-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 15 اسفند 1402 12:08
-
نگاهت گل، بیانت گل ،رضاجان
سهشنبه 15 اسفند 1402 12:08
نگاهت گل، بیانت گل ،رضاجان حرم گل،آستانت گل، رضا جان نبوت گل، ولایت گل ،وفا گل علی و فاطمه گل، مصطفی گل مدینه گل، بقیع گل، مجتبی گل حسین و زینبش گل، کربلا گل نجف گل سامرا و کاظمین گل ابوالفضل و امام عابدین گل نماز و باقر آل نبی گل امام صادق آل علی گل پدر گل، مادرت گل ،خواهرت گل جوادت گل، دلت گل، زائرت گل نقی گل، عسکری...
-
صبح و ظهر و عصر،
سهشنبه 15 اسفند 1402 12:07
صبح و ظهر و عصر، مغرب و شام شعر میخوانم سر به سجده میگذارم نرم و آرام با مرورِ شاهبیتی، میروم هر آن به معراج، مذهبم هر چه که باشد شعر از آن رنگینتر است نه مسلمانم، نه کافر عاشقم عاشق همین، هر کس که همکیشِ من است با ندای شوقِ من یا هو زند مریم جلالوند
-
آن که جنگ آغازید
سهشنبه 15 اسفند 1402 12:06
آن که جنگ آغازید به جنگ نرفت آن که مرگ را ستود کشته نشد آن که سودای سلطه به سر داشت بر خَیل کشتگان ایستاده بود آن که نمی آمد از درِ صلح پشت سربازان سنگر گرفته بود آنها می تازند ما ویران می شویم آنها می جنگند ما جان می دهیم حمید مرادی
-
من گمانم هر کسی آئینه ایست
دوشنبه 14 اسفند 1402 12:33
من گمانم هر کسی آئینه ایست یا که تخت و یا که کوژ یا که کاو تا که برخوردی کنی با هرکدام ظاهر و باطن ببینی خود در آن تختها هر گونه باشی شکل آن را پس دهد ظاهر و باطن نمایانت درست کوژها کوچکترو کاوها چون به کانونش در آیی آشکاراتر کند تصویرتو آری آشنایان را سه گونه یافتم . واقع اندیش، کوچک اندیشُ، بزرگ اندیش ، واقع اندیشان...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 14 اسفند 1402 12:32
-
دلی که تورا صدا میکند و میجوید به عرصه راه نیست .
دوشنبه 14 اسفند 1402 12:32
دلی که تورا صدا میکند و میجوید به عرصه راه نیست . عاشق شدن لیلی به مجنون هم ببین که گناه نیست فرسوده گشتم و فرتوت هم ز گردش ایام نا صواب پیرم تو کرده ای عشقت کشته مرا ببین که آه نیست خرمن بزرگ است وببین گل های منهم شکوفه داده اند نرگس به یک طرف و سوسن هم ببین کنار چاه نیست فرق است میان من و دیگران انتخواب خود تو کرده...
-
دردلم آشوب و شرمی در بیان علتش
دوشنبه 14 اسفند 1402 12:31
دردلم آشوب و شرمی در بیان علتش بی نصیب از عالمی کرده زبان را خجلتش این گل سرخی که در قلبم شکفته واقعی است لیک آزرمی که دل دارد مرا بد،طالعی است ترسم از احساس من آیینه بردارد ترک گرد شمع آن هراسانم که سوزدشاپرک روی بر تابی اگر از من چه خاکی برسرم ریزم ای زیباترین رویای فکر و باورم گر به من گویی که شرمت را کجا کردی حراج...
-
پروانه
دوشنبه 14 اسفند 1402 12:30
-
چو تنگ است این قفس ، باید پریدن
دوشنبه 14 اسفند 1402 12:29
چو تنگ است این قفس ، باید پریدن لباس کهنهی غم را دریدن ز دنیا گم شدن ، پیدا شدن باز ولی هر لحظهای ، هستی خریدن احسان آریاپور
-
دلا ساکت نشستی گیریه کردی
دوشنبه 14 اسفند 1402 12:29
دلا ساکت نشستی گیریه کردی چراغ سبز دل را پاره کردی غبار آلود بودی در زمستان بهاران را همیشه گریه کردی امید یک بهار پر رنگ را در آن گوشه گذاشتی گریه کردی در آن دوران که خواستت شدنی بود همه اوراق خود را پاره کردی زبس این درد و رنج را دیده دیده با این اشک های نالان چاره کردی دانش اینجا مکان جنگ و صلح بود چرا یک سو نشسته...
-
نه این هفته تمام هفتهها را بسر کردم برای دیدن تو
دوشنبه 14 اسفند 1402 12:28
نه این هفته تمام هفتهها را بسر کردم برای دیدن تو ندانستم تلاشم بیثمر بود برای لحظهای فهمیدن تو تو گفتی من گل زیبای باغم لطیفم عطر میپاشم به هستی نگفتی که خیالاتی ندارم برای لحظهای برچیدن تو شهناز یکتا
-
یک روز زه شیری پشه ای خورد کمی خون
یکشنبه 13 اسفند 1402 12:22
یک روز زه شیری پشه ای خورد کمی خون وابسطه ی او گشت و همی خورد زه معجون احساس بزرگی به سرش زد که چو شیر است قیاس به نفسش پشه را کرده چه بد مست ناگه زه فضیلت دمه شیر آمده در دام افتاد به زندان و اسیری شده فرجام شیر از پشه میخاست که بگریزد از ان جای زندانی ذهن است ولی آن پشه از پای گفت ای پشه ، دربی به درون باز همیشست...
-
بهار
یکشنبه 13 اسفند 1402 12:20
-
گفته بودی دوستت دارم ولی من بیشتر
یکشنبه 13 اسفند 1402 12:19
گفته بودی دوستت دارم ولی من بیشتر جان این تن دوستت دارم ازاین تن بیشتر من همیشه یاد هرم دستهایت می کنم در تمام سال اما ماه بهمن بیشتر دلبروزیبا و خوش اندام و نیکو صورتی با کلاه و عینک و پوتین و دامن بیشتر وسعت زیبایی تو می رود تا ناکجا از خلیج فارس تا بالای فومن بیشتر وعده دادی دلخوشم کردی دلم آرام شد دلخوشم با وعده...
-
خود کلیدی
یکشنبه 13 اسفند 1402 12:18
خود کلیدی به خود آیی از بند قفس رهایی آریا ابراهیمی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 13 اسفند 1402 12:18
-
آسمان را می نگرم، باران است و باران
یکشنبه 13 اسفند 1402 12:17
آسمان را می نگرم، باران است و باران شب است و باران و سکوتش قطره قطره های باران چه نغمه زیبایی است ببار بر روی آسمان این شهر بشور این دلواپسی هارا کاش سرازیر باشدتا صبحباران تا روشنی بخشدفردا و فرداهای دگر محسن ولیخانی
-
فریاد و ترسی بی هوا را به دلش افروخته
یکشنبه 13 اسفند 1402 12:16
فریاد و ترسی بی هوا را به دلش افروخته دنیا همیشه خشم را به چشم کودک انداخته افتاده دشمن بی صدا از آسمان در خانه ها مشغول زخم انداختن است آنکس که ترس افروخته از کینه و جور و ستم دست ها با سنگ ها خورده قسم هم دلها، هم جان ها مثل نسیمی افروخته همراه می خواهد دلم در قله آزادگی هر چند در این ویرانه ها جان و تنش افروخته در...
-
گهی با گل گهی با خار به جنگم
یکشنبه 13 اسفند 1402 12:15
گهی با گل گهی با خار به جنگم گهی با دشمن بدکار به جنگم برایم دشمنی جز آشنا نیست گهی با آشنای مار به جنگم کجا یاری دلش باشد چو آفتاب رخش گلگون قبا باشد چو مهتاب نجیب و باوقار و بی تکبر برو جانا مگر بینی تودر خواب گل آفتاب پرستم کی میایی به راهت دیده بستم کی میای شدم بیمار و از درد جدایی دوای درد سختم کی میایی کجایی ای...
-
جوانی بود و من باهم غریبه
شنبه 12 اسفند 1402 12:31
جوانی بود و من باهم غریبه در این دنیا که سرتاپا فریبه.؟ دقیقنا غافل از قانون هستی که بی اندیشه با پوچی ضریبه نفهمیدن ؛ نسجیدن ؛ ندیدن .؟ به چاه افتادن از چال عن قریبه مثال عاشقی کز شوربختی نگاه دلبرش سمت رقیبه ویا مانند دشتی گرم و سوزان که از ابر مهاجر بی نصیبه به سرو سبز دنیا دل نبندید ؟ گهی منبر. و گاهی هم صلییه...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 12 اسفند 1402 12:30
-
پرنده
شنبه 12 اسفند 1402 12:30
پرنده ای همای رحمت، تو بیا سایه فکن ،بر سر ما تو بیا که رحمتی،از بهر کم ما تو اگر به مغز استخوان ما رسیدی رحمی کن به این امید نا امیدی که دوباره شاید ققنوس این سرزمین با کرامت ؛ نفس دهد امیدی به امیدی هم که اگر نشسته باشد بکند نگاهی به امیدواری شاید به دیده ی منت ؛ بنشیند بر سر در خانه ملت، دمیده ای نفس به جانان...
-
من خسته ام زین هجر طولانی
شنبه 12 اسفند 1402 12:29
من خسته ام زین هجر طولانی از اینکه می آیی نمیمانی از اینکه حرفم را نمیفهمی از اینکه قدرم را نمیدانی از اینکه من تنهایِ تنهایم در بین این حجم از پریشانی یکجور رفتی از کنارم که دیگر نمانده ست در بدن جانی دل را ببین:جان میدَهد بهرت در من به پا کردی چه طوفانی هر لحظه با یادت چه آرامم من را بکن در خود تو زندانی بیخود مگو...
-
زمستان12/12
شنبه 12 اسفند 1402 12:28
-
بین فضای خالی
شنبه 12 اسفند 1402 12:27
بین فضای خالی آسمان و زمین نگاهت خشکم زده پلک بزن به تماشا آمد م درست در لبه پرتگاه نگاهت ایستاده ام سمیه معمری ویرثق
-
تنهاییِ شَبَم را بی تو
شنبه 12 اسفند 1402 12:27
تنهاییِ شَبَم را بی تو ورق میزنَم ماه به میهمانی ستاره ها میروَد کاش بادی بِوَزَد عطرِ تورا به خلوَتَم بیآوَرَد. آگرین یوسفی
-
تا نگه بر نفس نمودم از هوس
شنبه 12 اسفند 1402 12:26
تا نگه بر نفس نمودم از هوس نفس را دیدم بـه من زل میزند پـاسِ گل دادم بـه او از غافلی معترض هستم چـرا گـل میزند سلیمان ابوالقاسمی
-
باور شده ام که عشق را فهمیدم
شنبه 12 اسفند 1402 12:26
باور شده ام که عشق را فهمیدم دلبستگی و بستن دل فهمیدم احساس به او گفت منم فهمیدم من عاشقم و عاشقمست فهمیدم سجاد نوروزی
-
خاطره شده نگاهت
جمعه 11 اسفند 1402 12:36
خاطره شده نگاهت در ذهن عاشقَ م فروغ گودرزی