تو مهربانتر از آنی که فکر می کردم
درست مثل همانی که فکر می کردم
شبیه ... ساده بگویم کسی شبیهت نیست
هنوز هم تو چنانی که فکر می کردم
تو جان شعر منی و جهان چشمانم
مباد بی تو جهانی که فکر می کردم
تمام دلخوشی لحظه های من از توست
تو آن آن زمانی که فکر می کردم
درست مثل همانی که در پی ات بودم
درست مثل همانی که فکر می کردم
- مریم سقلاطونی
نمان در شب
که شب گهوارۀ گور است
رهایش کن
که صبح نزدیکترین دور است
مهین بزرگپور
گردنبندی
از شعر سرخ می سازم
با سوز دلم
و هدیه می دهم به تو
که ماندگار شود عشق مان بر سینه ات.
امین فرومدی
که اشک جاریِ گونه هایم گواهی
این حس بلاتکلیف است؛
انگار یک چشمم با آه می گوید:
نرو بمان..!
چشم دیگر التماس می کند
برو نمان..!
نمی دانم کدام نگاهم را
در این رخوت تنهایی
انتخاب خواهی کرد
و سهم من چه خواهد بود
میان شعرهای تلخ دفترِ زمستان!
ماندن یا رفتن تو؟
مرتضی سنجری