-
دیــرسالی است دنبال آبم
سهشنبه 22 آذر 1401 08:02
دیــرسالی است دنبال آبم تشـــنه ام تا خودم را بیابم بی تو دیدم که مرداب خویشم بی تو چیزی شبیه ســـرابم تک درختی درون کویر و قطره ای بر لب آفتابم آدرسی نانوشته ز عشقم نامه ای لای کهنه کتابم بی تو در پشت دیوار این دل سوز و سرماست..عالی جنابم آشنا جان کویر حضورت می دهد تا همیشه عذابم کاش تا جراتت قد کشاند پیچک کوچک پیچ...
-
چه منظره زیبایی
دوشنبه 21 آذر 1401 08:13
-
ای بغض خفته در من
دوشنبه 21 آذر 1401 08:12
ای بغض خفته در من گفتم بمان بر من گفتا تو بهتر از من گفتم هزار قصه از تو گفتا پوچی از تو گفتم عشق از من گفتا نفرت از تو گفتم نکن تو با من گفتا خوش باش تو بی من گفتم ندارم طاقتی من گفتا خدا هست با تو و من سارا شهریاری مقدم
-
چه منظره زیبایی
دوشنبه 21 آذر 1401 08:10
-
دیدی که دیوانه شدم؟ مست به پیمانه شدم
دوشنبه 21 آذر 1401 08:10
دیدی که دیوانه شدم؟ مست به پیمانه شدم خوشتر از آن از پی آن خانه شدم از پی آن خانه شدن گو نه بهانه ست مرا حاشا که درداته شدم مطرب بزن به چنگ و نی دیدی که آن کرشمه ای بُردا دلم بر در آستانه شدم عزم تو کرد جان من جان من و جمال حق چشم خَمور دیدم و راهی میخانه شدم چونکه شدم گوشه نشین میکده به وصل تو دعا کنم صاحب کاشانه شدم...
-
عشق ما صدایی شد
دوشنبه 21 آذر 1401 08:08
عشق ما صدایی شد در دهان پرنده ای و به دور دستها رفت و بین شاخ و برگ درختان گم شد بیژن جلالی
-
«عاشق بیچاره»، «مجنون روانی»، «دوره گرد»
یکشنبه 20 آذر 1401 08:13
بی تو حال روح بیتابم فقط تغییر کرد! علت تحلیل اعصابم فقط تغییر کرد! من اثاث خانه را یک یک عوض کردم، ولی – خانه آن خانه ست، اسبابم فقط تغییر کرد! بین عشق آسمانی و زمینی فرق نیست! قبله ثابت ماند، محرابم فقط تغییر کرد! از «ده شب» رفت تا نزدیکهای «پنج صبح» در نبودت ساعت خوابم فقط تغییر کرد! «عاشق بیچاره»، «مجنون روانی»،...
-
یازهرا(س)
یکشنبه 20 آذر 1401 08:12
-
بغض دردت را به روی شانه هایم گریه کن
یکشنبه 20 آذر 1401 08:12
بغض دردت را به روی شانه هایم گریه کن دورم از تو صبر کن وقتی میایم گریه کن در میان گریه چشمان تو غوغا می شود ای فدای چشمهایت چشمهایم، گریه کن ابر بی بارانم اما گریه می خواهد دلم من به جایت بغض کردم تو به جایم گریه کن شمع خاموشم هزاران شعله در جان منست روشنم کن بعد بنشین پا به پایم گریه کن داستانم داستان بی سرانجامیست ،...
-
خرمالو
یکشنبه 20 آذر 1401 08:11
-
نمیدانم به کدامین نگاه
یکشنبه 20 آذر 1401 08:11
نمیدانم به کدامین نگاه به کدام لبخند قلبم به نفس هایت گره خورد چشمم به نگاه هایت روشن شد و گوشهایم به هر کلامت عاشق نمیدانم در پیچ و خم کدام کوچه خود را در اغوشت رها کردم که هر بار تو را صدا کردم عاشق تر شدمت شکوفه سرخوش
-
تو شبیه هیچ باد آورده ای نیستی...
شنبه 19 آذر 1401 08:05
تو شبیه هیچ باد آورده ای نیستی... اگر چه انگشتانم اشباع از انجمن خارها بود سالار شمس
-
نشسته ام به عکست نظاره می کنم
شنبه 19 آذر 1401 08:04
نشسته ام به عکست نظاره می کنم به نیت بازگشتت استخاره می کنم هر کس نشانی تو را از من خواست به چشم های خداوند اشاره می کنم دکتر سجاد فرهمند
-
یازهرا(س)
شنبه 19 آذر 1401 08:03
-
جز شب تاریک چشمانت
شنبه 19 آذر 1401 08:03
جز شب تاریک چشمانت از سپیدی شعرهایم در گلویم واژه ای سبز نشد ای طاق ثریای اَبروهایش مجنونی به نرسیدن نالید لیلایی در تنهایی اش نالید, در انزوای گندم زار موی یار نسیم وزید و در غم سبوهایش نالید گاهی اشک شد در آغوش شب از چشم قلم هایش شعری نالید ای مژه های خیس گُلگونت جز باران بسیار بر گونه هایم کدام آسمان خسته بر روی لب...
-
گاهی برای خودم دلتنگم
شنبه 19 آذر 1401 08:01
گاهی برای خودم دلتنگم برای خود از دست رفته ام برای خودِ بی تو گاهی خودم را در آغوش می گیرم نگران خودم می شوم که شب ها در حسرت چشمان تو چشم بر هم نمی گذارد و در کنجِ خلوتِ نیمه شب غریبانه آواز مرگ می کند عشق صدای خفته ی درون من است که ندایِ سکوت سر می دهد و من خسته تر از همیشه با سکوتی عاشقانه دوستت دارم هایم را آه می...
-
حال خوب
جمعه 18 آذر 1401 08:11
-
تو از این خطه ی پر شوکت دستانت
جمعه 18 آذر 1401 08:10
تو از این خطه ی پر شوکت دستانت به کجا می خواهی تبعید کنی ، یکسره روحم را ... رضا براهنی
-
انتظار
جمعه 18 آذر 1401 08:10
-
درویشی و عاشقی به هم سلطانیست
جمعه 18 آذر 1401 08:10
درویشی و عاشقی به هم سلطانیست گنجست غم عشق ولی پنهانیست ویران کردم بدست خود خانه دل چون دانستم که گنج در ویرانیست مولانا
-
چه بیهوده انتظار می کشم که
جمعه 18 آذر 1401 08:09
چه بیهوده انتظار می کشم که شاید با من , ما شوی... که شاید تنهاییت را به دستان من بسپاری و شانه ایی برای دلتنگی هایم شوی دچار وهم بودنت شده ام و نخواهم فهمید که تو از کتاب عشق , ما شدن را نیاموخته ایی مریم سپهوند
-
زندگی
پنجشنبه 17 آذر 1401 09:10
-
صدایم کن
پنجشنبه 17 آذر 1401 09:10
صدایم کن خدا میخواهم زکات پاهایم را هفت بار دورت بگردم بابک رحمتی
-
آن قدر در انتظار چشم هایت
پنجشنبه 17 آذر 1401 09:09
سر کوچه های خیال می نشینم که فاصله ها هم حوصله شان سر برود تو مثل جویباری نجواگر از من می گذری من دلم را در تو پرپر می کنم لب تو می نشینم و می بینم چگونه تو تمام مرا با خود می بری پرویز صادقی
-
یازهرا(س)
پنجشنبه 17 آذر 1401 09:09
-
می دانم ، می دانم یکشب برای چشمهایت خواهم مرد ..
پنجشنبه 17 آذر 1401 09:07
می دانم ، می دانم یکشب برای چشمهایت خواهم مرد .. چشمهایت همیشه پر از رازهای شیرین است و هزا ران خاطره ی نگفته دارد چقدر واژه های ناشنیده و تازه ی چشمهایت را دوست دارم همان واژه هایی که در سکوت پلکهایت پیدا کردم مدت ها به دنبال اواز ماه می گشتم ، تا ان را فدای نفسهایت کنم اما امشب از تو می خواهم ، تا برای ستاره های اخر...
-
فقط بیا
چهارشنبه 16 آذر 1401 08:28
گاهی... بیتو ... آنقدر بیتوأم... که بیتو... هرچه میگردم دنیا نیست... هرچه میبینم دنیا نیست.. هرچه میمیرم دنیا نیست... نه بگو، نه بشنو... فقط بیا . . . ! #سید_علی_صالحی
-
ذرّهای دردم ده ای درمانِ من
چهارشنبه 16 آذر 1401 08:27
ذرّهای دردم ده ای درمانِ من زانکه بی دردت بمیرد جانِ من چون برآید جان، ندارم جز تو کس هم رهِ جانم تو باش آخر نفس چون زمن خالی بماند جایِ من گر تو همراهم نباشی، وایِ من #عطار_نیشابوری
-
زندگی
چهارشنبه 16 آذر 1401 08:27
-
ای پژواک بی صدا !
چهارشنبه 16 آذر 1401 08:25
ای پژواک بی صدا ! سرگردان در دامن پر چین صخره ای سهتار شکسته ! در گلوی چرکین درخت پنجرهی وا مانده ! به من بگو با انزوای باد در شانهها این شاخههای خالی از جیغ و جوجه با انجماد منقارهای بلاتکلیف و اقبال بلند کرمهای از دهن افتاده در چشم زمستان چه میکنی؟ شتاب کن پنجه در پنجهی سه تار صدا در بال بیانداز ای پرندهی...