-
لعنتی! چقدر مهربان رفتی..!
پنجشنبه 2 دی 1400 01:27
من سرم درد می کند برای دعواهایی که با هم نکردیم لعنتی! چقدر مهربان رفتی..! "آرش امینی"
-
جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنی
سهشنبه 30 آذر 1400 00:49
جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنی من میانسالم ؛ تو داری زود پیرم می کنی نیمه جانم کرده ای در بازی جنگ و گریز آخر از این نیمه جانم نیز سیرم می کنی این مطیع محض دست از پا خطا کی کرده است؟ پس چرا بی هیچ جرمی دستگیرم می کنی؟ سالها سرحلقه ی بزم رفیقان بوده ام رفته رفته داری اما گوشه گیرم می کنی! تا به حال از من کسی شعر بدی...
-
شب یلدای منی
سهشنبه 30 آذر 1400 00:42
-
شب یلدا شده و بی قراریست حال من را
سهشنبه 30 آذر 1400 00:39
شب یلدا شده و بی قراریست حال من را که تو بیایی و بخوانی فال حافظ را که شفابخش وجودت چوطبیب بنگرد دل بی تاب مرا نرگس مومنی
-
یلدا در جبهه
سهشنبه 30 آذر 1400 00:38
-
آرامش
سهشنبه 30 آذر 1400 00:37
-
مُهری به نشان دوست داری زده ام
یکشنبه 28 آذر 1400 00:48
مُهری به نشان دوست داری زده ام صد شاخه گل امیدواری زده ام بر لحظه به لحظه خاطراتت با عشق یک بوسه به رسم یادگاری زده ام "جواد مزنگی"
-
غزل! هم صحبت دیرینه ام؛ تنها شریک غم!
یکشنبه 28 آذر 1400 00:47
غزل! هم صحبت دیرینه ام؛ تنها شریک غم! من از دیوانه ماندن خسته ام، دست از سرم بردار غلط کردم! اگر یک شب نباشی این دل کوچک شبیه تکه سنگی می شود بر سینه ی دیوار... "امید صباغ نو"
-
خدایاپناه مون باش
یکشنبه 28 آذر 1400 00:44
-
گفتی که میروی به خدا میسپاری ام
شنبه 27 آذر 1400 00:52
گفتی که میروی به خدا میسپاری ام من باورم شده تو مرا دوست داری ام ته مانده های آب غرورم فنا شده ست باور نمیکنم که تو باور نداری ام لبخند میزنی تو و از من گذشته ای من در خزان رفتنت اما به زاری ام این زخم ها که کوه نمک را چریده اند! دیگر نمک نزن تو به این زخم کاری ام بستی بهار بودن خود را که تا ابد در بین دشت های نبودت...
-
حال خوب
شنبه 27 آذر 1400 00:50
-
امروز همه نیاز من این است که تو را به نام بخوانم
جمعه 26 آذر 1400 01:27
امروز همه نیاز من این است که تو را به نام بخوانم و مشتاق حرف حرف نام تو باشم مثل کودکی که مشتاق تکه ای حلواست مدت هاست نامت بر روی نامه هایم نیست از گرمی آن گرم نمی شوم اما امروز در هجوم اسفند پنجرهها در محاصره می خواهم تو را به نام بخوانم نمیتوانم نامت را در دهانم وتو را در درونم پنهان کنم کجا پنهانت کنم؟ وقتی مردم...
-
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
جمعه 26 آذر 1400 01:24
-
سیدتقی سیدی
پنجشنبه 25 آذر 1400 01:19
-
قفل بر در نبستهام
پنجشنبه 25 آذر 1400 01:16
قفل بر در نبستهام شمع روشن نکردهام و تو میدانی خستهتر از آنم که به خواب فکر کنم دشتها را تماشا میکنم که در تَشِ تیره شامگاهی شب میشوند من مست صدای توام صدای تو که در اینجا پژواک مییابد فقدان ، بار سنگینی است بر دوش و زندگی دوزخی است نفرین شده پیش از این چه سخت باور داشتم تو بازمیگردی آنا آخماتووا
-
عشق(به نام خدا)
پنجشنبه 25 آذر 1400 01:09