-
انگاری در سرم
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 10:47
انگاری در سرم یک طبقه اضافه است بی پله گاه کسی می پرد دام صدای عجیبی دام دام سقف پایین شل شده یا پرنده سنگین است بعد پرش کجا می رود درد چشمانم گویا نقش دارد می جهد بیرون ز آن رضا شاه شرقی
-
آدم بی فکر ونادان، یار میخواهد چکار؟
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 10:47
آدم بی فکر ونادان، یار میخواهد چکار؟ درتمام زندگی ، همیار میخواهد چکار؟ اوکه نداردحسِّ ،هیچ آرزوی ودلبری!! یار نیست بهراو،دلدار میخواهد چکار؟ اوکه درخلوت ندارد،حسِّ گُل یاخاررا گر گُل شود یاخار، عارمیخواهد چکار؟ کلبه اش اندوه وغم ،درتمام زندگی است گُل وعکس بردرو دیوار ،میخواهد چکار؟ اوکه درشعور ش ،حس خوب باخود نیست گر...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 10:45
-
لذّت عشق در دل دیوانه هاست
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 10:44
لذّت عشق در دل دیوانه هاست گوهر نایاب در ویرانه هاست کار هر عاشق نیست درعشق وفاداری کند سوختن در شعله شمع کار پروانه هاست جام می پر کن با معشوقه در میخانه نوش شور میخانه در مستی ، مستانه هاست زُلف دلبر را با عشق ناز کن و شانه زن چون زیبایی دلبر، با زُلف و شانه هاست عاشق و دیوانه آن باش که دلدارت شود چون وفاداری در عشق...
-
نرم درگرمای آغوشت مراماوا بده
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 10:43
نرم درگرمای آغوشت مراماوا بده در میان دست های مهربانت جا بده کمتراز رفتن سخن درگوش چشمانم بگو پای دل را با حضورت سیرتی بینا بده آرزوی هر جوان خوشبختی و آرامش است در مسیر آشنایی عشق را معنا بده سرخوشم از اینکه بادل هم نوایی میکنی ناله های خفته در پژواک را آوا بده کوچ وقتی میکند مرغ خیالم سوی تو یک نفس در آشیانت گوشه ای...
-
دُردی کش خرابات وحلقه در گوش شدم
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 10:42
دُردی کش خرابات وحلقه در گوش شدم با مستان حقیقت طلب هم حُوش شدم آن فرزانه که میگذ شت و هوهو می گفت نظری نمود که باعشق هم آغوش شدم عبدالمجید پرهیز کار
-
من آنجاکه تو رادیده ام با دعای توخواهم رفت
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 10:42
من آنجاکه تو رادیده ام با دعای توخواهم رفت من آنجاکه تو راشنیده ام بانوای توخواهم رفت دستم راهم بگیر و به سوی تودراز کرده ام اینجا با ریتم لب های تومنهم با ندای تو خواهم رفت جایی را که من بودم و دیگری را هم قسمت شد سوختم تا به روز قیامت با بلای تو خواهم رفت مریخ را نوردیدم و مشتری را هم من دیده ام با روح تو در آمیخته...
-
برای تو مینویسم
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 10:41
برای تو مینویسم اینک می دانم تو هیچوقت قرار نیست این متن را بخوانی یا که ببینی حال از تو مینویسم کودک دلبند من برای تو که عشق را،محبت را درون من سبز کردی همیشه آخرین بار ها را دوست داشته ام اما دیدن تو را برای آخرین بار نه اگر بخواهم برایت دلیل بیاورم از اینکه چرا دوستت دارم،احتمالا ساکت میمانم علاقه گاه بی دلیل...
-
شهری زیبا بنام صیدا
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 10:40
شهری زیبا بنام صیدا شعری پر از عاشق. شهری با مردان ماهیگیر سیگاری .تنها و بد خط. آنهانمی توانستند نامه بنویسند و خاطره گذارند . و هر روز از سر فصل های جدید تعربف می کردند تا شاعری کهنه برایشان از داستانهای دره گفت.. . باغبانی بیکار سر جنباند. و عبایی به مردی داد که عاشق تازه کار بود. صیدا شلوغ شد و دخترکان دریا هر روز...
-
زیر بارشهای عشقت
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404 10:39
زیر بارشهای عشقت گیسوانم خیس گشت قطرهها رقصان نشستند روی جانم، رفتهرفته غرق گشت… من در این دریات غرقم بی سؤال و بی دلیل نه ،نجاتم را طلب دارم نه ،گریز از این مسیل من شدم موجی ز عشقت بی سؤال و بی دلیل خود نمیدانم چه شد شاید که اصلاً خوب شد طهورا عسکری داریونی
-
باد پیراهن کشید از دست گل ها ناگهان
سهشنبه 23 اردیبهشت 1404 09:44
ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی ردّ پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت... چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی سایه ی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی باد پیراهن کشید از دست گل ها...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 23 اردیبهشت 1404 09:43
-
مانند زبان کودکانه گریه ابزاری است
سهشنبه 23 اردیبهشت 1404 09:42
مانند زبان کودکانه گریه ابزاری است سخن بی کلام گویای افکاری است رازی است در سکوت که همراه سرشک چون سیل همه شب بر چشم بیداری است عبدالمجید پرهیز کار
-
کاش می شد
سهشنبه 23 اردیبهشت 1404 09:42
کاش می شد دست کم شب وقتِ خواب چون پیراهنی که از تن... خیال را هم از سر در اورد، مروت خیری
-
دل را شکستی و نگفتی گناه چیست ؟
سهشنبه 23 اردیبهشت 1404 09:41
دل را شکستی و نگفتی گناه چیست ؟ دل گریه کرد و پاسخ تو ، به جز نگاه نیست با ما نماندی و دلم از پا فتاد حیف جز خاطرات سرد تو ، در این پناه نیست هر شب امید آمدنت را کشید دل اما در آن خیال دروغین ، راه نیست گفتم که باز گرد ، نگاهی فقط بس است انگار در دل تو ،برایم گواه نیست ما را شکستی و دلت آرام هم نبود سنگین تر از سکوت...
-
نکته ای بـرتـر ز هـر گنج و گهر
سهشنبه 23 اردیبهشت 1404 09:40
نکته ای بـرتـر ز هـر گنج و گهر مرتضی فرمود و در حکمت نگر لحظه ای غفلت مکن در زندگی فرصتت چون ابر کند از تو گذر سلیمان ابوالقاسمی
-
نازچشمان خمارتوخریدن دارد
سهشنبه 23 اردیبهشت 1404 09:38
نازچشمان خمارتوخریدن دارد نگارچهره ماه تودیدن دارد موج احساس غزل های شما نورانیست نورعشق ازدل اشعار تو دیدن دارد سرخیِ لعل لبت،جامه ی زهدم بِدَرید لب شیرین عسلت وَه که بوسیدن دارد قدرعنای تو عشقیست که دراوج قیام واژه سرو به نام توشنیدن دارد آنقدرطاق شده طاقتم ازدوری تو که جمال سروروی تو کشیدن دارد طرحی ازقلب سپید...
-
تو آن مهتاب مغروری که بی اندازه زیبایی
سهشنبه 23 اردیبهشت 1404 09:37
تو آن مهتاب مغروری که بی اندازه زیبایی منم مجنون، پلنگ بیشه و بیمار شیدایی خوشا بیهوده رقصی بر بلندای غرور تو تو کوهی از ندیدن ها و من محکوم تنهایی علی کسرائی
-
چو قَدَح مَن زِ گِلی ساده، یِکی جام شُدم
سهشنبه 23 اردیبهشت 1404 09:37
چو قَدَح مَن زِ گِلی ساده، یِکی جام شُدم گُلِ نَقشَم بِکَشیدَند و طَلا فام شُدم بَرِ مَن کوزه گَرَم با دَمِ الله دَمید که به لُطفَش، هَمه مَن قابِل و خوش نام شُدم دَوَرانَم به طَرَب بَر سَرِ این چَرخِ قَدَر چو سِپُردَم هَمه اَم زیوَرِ دَر عام شُدَم دِلِ پُر رَیب، خُوراندَم زِ شَرابی که طَهور وَ به تَقدیرِ نِگاهَش...
-
حیف شد آن اشتیاق کودکانه ، حیف شد
سهشنبه 23 اردیبهشت 1404 09:36
حیف شد آن اشتیاق کودکانه ، حیف شد خنده های پر ز حس عاشقانه ، حیف شد ذوق میکردم من از هر لحظه بوسیدنت با دل خونبار میگویم من هر شب ، حیف شد من تحمل کرده ام تا نیمه جانی مانده بود جان من قابل ندارد لیک جانم حیف شد چشم ها یم منتظر بر در که شاید بینمت دل شکست و آن همه چشم انتظاری،حیف شد ذوق میکردم تو را میدیدمت اما کنون...
-
“ترا دوست دارم “
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 09:54
“ترا دوست دارم “ اگرچه دور از من اما نزدیکترینی که در قلمروی عشق همیشه بی مکانیست .. نیلوفر_ثانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 09:53
-
آنکه میگوید دوستت میدارم
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 09:53
آنکه میگوید دوستت میدارم دلِ اندُهگینِ شبیست که مهتابش را میجوید. ای کاش عشق را زبانِ سخن بود احمد_شاملو
-
چه قصهای از دهان عشق
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 09:52
چه قصهای از دهان عشق در غیاب تو بنوشم که جهان در هزارو یک شب انتظار دست از هر چه راوی شسته است.. نیلوفر_ثانی
-
هوایِ عشق گرفته است
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 09:52
هوایِ عشق گرفته است لب باز کن باران بوسه میخواهد برکهای که رگِ حیاتش دست توست... نیلوفر_ثانی
-
شب بہ ترمیم زخمهایمان
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 09:51
شب بہ ترمیم زخمهایمان آرام و درسکوت ؛ میرسد آهنگ خاطرههای دور در ضربِ موسیقیِ ماه بہ دنیایمان سر میزند و راز گفتگوهای بسیار دل را بہ رویا میبرد ..!! نیلوفر_ثانی
-
عجب دشتهایی میدمد
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 09:50
عجب دشتهایی میدمد در صدای تو وقتی نگاهم میکنی وقتی از آنسوی باران به سمتِ اهلیت عشق صدایم میکنی عجب رونق خوش رنگی دارد این چشمها وقتی ماه را به دستانم هدیه میکنی . نیلوفر_ثانی
-
از هزار فرسخ راه وُ هزار فاصله
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 09:50
از هزار فرسخ راه وُ هزار فاصله چشمهای تو را میتوان شناخت برق عجیبی دارد عشق.. نیلوفر_ثانی
-
زمانه از من دریغ
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 09:49
زمانه از من دریغ ترانه ناپیدا غریبتر از زمزمهی باد در گوش قاصدک بیخبرم دستی کجا که مرا بر شانهی عشق بگذارد.. نیلوفر_ثانی
-
گم می شوم
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 09:49
گم می شوم در نور زندگی را کوک می کنم عشق می نوازم.. نیلوفر_ثانی