادق فغانی
-
صبح آبی خاطرهام را
پنجشنبه 12 اسفند 1400 02:09
صبح آبی خاطرهام را به نجابت آسمان برایم تکرار میکند تا من در شعاع هر طلوع شروع شوم در حجمی از دوستداشتنهایم سیده مریم وهابی
-
عشق!
پنجشنبه 12 اسفند 1400 02:08
-
تنها تویی قافیه پرداز این غزل
پنجشنبه 12 اسفند 1400 02:08
تنها تویی قافیه پرداز این غزل تنها منم دوباره هم آواز این غزل نامت قشنگ شعر قشنگ و غزل قشنگ این نام توست نقطه ی آغاز این غزل باشد دوباره شعر ببافم برای تو تا راز, راز, راز شود راز این غزل با من برقص همدم شب های من بشو میلودی قشنگ بزن, ساز این غزل تنها تویی که هیچ توجه نمی کنی تنها منم دوباره هم آواز این غزل امین رهی
-
فصل نوروز است و من بوی بهار آورده ام
پنجشنبه 12 اسفند 1400 02:07
فصل نوروز است و من بوی بهار آورده ام عطر یاس و نرگس، از لالهزار آورده ام یک بغل گلهای خوشبو از گلستان ادب شعرهای ناب خود را یادگار آورده ام گرچه ازکف داده ام صبر و قرار خویشتن بهر این آشفته جان صبر و قرار آورده ام دل کنم فرش رهت، سر میدهم در راه تو جان ناقابل به کـف بهر نـثـار آورده ام عکس هایت را میان قاب جان جا...
-
تاشقایق هست
پنجشنبه 12 اسفند 1400 02:07
-
هیچ میدانی
چهارشنبه 11 اسفند 1400 01:29
هیچ میدانی که من در قلب خویش ، نقشی از عشق تو پنهان داشتم...!؟ فروغ_فرخزاد
-
زمستان
چهارشنبه 11 اسفند 1400 01:29
-
سطرهای از تو نوشتن
چهارشنبه 11 اسفند 1400 01:28
سطرهای از تو نوشتن سر به زیر شدهاند این متن چقدر میخندد... پرنیان_رستمی
-
ابر ها پایین آمده اند
چهارشنبه 11 اسفند 1400 01:27
ابر ها پایین آمده اند تا بر معشوق برهنه ی من ببارند بر قهوه ای تنش بر پوست ترکیده ی این آبستن باران را بنگر! جواد_مجابی
-
کسی را دوست دارم.
چهارشنبه 11 اسفند 1400 01:27
-
زن
سهشنبه 10 اسفند 1400 01:40
-
از تو نمیرنجم...برو، من هم تمام عمر
سهشنبه 10 اسفند 1400 01:40
از تو نمیرنجم...برو، من هم تمام عمر ناخواسته هرکس مرا میخواست، آزردم دنیا برای انتقام از عشق کوچک بود... تنهایی ام را زندگی کردم، ولی مردم | اهورا فروزان |
-
من به تو میگویم که قوی باشی
سهشنبه 10 اسفند 1400 01:36
من به تو میگویم که قوی باشی و میدانم که گاهی کلمات، واقعا معجزه میکنند. من روزهای سخت زیادی دیدهام، رنجهای زیادی کشیدهام و اندوه زیادی را به جانم، خریدهام. من تا انتهای دردهای زیادی رفتهام، زخمهای زیادی را به جان لمس کرده و پایان اندوههای زیادی را به چشم، دیدهام. من به تو میگویم که قوی باشی چون دیدهام که...
-
بادها همه چیز را
سهشنبه 10 اسفند 1400 01:34
بادها همه چیز را از زیر زبان روسری ات خواهند کشید و سر درمی آورند از پیچیدگی موهایت. روزی روسری ات به حرف خواهد آمد و بادها زیبایی ات را زوزه کشان مو به مو با شانه هایت در میان خواهند گذاشت ولی امیدی پور
-
عیدتون مبارک
سهشنبه 10 اسفند 1400 01:31
-
صبح آبی خاطرهام را
دوشنبه 9 اسفند 1400 01:45
صبح آبی خاطرهام را به نجابت آسمان برایم تکرار میکند تا من در شعاع هر طلوع شروع شوم در حجمی از دوستداشتنهایم سیده مریم وهابی
-
زیادی که..
دوشنبه 9 اسفند 1400 01:45
-
چه رسم غریبی ست
دوشنبه 9 اسفند 1400 01:44
چه رسم غریبی ست آغاز شدنم در پایان سال که اینگونه برگی از زندگی ام ورق می خورد میان خانه تکانی واژه های زمستان؛ با خود می گویم: نمی دانم! چقدر بزرگ شده ام؟ اگر شعر نفس های مرا از قلم های درون گلویم قرض بگیرد چگونه شمعی سوزان همچون تارهای سپید و خاکستریِ موهایم برای تولدم اشک بریزد تا به پای قافیه های عمرم آب شود!...
-
پیراهنم ، پیراهنت را دوست دارد
دوشنبه 9 اسفند 1400 01:44
پیراهنم ، پیراهنت را دوست دارد پیراهنم ، عطر تنت را دوست دارد پیراهنم وقتی که می آیی سراغش آغوش گرم و ایمنت را دوست دارد پیراهنم ، شب در اتاق گفتگومان پیراهن از تن کندنت را دوست دارد پیراهنم ،چشمش تو را خیلی گرفته نامرد ، چشم روشنت را دوست دارد خب ، او حسودست و تو را از چشم مردم پیداست... پنهان کردنت را دوست دارد...
-
آدم
دوشنبه 9 اسفند 1400 01:43
-
آزادی آه! قصهی شیرینیست؛
یکشنبه 8 اسفند 1400 02:22
آزادی آه! قصهی شیرینیست؛ از قاصدک بپرس! خبر دارد؛ پروانه، پیلهایست که پر دارد. علیرضا_فولادی