-
گم شد در سرابِ آسمان ستاره ی اقبال
سهشنبه 12 تیر 1403 12:38
گم شد در سرابِ آسمان ستاره ی اقبال نوازش کرد نسیم یادی صورتِ تنهایی را و ربود از پلکِ سنگینِ شب خواب را اینک... رو به آسمانِ مهتاب مرده ی مغموم می شمارد اندوهای بی شمارش را. فریبا صادق زاده
-
هرکه را از عشق گفتم
سهشنبه 12 تیر 1403 12:37
هرکه را از عشق گفتم گفت نرسیدن جفا ، درد و اندوه فراوان بگفتم عاشقم گفت توئم میشوی مملو و حیران بگفتم فارغم بگفتا میشوی سر در گریبان بگفتم هرچه دور شود از من و من با هر قدمش هر نفسم را گریبان دارم سید امیرعباس مهدیان پور
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 12 تیر 1403 12:36
-
من اگر دیر آمدم، بر یاد تو
سهشنبه 12 تیر 1403 12:35
من اگر دیر آمدم، بر یاد تو هر کجا باشم، رسم بر داد تو گر که از نامرد می، رفتم ز..یاد من چو بودم قاصدک، در دست باد قلب و روحم را که من، دارم به دست با دلم بازی بشد، باهر نفس گاه و بیگاه آن دو چشمانت، که می آمد به ذهن قلب را ،چون پر طپش میشد به مهر تو به یاد آری ،که از عشق و وفا دم میزدی؟ من چه دانستم که با آن رفتنت......
-
ترس و هراس لحظه های انتظار بهانه های تازه
سهشنبه 12 تیر 1403 12:34
ترس و هراس لحظه های انتظار بهانه های تازه قولهای فراموش شده شوقی که دیگر نیست ذوقی که کور شده دستهای سرد آغوشی سرد سکوتی سنگین سردی کلامت و زمانی که زود میگذرد و ساده دل من چشمانم را بسته ام بغل گشودم تا در میان دستانم آرام گیری با بوسه ای جانم دهی سر روی شانه هایم بگذاری محکم در آغوشت بگیرم و خیالم آسوده شود دنیای...
-
کاش قبل از آمدن در قلبِ من در می زدی
سهشنبه 12 تیر 1403 12:31
کاش قبل از آمدن در قلبِ من در می زدی در زمانِ مشکلاتِ من به من سر می زدی از زمانی که تو رفتی و دگر تنها شدم کاش مانندِ کبوتر بی خبر پر می زدی علیرضا صانعی
-
سرزمینِ آریاییِ من
سهشنبه 12 تیر 1403 12:30
سرزمینِ آریاییِ من قبله گاهِ اهوراییِ من تو تمامِ قلب منی جاودانه ای،عشقی، وطنی خاکت بُوَد مانا و پرگوهر به بال های هزاران فروهر زندگی پُر شود از هر نهالت به عشق ز کوه ها و دریاها و آدمیان سرشت شادی ببخش، گرم باش، آباد باش تو آغوشِ مردمِ آزاد باش نادیا صباحی
-
اعتماد
دوشنبه 11 تیر 1403 12:28
چه بسیار بارها به تصور یافتن گوشی شنوا یا فهمی آشنا یا دیدهای مشتاق و نهانی پذیرا هر آنچه در چنتهی باورمان داشتیم در پیشگاه دوستنمایان بر زمین نهادیم و چه بسیار لقمههای گوارا که از طعام سادهلوحی خود بر سفرهی اشتیاقشان گستردیم تا آن نفاق پیشگانِ رنگینکردار همچون کرکسانِ تاریک چشمِ لاشهخواری به منقارِ تظاهر...
-
می ترواد دوباره از سینه
دوشنبه 11 تیر 1403 12:27
می ترواد دوباره از سینه بغض هایی که در گلو مانده ست می شود اشک روی گونه ی من درسرم واژه های ناخوانده ست واژه هایی غریب و بی تکرار حرف هایی که مانده ناگفته پیله بسته به دور من هربار شب به شب خواب های آشفته آه کام زندگی هر صبح تلخ مثل قهوه ی قاجار چند بار گویمت ای غم دست از جهان من بردار باز هم شنبه و غمی تازه سر رسد...
-
طبیعت
دوشنبه 11 تیر 1403 12:27
-
پس از تو ماهِ من دیگر، من از آغاز می ترسم
دوشنبه 11 تیر 1403 12:26
پس از تو ماهِ من دیگر، من از آغاز می ترسم من از دیدن، شنیدن، عاشقی ای راز، می ترسم پس از تو سخت می گیرد گذارِ لحظه ها با من پر و بالم و شکست و بی تو از پرواز می ترسم پس از تو ماهِ من دیگر من از آغاز می ترسم... سروشِ سلجوقی سروین
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 11 تیر 1403 12:24
-
غم هجران تو ای دوست چنان کرد مرا
دوشنبه 11 تیر 1403 12:24
غم هجران تو ای دوست چنان کرد مرا که ببینی نشناسی که منم یا دگری عراقی
-
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
دوشنبه 11 تیر 1403 12:22
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست سعدی
-
جز عشقو محبت گنهم چیست، ندانم؟
دوشنبه 11 تیر 1403 12:21
جز عشقو محبت گنهم چیست، ندانم؟ باران نرسد یا برسد تشنه بمانم پا در گِلمو مقصد من راه درازیست امّا برسم ،گر زغمت زنده بمانم شاید بشود دل به تو نسپارمو روزی از قید ستم های تو جانم برهانم آسان نتوان برد رهی سوی حقیقت چون سایه کنارت نتوانم که بمانم دلسوخته ی عشق تو گردیدُ نمردیم هر لحظه زبان فاش کند سر به گمانم نبض دل...
-
دود اگر از خانه ای آباد، می گردد سحاب
یکشنبه 10 تیر 1403 12:51
دود اگر از خانه ای آباد، می گردد سحاب سینه و قلب کسی باشد که می گردد کباب خوشه ای له میشود از مُشت ظلم می پرست تاشود یک قطره ی ویرانگر جام شراب دامن دریا بزرگ و رنج نا هنجار رود سینه صاف و سفید کوه می گردد خراب لاله های واژگون گر روید از رخسار کوه دامنش خیس عرق می شد زشرم آفتاب تا نریزد ذره ذره ابر از شمشیر رعد پر نمی...
-
چشم، آشفته و حیران وجود
یکشنبه 10 تیر 1403 12:50
چشم، آشفته و حیران وجود واله ادراک، ز توصیف شهود نظر از مشعر آیات، ملول حشمت معبود را سر به سجود کرد مصباح عَلَم روح قُدُس ز سرِ آنچه بیاورد فرود پای داماد نلرزد یا رب نشود دل تهی از بند قیود ید حیدر به سرش دار قرار به رسول و آل، بفرست درود میثم داماد خراسانی
-
روزی که خدا گل مرا سرشت
یکشنبه 10 تیر 1403 12:50
روزی که خدا گل مرا سرشت و شبی که تقدیرم را نوشت مرا خلیفه نامید در زمین جز من جای هیچ کس نبود بر من منت نگذاشت به ستایشم ایستاد به ستایشم خواند بر من درود فرستاد و آسمان را فرمان سجود داد به من آموخت در هیچ بندی نباشم به خدایگان زر و زور و تزویر سرفرود نیاورم چون من خلیفه ی اویم در زمین پادشاه بی چون چرای فرش همان که...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 10 تیر 1403 12:47
-
گفتی: با تو بودنم، اشتباه بود
یکشنبه 10 تیر 1403 12:46
گفتی: با تو بودنم، اشتباه بود برو اشتباه را دوباره تکرار نکن بگذار من باشم و درد باشد و سوز و خاکستر برباد رفته و اشتباه نکردهام فقط بدان با دلِ عشق نیامده بودی بر دلِ عشق عاشق باشی زیرا که عشق، هرگز اشتباه نمیکند از عشق ویرانم ولی مستحق گدایی نیستم برو دیگر به پای رفتنت زانو نمیزنم دنبال قلبی باش که حالت را خوب...
-
توپ قلقلی روزگارانم
یکشنبه 10 تیر 1403 12:45
توپ قلقلی روزگارانم قلبم سُرخ، روحم پیر و سپید، اشتیاقم اما آبیست و همچون فیروزه درخشان و گاهی هم، همچو سورمه ای تیره مرا زمین زدند تا هوا بروم و صبرم را محک بزنند و آنچه را که بر هر موجود زنده ای تست نکرده بودند را، بر من بیازمایند اطرافم پُر شده بود از آدمیانی گاها بد ذات، گاهی بیمار و گاهی دل آزرده و خطرناک، که مشق...
-
"بوسه" بـه لبِ "بهــار" دارم امشب
یکشنبه 10 تیر 1403 12:44
"بوسه" بـه لبِ "بهــار" دارم امشب دستی به دف و سهتار دارم امشب ای خواب دمی بهچشم من پابِگذار با "خاطرهاش" قـرار دارم "امشب" بنفشه_انصاری_پرتــو
-
هرچه دلچسب است احساس تماشا کردنت
یکشنبه 10 تیر 1403 12:43
هرچه دلچسب است احساس تماشا کردنت دلهره میآورد این پا و آن پا کردنت؛ موذیانه میجود روح مرا مثل خوره فکرِ جز من در دل و روح زنی، جا کردنت گاهگاهی باعث سوءتفاهم میشود شکل کوتاه آمدن، طرز مدارا کردنت جدی و مغروری، و این شیوهی مخصوص توست با همین آرامیات، آشوب بر پا کردنت خوب میدانی ولی بدجور عادت کرده است گوشهای من...
-
در یک زمان بودیم
شنبه 9 تیر 1403 11:59
در یک زمان بودیم در یک مکان، زمان را متوقف کردیم مکان را دور زدیم، باز غم بود در دل هایمان شاید آوای زخم هایمان یکی نبود که زندگی مکرر نت خوشبختی را فالش می نواخت نازنین رجبی
-
در این ناموزونی چرخ زمانه
شنبه 9 تیر 1403 11:59
در این ناموزونی چرخ زمانه در این کژدلی روزگار با این افتان و خیزان ناموزون و در این حیات ستانده شده احساس می کنی خستگی در تَن را که حال مرور میکنی چرخ نامیزان ایام را قالبی دیگر زدن بر این خستگی به مصلحت یا سر در گلیم انزوا بردن راه حل آری سخت دلمان گرفته غم زده ایم در این رنج و گریز خسته دل از این چرخشهای سخت و بلا...
-
ای کرده فراموشم، از یاد نخواهی رفت
شنبه 9 تیر 1403 11:58
ای کرده فراموشم، از یاد نخواهی رفت در سینه به جا ماندی بر باد نخواهی رفت پیچیده به پای تو صد رشته مشتاقی ای زلف رها در باد آزاد نخواهی رفت گفتی که فنا کردی ما را به غمت اما از دام بلا جوی صیاد نخواهی رفت تو جوهره ی عشقی سرچشمه امیدی از خاطر شیرین و فرهاد نخواهی رفت در پرده ی هر آوا صد ساز همایونی از مایه ی غمگین اوراد...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 9 تیر 1403 11:57
-
در پیچِ گیسو دلبری کن گوشواره
شنبه 9 تیر 1403 11:54
در پیچِ گیسو دلبری کن گوشواره تا مرمرین جغرافیِ نیلو نگاره بر اطلسِ مویِ سیاهِ سرزمینی با آبشارِ شب نمایی پر شراره ماهیِ موج و مردمک بر پلکِ رویا بازآ به آتشبازیِ چشم و اشاره بگذار از فصلِ نبودن هایِ انبوه با یک نفس بوسه ترا شیرین عذاره برگیرمت شوریده پنهان کنجِ آغوش مهمانِ مِی با ماجرایی در کناره ز آشوبِ در شیبِ تپش...
-
من برایت هی غــزل پشت غــزل خواهم نوشت
شنبه 9 تیر 1403 11:53
من برایت هی غــزل پشت غــزل خواهم نوشت بیت های نغــــز و با طعم عسل خـواهم نوشت گیسوانت حلقه حلقـه تا کمــــر گـــل بسته ای تا ابـــــد از آن شلال چــون زحل خواهم نوشت دیدمت در وقت رقصت لـــــرزه بـــر جانم زدی از شکستِ استخوانم چون گسل خواهم نوشت با دلـــــم بازی نکــــن دیگـــــر نمانــده طاقتم این عمل را بینم و عکس...
-
گر از آغوش اهوازم تمنای صفا داری
شنبه 9 تیر 1403 11:52
گر از آغوش اهوازم تمنای صفا داری بیا تا ساحل کارون کنم غرق تماشایت منصور اخگر