-
ازدیارخیام امده ام
چهارشنبه 20 تیر 1403 12:20
ازدیارخیام امده ام ازشهرعاشقانه ها زخمی عشق ام کسی درسینه اش خیالم راحبس می کند مانند مرواریدی درصدف وخاطرت نسیمی می شود که درصبح نیشابور می وزد سید حسن نبی پور
-
آن روزها زود گذشت
چهارشنبه 20 تیر 1403 12:19
آن روزها زود گذشت زیرباران با پای برهنه بانسیم صبحگاهی برفرازتپه هامی دویدیم وباعبوراز کوچه های باریک به خانه می رفتیم و می خندیدیم شوق برگونه های ما زیبا می بارید شعرهابی جان محتاج نوازش مهر محتاج نگاهی سرشارازعشق آری ان روزها درنیشابور چهارفصل زیبا بود تابستان گرم را شنا میکردیم در حوض خانه ی مادربزرگ تن رامی سپردیم...
-
کاش درابتدای راه
چهارشنبه 20 تیر 1403 12:19
کاش درابتدای راه دانش آموزی بودم ودرس میگرفتم از زمان بابا مثل آب خوردن نان می آورد بر سر سفره ما وقتی خستگی را بر بالش شب می گذاشت کاش جهان برمدار عدل میچرخید سید حسن نبی پور
-
دستِ باران گر چه نعمت بود از بالا ولی
سهشنبه 19 تیر 1403 12:26
دستِ باران گر چه نعمت بود از بالا ولی دل بریدن از کبوترها برایم ترس داشت آن به یکباره پریدن ، شاخه ام را خم نکرد بر تنم روئیدن گلهایِ صبرم ، درس داشت سحرفهامی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 19 تیر 1403 12:25
-
یک آغوش امن میتواند تولد دوباره تو باشد
سهشنبه 19 تیر 1403 12:23
یک آغوش امن میتواند تولد دوباره تو باشد انگار در این دنیایِ پر از درد میمیری و در دنیایِ پر از آرامش دیگری متولد میشوی انگار روحت را از تمام زخمها و غمها شستهاند و پهن کردهاند بر شاخههای گلهای بهاری و نسیم خنک و گرمای لطیف آفتاب تا اعماق جانت را نوازش میکند. علی طاعتی مرفه
-
هر کجا حرف جنونست بیانِ دل ماست
سهشنبه 19 تیر 1403 12:21
هر کجا حرف جنونست بیانِ دل ماست هر طرف رنگ غروبست نشان دل ماست آه و فریاد بلندست ز هر گوشه ی درد آنچه از جنس سکوتست زبان دل ماست سایه افکنده به ایام، همای غم عشق ابر اندوه چه تاریک میان دل ماست می کِشد شعله به آرامشِ شبهای بلند آهِ بی تاب و قراری که نهان دل ماست بی گمان ظاهرِ هر عشق چو قندست و عسل روز و شب باطنِ این...
-
السلام علیک یااباعبدالله
سهشنبه 19 تیر 1403 12:20
-
کاش به بادت دهد ، آن همه خودخواهی ات
سهشنبه 19 تیر 1403 12:19
کاش به بادت دهد ، آن همه خودخواهی ات شرم بر آن مدرک و سابقه ی واهی ات خویش صدا می زنید، دکتر و قاضی ولی هیچ نمی ارزی و وای به گمراهی ات گرفتن حق خود، مثل گدایی شده جمله ی دوستت دارم، رمز جدایی شده برای احترام هم، ملتمس او شوی؟ زندگی آدمی، ببین چه جایی شده مهریه یعنی که من دروغ میگم، نمیدم یعنی تا وقتی هستی ، مال منی...
-
سلام ای یار شیرین، دلربا
سهشنبه 19 تیر 1403 12:18
سلام ای یار شیرین، دلربا کجا رفتی که رفت دنیای ما تو را گفتم بمان، همراهمی چرا رفتی شدی از ما جدا؟ محبت کردی و ره شد جدا نماندی با دل ما بیوفا کنون بی تو، در این وادی سرد فقط یادت به جا، یادت به جا بگو ای آشنا، حرفی بزن ببین این دل هنوز در انتظار ولی هر روز با حسرت به دل که رفتی از سرای ما چرا؟ کنون در خاطراتم...
-
گر تو خواهی این زمینم عرش می گردد رضـــا
سهشنبه 19 تیر 1403 12:16
گر تو خواهی این زمینم عرش می گردد رضـــا جنتم با رنگ قلبت فرش می گردد رضـــا من نگاهم در درون قلب تو بودست و هست زین سبب آینده ات پر رخش می گردد رضـــا غم مدار از روزگارت ، من خدایم ای رضـــا از کسان ناکسانت من جدایم ای رضـــا من نگاهم در درون قلب تو بودست و هست گر تو عریانی برایت من رَدایم ای رضـــا تو ز من یک چشمه...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 18 تیر 1403 12:46
-
در زیر باران رقصان وشادان
دوشنبه 18 تیر 1403 12:44
در زیر باران رقصان وشادان تنهایی تنها مثل همیشه تن را به باران می سپارم زیرا که باران با اشک هایم با خشم هایم با درد هایم همراه ترین است شیدا جوادیان
-
آمــدی ای هـمنـشیـن آلاگُـل تـویـی
دوشنبه 18 تیر 1403 12:34
آمــدی ای هـمنـشیـن آلاگُـل تـویـی باغوبُستان ؛ نـسیم خوش سُنبُل تویی آمـوخـتـم زِمـهر عـشق تـو صـبوری را عـهدوپیمان دوستی را سَنبُل تـویـی میدانی ؟ با تو زیستن موسِم نکوست آنگه نغمه خوانی زِعشق ؛ بـلبـل تـویـی بــمـان ای مــهـرِ دلـکَـش آشـیـان دل زین محفل انجمن عشق ؛ بوی گل تویی سیمین پورشمسی
-
به حق زیباست کلامش قوتی بر قلبهاااا
دوشنبه 18 تیر 1403 12:31
به حق زیباست کلامش قوتی بر قلبهاااا (که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها) به صد مِحنت چه بی منت تو دل دادی جوانی را به یک لبخند ز دست دادی... جوانی شد فدایِ یار و آن ابرویِ مشکین که دارد خبری از حالِ این مجنونِ مسکین نصیحت گویم ای دوست این نکته تورا بَس نسوزی همچو پروانه به پایِ شمعِ هر کس... آرش خزاعی فریمانی، میرزا
-
السلام علیک یااباعبدالله
دوشنبه 18 تیر 1403 12:29
-
بایدم دعوا کنید
دوشنبه 18 تیر 1403 12:28
بایدم دعوا کنید شور و شر برپا کنید بعد از آن هم خنده ای پشت در بر ما کنید پیروز پورهادی
-
ای دوست ناپاک چه شد عهد و وفایت؟
دوشنبه 18 تیر 1403 12:23
ای دوست ناپاک چه شد عهد و وفایت؟ بردی همه دل را به نیرنگ و خطایت با وعدهی بیپایه و لبخند فریبی بردی ز دل ما همه مهر و صفایت هر لحظه و هر گام به صد حیله و نیرنگ زهر است به کامم سخن و مکر و صدایت در چهرهات از مهر نشانی نگرفتیم جز حیله و نیرنگ در این راه و خدایت گفتی ز رفاقت به دل مهری ندیدم کاش که ز دل بشنوی درد و...
-
پنهان شدَست در منِ آرام و بی صدا...
دوشنبه 18 تیر 1403 12:21
پنهان شدَست در منِ آرام و بی صدا... فریاد های سرکشِ طفلی بهانه گیر در شهرِ پُر زِ شیطنتم ، پرسه می زند حسی خجالتی و هوس های سربه زیر آتش بیار می شود و فتنه می کند... آن چشم های دلکش و محجوبِ دل پذیر شوق و خمارِ پر زدنم ،درد می کند... از چارچوبِ این منِ آزاده ای اسیر لیلادهقانی
-
در کوچههای شعر
یکشنبه 17 تیر 1403 13:01
در کوچههای شعر از هر طرف که می روم باز می رسم به پیچ موهایت نقطهی ثقل قلم ست مرضیه شهرزاد
-
سلام بر محرم
یکشنبه 17 تیر 1403 12:59
-
گر با فلسفه ی حیات باشی مدام
یکشنبه 17 تیر 1403 12:58
گر با فلسفه ی حیات باشی مدام بینی که هر شب گیرد آخر انجام خوشا انجامی که فرجامش سپیده ست خوشا هجرانی که پایانش رسیده ست فرشته سنگیان
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 17 تیر 1403 12:57
-
فرهادها با تب معشوق ساختند
یکشنبه 17 تیر 1403 12:57
فرهادها با تب معشوق ساختند جان با دروغ عامل پرویز باختند موسی به طور رفت و چهل روز برنگشت با وعدههای سامری گوساله ساختند در زیر جامهی محمّدی حسین رفت بر قلب پور فاطمه شمشیر آختند ایران زمین دورهی خوارزم بودهام چون حملهی مغول به سمرقند تاختند شادان به سوی خانهی کعبه شتافتم امّا به رمی و خانهی شیطان شناختند پشتم...
-
درد دل را با تو گویم ای خدای عاشقان
یکشنبه 17 تیر 1403 12:56
درد دل را با تو گویم ای خدای عاشقان ساز من را بی صدا دانند ؛ کَرهای زمین شعر من را بی نگاه خوانند ؛ شاهان نبین قصه ام را بی صفا دانند ؛ خانانِ زمین اعتقادم را تمسخر می کنند ؛ با نام دین عشق من را بی بها دانند ؛ با زرها عجین چون ببینم من تو را در جان ، ببین می زنند با کفر خویش من را به کین این همه گفتم بگویم خلق را ؛...
-
به ظاهر عمر ما، طولانی و سخت
یکشنبه 17 تیر 1403 12:55
به ظاهر عمر ما، طولانی و سخت به شصت وچار رسیدن ، باشَدش سخت رسیدیم شصت و چار و در گذاریم گذار آخر است و در گذاریم یکی گوید فلانی در کجائیم یکی چیزی نگوید ، سر به راهیم به ظاهر دیده اند ، این رفت و آمد ولی هر کس به کار خود در آید به خاطر دیده اند دورو بر ما همه اغیار و فامیل و کَس ما ولی تنها شدیم، تنهای تنها که من این...
-
برون از حصار تعقل که آزاد زیست
یکشنبه 17 تیر 1403 12:54
برون از حصار تعقل که آزاد زیست رها از کمند غم دوست آزاد نیست گرفتار تدبیر جانانه آزاده باش سگ نفس اگر گردد آزاد آزاد کیست علی اکبر نشوه
-
هرچند گناه من ز نادانی بود
شنبه 16 تیر 1403 11:56
هرچند گناه من ز نادانی بود کار تو خلاف حکم انسانی بود رسوایی من تو را چه سود و ثمری در سینه من عشق تو پنهانی بود گفتی که برو مرا به خود وا بگذار عشق تو مگر عشق خیابانی بود از روز ازل نه اینکه امروزه و حال در کنج دلم مهر تو یزدانی بود با اخم شکستیم دل و حیف نبود بیچاره دلم تشنه احسانی بود مشکن دلم و بگیر دستی ز کرم این...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 16 تیر 1403 11:53
-
من به آن عشقی که معلولِ نگاهِ اول است
شنبه 16 تیر 1403 11:51
من به آن عشقی که معلولِ نگاهِ اول است با کمالِ احترام، کلا ندارم اعتقاد علیرضا صانعی