-
من بیابانم،تو ابری،آشناتر میشوی
دوشنبه 22 آبان 1402 11:42
-
در دل من شاپرکی خانه کرد
دوشنبه 22 آبان 1402 11:39
در دل من شاپرکی خانه کرد خانه که نه،میل به ویرانه کرد شاخه به هر شاخه پرید و رمید شاخک ژولیده ی خود شانه کرد اوج گرفت از وسط آسمان معلق و چرخیدن رندانه کرد بال کشید و ره صحرا گرفت بر تن خاری هوس لانه کرد گیج شد از این حرکات عجیب عزم به چرخیدن شاهانه کرد صید شد اینجا نفس شاپرک تا دل من حیله و افسانه کرد قلب سعید است...
-
در دفتر شعر شاعرانه هایم
دوشنبه 22 آبان 1402 11:38
در دفتر شعر شاعرانه هایم یک مصرع به زیبایی لبخند تو ندارم اندوه من از این است در سخنانم به زیبایی چشمای سیاه تو ندارم به اون چشمای قشنگت ، اسیرم بدون عشق تو اروم و قراری ندارم اسم قشنگت هر روز رو لبام چه سازم ، چه گویم عزیزم ای خوشبوتر از گل یاسم ای دلبر سخت پسندم من دائم بی تو نگرانم مصطفی خواجه دهاقانی
-
بعد رفتن دیدمت با شادی هرجا میروی
یکشنبه 21 آبان 1402 11:54
بعد رفتن دیدمت با شادی هرجا میروی دیدمت با خنده هر دم سوی صحرا میروی دیدمت نیستی تو حتی لحظه ای در فکر من بیخیالم هر طرف هردم به تنها میروی این تحمل چیست داری یا نمیخواهی مرا من برفت طاقت ز دستم تو شکیبا میروی من ندارم چاره ای جز صبر و طاقت ای پری لیک نمیخواهی مرا با قد و بالا میروی جان خود بنْهاده ام در راه تو ای جان...
-
نیا یش کنیم برای زمین
یکشنبه 21 آبان 1402 11:54
نیا یش کنیم برای زمین زمین اندوهناک وغمگین است کینه ونفرت می تازند جنگ و ویرانی می چرخد درد ورنج می نوازند گرسنگی و تهی دستی دامن گسترده نیایش کنیم نسیم مهر وشادی بوزد کودکان بادبادکها را به دست بادهای تیز رو سپارند دخترکان با دامن های گل گلی وگیسوان افشان پایکوبی کنند پرندگان مهاجر ره گم کرده به خانه های خود بازگردند...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 21 آبان 1402 11:52
-
عاجزم ز خیال هر شبت...
یکشنبه 21 آبان 1402 11:52
عاجزم ز خیال هر شبت... چقدر سنگین شده می آیی گاه بی گاه سر زده نا خوانده چه مهمان بی تعارفی هستی تو بابک پولادی فراز
-
رسول من معجزه ات کامل بود
یکشنبه 21 آبان 1402 11:51
رسول من معجزه ات کامل بود چونانکه تمامی پیامبران در وجودت جمعند شق القمر کردی حال نیمی از ماه مجنون شده و نیمی دیگر می پرستند تورا... مهساجوانی
-
همان اول که چشمان تو از من ماجرا می خواست
یکشنبه 21 آبان 1402 11:50
همان اول که چشمان تو از من ماجرا می خواست نبایدمی شدم قانع که قسمت را خدا می خواست بنازم آتش عشقت که گرداگرد تو چون شمع دلم پروانگی می کرد و از آتش شفا می خواست تو روی ساحل امنت ،منم چون موج سر درگم ببین من تا کجا رفتم ببین دل تا کجامی خواست ؟ عجب بازی بی رحمی است ، که آیین وفاداری تورا در اول راه و مرا تا انتها می...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 20 آبان 1402 11:39
-
یکی بود
شنبه 20 آبان 1402 11:34
یکی بود تا همیشه هم یکی بیشتر نیست روزی از همین روزها قصه ما بسر میرسد دلم میسوزد برای کلاغ هایی که به خانه نرسیدند مازیار اطمینان
-
آخ عشق ش ک س ت
شنبه 20 آبان 1402 11:33
آخ عشق ش ک س ت درسکوت خودش رفت عاشقانه هاسر ش را درآغوش خیالم گذاشتند نفس های دریا هی می رفت هی می آمد گاهی پر خروش گاهی ارام چهره ام به تو یادگار می داد ذهنت مرا می کشد و موج میزند مرا روی تخت سنگی آرامش ها برای تو می فرستم در تصویر ها ی که مرا بغل گرفتند تا به اندازه ی نگاهت دست هایم به دست هایت میرسانم وکلمات خشک...
-
مرا از یاد خود بردی و از یادم نخواهی شد
شنبه 20 آبان 1402 11:32
مرا از یاد خود بردی و از یادم نخواهی شد معطل در مسیر داده بر بادم نخواهی شد به خاطر دارم از خاطر فراموشی تو اما تو دیگر از طنین نای فریادم نخواهی شد برو ای خانه ات آباد و با مردم مدارا کن اسیرم کردی و دلدار و همزادم نخواهی شد از این پس با تمام غصه های خویش میسازم که بین قصه ها ماه پریزادم نخواهی شد اگر چه دل به امید...
-
پاییز
شنبه 20 آبان 1402 11:32
-
من امروز اهن سردم
شنبه 20 آبان 1402 11:31
من امروز اهن سردم که با اب صیقل خوردم گهی اتش به تن دیدم گهی سندان و پتک خوردم نمیدانی چقدر نرممم برای بودن با تو چقدر حرف مردم خوردم چنان دردی به جانم داد که گویی استخوان خردم ولی آرامشی دارم چرا شمیشر دست یک مردم سیاوش دریابار
-
ما نگین سلیمان را گم کرده ایم
جمعه 19 آبان 1402 11:16
ما نگین سلیمان را گم کرده ایم در بیابان خضر را گم کرده ایم دست خونی قابیل دست ماست حیف پیکر هابیل را گم کرده ایم آخر عذاب جهنم را می چشیم چو وحی جبرائیل را گم کرده ایم سوره ها هرکدام نشان راه ماست نمل که هیچ فیل را گم کرده ایم در میان مردمان صدها صداست صوت زیبا ترتیل را گم کرده ایم از مس دل باید طلا می ساختیم حیف نسخه...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 19 آبان 1402 11:15
-
شب است و زیر نور ماه
جمعه 19 آبان 1402 11:14
شب است و زیر نور ماه قطار زندگی و عاشقی در راه و من واگن آخر اندکی تنها دلم شیدایی بی درک میخواهد سکوتی این چنین بی رنگ میخواهد سرم سامان میخواهد دلم دامان میخواهد نوازش های بی پایان میخواهد ولی با این همه انگار دلم دیوار میخواهد سکوتی تلخ وبی تکرار میخواهد دلم با تازیانه های این سرمای ویرانگر صفوفی از شب و سیماب...
-
گاهی گوشی پُر حوصله
جمعه 19 آبان 1402 11:13
گاهی گوشی پُر حوصله شانه ایی گرم و ماندنی باشیم اگر قرار بر نگاشتن بود کوتاه ، در قدر و اندازه یکی دو جمله سلام من خوبم ملالی نیست جز دوری شما زیباطحافچی
-
در کنج در نشسته ام که هویدا کند مرا
جمعه 19 آبان 1402 11:12
در کنج در نشسته ام که هویدا کند مرا دلخوش نشسته ام که تمنا کند مرا سر بر درو در در بر و خانه به دوشم عشق است دگر،بگذار که رسوا کند مرا مهدی نجف
-
هرگز به کسی وصله ی ناجور نزن
جمعه 19 آبان 1402 11:12
هرگز به کسی وصله ی ناجور نزن از بهر دو روز زندگی شور نزن عمراست که چون آب روان می گذرد پس عمرغنیمت شمر و زور نزن اسماعیل ایوانکی
-
به نقل از شاعری خواندم
پنجشنبه 18 آبان 1402 11:31
به نقل از شاعری خواندم : نوشتم بر در قلبم ورود عشق ممنوع عشق آمد و گفت : من بی سوادم رفت و داخل سوخت... از آن پس لحظه در لحظه، گرفتار تبت هستم. چه تب سوز و چه لب سوز است ، آن عشق جگرسوزت . من این را اوج عشق میدانم ، که چون پروانه ای چرخان ، به دور شمع جانسوزش ، چه زیبا منظری دارد، جلای آب با آتش. نمیدانم که من اویم؟ و...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 18 آبان 1402 11:30
-
از بس غمت درون دلم پا گرفتهاست
پنجشنبه 18 آبان 1402 11:28
از بس غمت درون دلم پا گرفتهاست مأوا دلم به ساحل بلوا گرفتهاست هر چند نیست کیش تو هرگز بجز جفا مهرت عجیب در دل من جا گرفتهاست دامن گره به دامنِ طوفان زدم کزان غوغای موجِ فتنه دلم را گرفتهاست دور از خودم نکرده مگر عشق روی دوست ما را خیال روی تو از ما گرفتهاست از او جز او نکرده تمنّا دلم، چه خوب ؟ از من مرا به عشوه...
-
پاییز
پنجشنبه 18 آبان 1402 11:27
-
ما زاده ی انقلاب عشقیم همه
پنجشنبه 18 آبان 1402 11:26
ما زاده ی انقلاب عشقیم همه آسوده دل و مجاب عشقیم همه آکنده ی نور و غرق در شور و سرور همسایه ی آفتاب عشقیم همه عمری ست که رهرو امامیم و به شوق خوش رایحه از گلاب عشقیم همه همواره مرید رهبر فرزانه دنباله رو کتاب عشقیم همه تا دشمنمان باز سرافکنده شود دلبسته ی انتخاب عشقیم همه یادآور خون شهدا، خونین رنگ گلبرگ گلی به قاب...
-
شتاب کن
پنجشنبه 18 آبان 1402 11:25
شتاب کن ورق بزن تاریکی تاریخ را این کوچه باریک را آتش بزن تقویم را اهریمن ننگین را این خار را این دار را ضحاک خوناشام را فصل خزان ها زجر بود دست زمستان سرد بود شتاب کن ورق بزن تاریکی تاریخ را این کوچه باریک را فصل بهاران میرسد پیروز پورهادی
-
ماه آب و یاد تو باز
چهارشنبه 17 آبان 1402 11:31
ماه آب و یاد تو باز آری دلم یاد تو هست این شب و این نگاه تو سبزه دلم با تو نشست شکوفه و بنفشه ها شاخه خوشست که نشکست این پرواز پرنده را خوش دیده ام آزاد از دست آواز قمری خدا امان از پروانه و جست ازاده دهقان بنادکی
-
با دیدنش دلدادگی از سر گرفتم
چهارشنبه 17 آبان 1402 11:27
با دیدنش دلدادگی از سر گرفتم حال و هوای برگ نیلوفر گرفتم در بامداد ساقه ترد خیالش پبچیدم و دور خودم سنگر گرفتم چون ذره ایکه جان بگیرد با نسیمی از روی خاک جاده بال و پر گرفتم مثل چلیپایی که روی طره هایش امواجی از دریای پهناور گرفتم در ساحت شهلای لبریز شرابش افتادم و از دست او ساغر گرفتم با فتنه های کفر آئین جمالش در...
-
بیا آهسته وآرام در این پاییز زیبا
چهارشنبه 17 آبان 1402 11:27