پائیز که می آید
پابه پایِ
بیدهای مجنون
دلم میلرزد
خزانِ رنگ رنگ
خاطره ای است
در پسِ برگ های فرو ریخته
از هوچی گری باد
دلم میلرزد که فصل عاشقی کوتاه ست
که رنگ رنگِ این بزازخانه
سپید می شود
سپید.
تا خزانی دیگر
احمد شِکری
گلایه ی دلت را
کجای دلم بگذارم نازنین؟!
که زیبایی ت
لب به لبش کرده
.
بیهوده سربه سر دلت می گذاری
گلایه را بیرون دلت بگذار
تا
من
کمی جابه جا شوم
.
.
راستی
چشمانت را که به ناز از من می گردانی
زیباتر می شوی
رضا پریشان
قمصر کاشان دهانت, کودتا کرده گُلاب
ماجراهای من و تو کوچههای انقلاب
چند واحد هندسه در رشتهی اندام توست
آفرین بر انحنای آن کمر آن پیچ و تاب...
میوههایت هر دهان را آب اندازد, منم...
عزم کردم تا بچینم از لبت سیبِ گُلاب
بیستون ویرانِ لیموهای شیرینات شده
تیشهی فرهادم آبستن شدم زایم شتاب
ترم اول ترم دوم ترم سوم پُشتِ هم...
با نگاهم امتحانت کردم و دادی جواب
مهر, آبان, آذرو... تقویم عاشق میکُشد!
تا تو ای زن, زندگی از سر بیندازی حجاب...
شاعرم در باغِ موهایت گُلِ سر کاشتم
مثنویها میسُراید مویِ تو لایِ کتاب...
علیاکبر مجدراد