سرگشته در اعماق شب
سوسوی چراغی نیمسوز
بُرخوردنِ برگهای پاسورِ رنگپریده
و توالیِ ثانیههای نافرجام
نازنین لقائی
به اقامه ام می ایستم
قنوتم را سربالایی می روم
و رکوع را
خم به ابرو نمی آورم
اما اگر به سجده ی تو
سرازیرم کنند
پای اقامه ام را می شکنم
رضا نعمتی کرفکوهی
در خاطرِ خود بهانه ی شادی داشت
رویــایِ بهـارِ سبـزِ آبـادی داشت
بیچاره پرنده ای که در کنجِ قفس؛
از پنجره انتظـارِ آزادی داشت ...
" امیرحسین پناهنده "