-
خوشم که مستم به باده تو
دوشنبه 26 آذر 1403 12:44
خوشم که مستم به باده تو به خون نشستم به وعده تو که خود بمیرم مقابل تو که خود بجستم نگاره تو کنون برقصم به مرده خود ز خود گسستم بخنده تو چو در بهشتم ز کشتن خود ببین چه رستم به داده تو دگر گذشتم ز باور خود که می پرستم به چاره تو همی بخندم به طالع خود که دل ببستم به خانه تو چو دل بدیدم که خانه توست من خود پرستم نشانه تو...
-
تو عشقمی تو یارمی
دوشنبه 26 آذر 1403 12:43
تو عشقمی تو یارمی مثل همون سرو بلند تنها تو سایه سارمی تو این هیاهوی عجیب هر لحظه تو کنارمی تو سردی زمستونا گرمی روزگارمی من از تو دل نمی کنم تنها تو انتخابمی حالا که دلتنگ توام احساس نایاب منی من میدونم ی روز سرد اون روز که هستیم پر درد دوباره باز می بینمت شک نکنی به عشق من همیشه تو خاطرمی شوکا صبور
-
اذهبوا فانتم الطلقاء...
دوشنبه 26 آذر 1403 12:42
اذهبوا فانتم الطلقاء... شامگاهی شام نااهلان چو شام تار شد شام بدفرجام هم روزش چو شام تار شد کاروانی خسته آمد شام رنگ غم گرفت غم نه بر نامردمان بر آن در و دیوار شد شادی خضراء نشین طبل و دهل در هر گذر در گذار کاروان بالانشین بی عار شد عده ای با سنگ و سُخره عده ای با لعن و کین همنشینی بد چنین فرجام شام تار شد کاروان خسته...
-
از عشق تو ای نازنین هردم چنان پروانه ام
دوشنبه 26 آذر 1403 12:41
از عشق تو ای نازنین هردم چنان پروانه ام شمع منی و دور تو میگردم و دیوانه ام چون بلبلان در چمن، شادم گل زیبای من خوشبختم از اینکه تو را دارم یکی یکدانه ام هردم کنارم باش و یارم باش و دور از من مشو با دوریات قرص قمر هرگز مکن ویرانه ام از بس که جرعه جرعه در جانم نشسته عشق تو دنیا پر از حیرت شده از نعره ی مستانه ام تنها...
-
در تصورِ مردانه ی شعر
دوشنبه 26 آذر 1403 12:39
در تصورِ مردانه ی شعر چمدانی از درد را بر شانه های مغرور شعور و دل به جاده های پیچ و خم دارِ زندگی می زنم رو در روی بادِ امیال با اراده ای چون کوه با کفش هایی جسورِ ماندن مقابل باران و توفان های حوادث می ایستم... دریغ و صد حیف دیر دانستم این نبرد عدالتی ست مرده خلافِ حرف های مصدق کلاهم را برداشت و شال گردنِ آرزوهایم...
-
تکیه گاه قلبمی مرهم نمیخواهم عزیز
یکشنبه 25 آذر 1403 12:53
تکیه گاه قلبمی مرهم نمیخواهم عزیز دختر پاییزی ام همدم نمیخواهم عزیز شانه ای پهناورم چون استوارم مثل کوه سایهبانم این غزل محرم نمی خواهم عزیز سمیه مهرجوئی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 25 آذر 1403 12:53
-
این که دائم بوزد پرچم ایران بالا
یکشنبه 25 آذر 1403 12:53
این که دائم بوزد پرچم ایران بالا حاصل خون هزاران نفر است تا حالا گر بیفتد بدرند جامه ی ایران از هم زن و دختر ببرند بهر اسارت درهم ور ندانسته دهی قدرت میهن کاهش خود ببینی چه بروزت برساند داعش گر چو کبکی سر خود را بنهانی در برف سرنگون گردی و آویز کنندت از سقف کاظم بیدگلی گازار
-
گفته بودم
یکشنبه 25 آذر 1403 12:52
گفته بودم تو اگر بیایی قفل دل باز کنم با تمام رازش من تمام گل های خانه را از برایت می چینم همچون مجنونی در پی ات می دوم ونام ترا صدا خواهم کرد من عاشقی کردن را خوب می دانم تو ببین نامم را پنداری از همان روز ازل عاشق بودم من همه عشقم را در همه گل ها؛ باغ ها؛ آسمان و زمین هر چه که جان دارد بر جای نهادم رفیق من حتی در...
-
وفات حضرت ام البنین
یکشنبه 25 آذر 1403 12:51
-
از دروازه های بلند و آهنی این شهر،
یکشنبه 25 آذر 1403 12:50
از دروازه های بلند و آهنی این شهر، کسی وارد نمی شود. هیچگاه فرستاده ای، از آسمان نخواهد رسید. تا اندوه بشر را التیام بخشد. رویاهایم منتظرند، تا نزدیکترینم با خنجر اشنایی،، از رخدادهای روزانه من انتقام بگیرد. اندوهی عظیم وگسترده،،، در این حیطه خوفناک،، فروپاشی قلبم را مشایعت میکند. این ترانه حزن انگیز، سالیان سال است،...
-
من همان گمشده راه عبورم بیا
یکشنبه 25 آذر 1403 12:50
من همان گمشده راه عبورم بیا تنها گل یاسم، در فصل حضورم بیا دشتی پر از شقایق و باغی ز سرو ناز با دل به تو نزدیک و با چشم چه دورم بیا امروز و فردا مکن شاید نبینمت حالا که دلشادم و پر از سرورم بیا خزان شدو زمستان رفت و نوبهاران شد گفتی صبور باش من سنگ صبورم بیا منم چکاوکی غزلخوان به باغ عشق همراه عاشقان شعر و شعورم بیا...
-
درویشم و مفتخرم ز نفس خویشم.............
یکشنبه 25 آذر 1403 12:49
درویشم و مفتخرم ز نفس خویشم............. .................زین حال خوشم همیشه مستم که گر،بود زندگی ام،سلطانی..................... .....................بود در نفسم خوی اهریمنی امیر علی چهاردولی
-
خانه ام ویران شُدَست، با گذشت سال ها
یکشنبه 25 آذر 1403 12:48
خانه ام ویران شُدَست، با گذشت سال ها حال و احوالی نماندَست، بَر این منوال ها خانه و من هر دو ویرانه شدیم در عُمر خود روزگارست با خوشی و ناخوشی احوال ها حسین یونسی
-
ریتم آهنگ زمان را در زمان گم کرده ایم
یکشنبه 25 آذر 1403 12:47
ریتم آهنگ زمان را در زمان گم کرده ایم در جهان رنگ و بو آرام جان گم کرده ایم پایمان پُر آبله گردیده از خار جفا عندلیب گلشنیم و آشیان گم کرده ایم اسدلله فرمینی
-
خالق ما حیدر است و ما موالی علی
شنبه 24 آذر 1403 12:13
خلق عالم از دو چشمان علی آغاز شد آسمان ها از سر موی علی پر ناز شد جعد گیسویی که چرخش یاد صد افلاک داد خود دلیل اصلی ایجاد رمز و راز شد خالق ما حیدر است و ما موالی علی خلقت مولای ما اعجاز در اعجاز شد حق علی و هو علی و ربنای ما علی ما علی گفتیم ذاتش در علی ایجاز شد هو کشیدن بر علی مصداق توحید من است کفر هم باشد خودش در...
-
حال خوب
شنبه 24 آذر 1403 12:12
-
بپیچانم به شرجی نگاهت
شنبه 24 آذر 1403 12:12
بپیچانم به شرجی نگاهت بریز از چای چشمان سیاهت به شالیزار دل آرامشی ده بتابان پرتو آن روی ماهت شهناز یکتا
-
من پریشان شده موی پریشان توام
شنبه 24 آذر 1403 12:11
من پریشان شده موی پریشان توام کفر اگر نیست بگویم که مسلمان توام من گرفتار تو و موی سیاه تو شدم من سرکش،به خدا رام و به راه تو شدم وای من هر نفست معجزهها تازه کند عشق آمد که مرا با تو هم اندازه کند رضا اسکندری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 24 آذر 1403 12:11
-
جـواهـر ، دُرّ ، طَــلا ، یـاقــوت و المـاسـی عـزیـزم
شنبه 24 آذر 1403 12:10
جـواهـر ، دُرّ ، طَــلا ، یـاقــوت و المـاسـی عـزیـزم شبیــهِ شعـــرِ مـــن ، لبـریـز احسـاسـی عـزیـزم شما را از قصیده ، از غزلها آفریدند... لطیفـی ... خوشگلـی ... نـَرمـــی و حَســاســی عـزیـزم ... امین کرمانی اول
-
من دست تورا از دست دادم، شکستم
شنبه 24 آذر 1403 12:09
من دست تورا از دست دادم، شکستم من در پی پیدا شدنت در خودم هستم من صبح و عشا، دست به دعا تا که بیایی من گشتم و آخر ز همه ویران گشتم حالا که در این گوشه ی عالم تک و تنهام راهی شده ام سمت تو چون عاشقت هستم من با من پنج سال قدیم غریبه ام هان من شبیه تو گشتم و من باب همین عاشقت هستم تو از من داغان شکست خورده، چه ساختی؟ من...
-
هبوط کرد
شنبه 24 آذر 1403 12:08
هبوط کرد سیب ِ اغواگر در دامان ِ باورم نشخوار کردند ذهن ِ خسته ام را موشهای اضطراب جیغِ بنفش پا بر گلویم فشرد بی صدا در خود شکستم روان نژندی پادتن ندارد محبوبه فراشاهی
-
مثل ماهی شده ام حافظه ام کوتاه است
شنبه 24 آذر 1403 12:07
مثل ماهی شده ام حافظه ام کوتاه است روی لب های تو لبخند ولی من آه است سرنوشتم شده چون یوسف کنعانی ها و به یعقوب نگویید مسیرم چاه است به کجا میبری ام دورترین نزدیکم ؟ قصه مان قصه ی اندوه پلنگ و ماه است کی سراغ از من درمانده گرفتی وقتی ؟ حال و احوال مرا مرغ سحر آگاه است تو که از عشق حذر داشته ای پرسیدی ؟ غم هجران ، برای...
-
در خلوت و سکوت
شنبه 24 آذر 1403 12:04
در خلوت و سکوت در کوچه های شب زده ذهن در ابتدای فیلم نامه ی خودت در جستجوی رفتن از این حس خستگی در لا به لای ثانیه هایت خراب تر خاموش می شوی و نا گهان استارت می خورد نفست تازه می شود گویی طلوع کرد افتاب از صبح و از سحر و برایت آورد ارمغان از جنس نور و گرمی مطلوب یک نامه از سمت خدایی که شاهد است این سالها در حبس و...
-
چرا بر آسمان دل خرابم ستارهای نمیبینم..
جمعه 23 آذر 1403 12:18
چرا بر آسمان دل خرابم ستارهای نمیبینم.. دگر پرندگان زیبا همه بلبلان، در این دل غمکده برای خود آشیانی نمیسازند.. ببین که دیگر آن نوای زندگی ز حنجر کسی که زندگی بخواهد، به آن رسایی رسا نمیآید.. ببین شکوفههای صورتی و سرخ و زرد دگر بر آن شاخساران نمینشیند تا شوق عاشق شدن برانگیزد.. ای الهه عشق،ای معبود عاشق،نشانهها...
-
باشهدا
جمعه 23 آذر 1403 12:17
-
دوستت دارم و تو عین خیالت هَم نیست
جمعه 23 آذر 1403 12:17
دوستت دارم و تو عین خیالت هَم نیست جانم از دستم برفت یارا برایت غَم نیست ؟ گفته بودم گر روی دیگر تمامم فرض کن عاقبت رفتی و دادم جان برایت کم نیست ؟ میلاد کیخایی
-
آن ناله که پشت در کشیدی، آه ، خون شد
جمعه 23 آذر 1403 12:16
آن ناله که پشت در کشیدی، آه ، خون شد آن شیر به زنجیر کشیده، وای ، مجنون شد در چشم تو خورشید زمانه ، داد ، دگرگون شد محسن چو حسن زخاک، آی ، گلگون شد ابوالقاسم میدانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 23 آذر 1403 12:15