کاش می‌شد به عقب برگردیم،

کاش می‌شد به عقب برگردیم، دقیقا همان‌جا که مامان نشسته‌بود برنج پاک می‌کرد و ما داشتیم لای رختخواب‌ها پشتک وارو می‌زدیم. همان‌جا که سرمان را پایین می‌انداختیم و با یک پیاله می‌رفتیم خانه‌ی همسایه تخم مرغ قرضی می‌گرفتیم. همان‌جا که توی راه رسیدن به مدرسه مسابقه می‌گذاشتیم که هرکس زودتر رسید، بُرده و می‌دویدیم و آخرش هم زمین می‌خوردیم و تا خودِ مدرسه گریه می‌کردیم. همان‌جا که دیر می‌رسیدیم کلاس، در را باز می‌کردیم و همه در سکوتی وهم‌انگیز، نگاهمان می‌کردند، انگشت اشاره‌مان را می‌گرفتیم بالا، می‌رفتیم می‌نشستیم سرجامان که آقا اجازه؛ ساعتمان خراب شده‌بود، خواب ماندیم. همان‌جا که ما سرکلاس بودیم و بچه‌هایی که ورزش داشتند و بیرون بودند، خوشبخت‌ترین انسان‌های روی زمین بودند و شایسته‌ی غبطه خوردن و حسد ورزیدن.
همان‌جا که برف می‌بارید و تعطیل می‌شدیم و با بچه‌های محله می‌رفتیم روی برف‌ها سر می‌خوردیم و آدم‌برفی می‌ساختیم.
همان‌جا که آخر سال، دفتر خاطرات برای هم پر می‌کردیم که " گل سرخ و سفید و ارغوانی، فراموشم نکن تا می‌توانی"...
همان‌جا که نه توقعمان زیاد بود و نه زیاد از ما توقع داشتند، مدرسه‌ای می‌رفتیم و شیطنتی می‌کردیم و هرچه که
بود، حالمان خوب بود.
همان‌جا که داغ بودیم و نمی‌فهمیدیم...

#نرگس_صرافیان_طوفان

خیال کن نرفته‌ام

خیال کن نرفته‌ام
خیال کن از مترو پیاده شدم
تا تو جایی برای نشستن
و به من فکر کردن داشته باشی
مژگان عباسلو

دلــم نگــاه می خواهد

دلــم نگــاه می خواهد
نگــاهی از چشم تـــو
نگاهی از جنس شوق
نگـاهی از جنس تـو ...!!!

مهدی باغانی

بمان .

بمان .
گفتم بمان تا قدری از رو یاهایم برایت بگویم.
و بدانی چشمهایت چگونه رمز رویا را گشود.
وپایان انتظار را معنی کرد .
رفتی و دیگر مجالی برای صداقت های دیرینه نماند.
و مرا دوباره
در افسانه ها تنها گذاشتی.
چه کوششی بیهوده ای بود.
شنا در دریای غربت افسرده گی ها.
.همیشه تجربه شکست راه غرور را تاریکتر می کند.
حداقل لبخندی بگذار.
تا قایقی بسازم برای سفر های دوباره.

علی محسنی پارسا