باید زنده بود نه تنها زندگی کرد

باید زنده بود
نه تنها زندگی کرد
بلکه زندگی را باید
از همان ابتدای ابتدا
زیست
باید طعم زندگی را
با بوی خوش یاس و شب بو
چشید
و دم نزد
باید شمعدانی را
در قلاب دست ها گذاشت
و با آن در کنار آب تنی هندوانه های حوض,
رقصید
باید دست زد
به حال خوب ساختنی...


شقایق پاکی پودنک

با تو باشم... به قعر چاه باشم...

با تو باشم...
به قعر چاه باشم...

این یعنی:
بر سینه ی آسمان...
عین ماه باشم...

رسول امامی

حوا هم که باشم

حوا هم که باشم
رویای غلتیدن در سرزمین تنت و غرق شدن در فضای عطراگین نفس هایت را
باعطر یک جنگل سیب ممنوعه
عوض نخواهم کرد
چه رسد به یک دانه اش.

لعیا_قیاثی