دلتنگ توأم هــــوای دیدن دارم

دلتنگ توأم هــــوای دیدن دارم

یادم که فقط شوق وزیدن دارم


وابستـه ترینم به تو میدانی که 

این است که میل بوسه چیدن دارم


"فرشته خدابنده"

قلب ، مهمانخانه نیست که آدم‌ ها بیایند

قلب ، مهمانخانه نیست که آدم‌ ها بیایند
دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند
قلب ، لانه‌ ی گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود 
و در پاییز باد آن را با خودش ببرد
قلب ، راستش نمی دانم چیست ؟
اما این را می دانم که فقط جای آدمهای خیلی خیلی خوب است


"نادر ابراهیمی"


** نادر ابراهیمی (۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران - ۱۶ خرداد ۱۳۸۷، تهران)، داستان‌نویس معاصر ایرانی بود.

او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده است.

نمی‌توانم خودم را به دیوار بکوبم

نمی‌توانم خودم را به دیوار بکوبم

نمی‌توانم خودم را به آلبوم بچسبانم

نمی‌توانم بروم خیابان، داد بزنم: «نگاهم کنید!» .

من

خاطرۀ دست‌های توأم

سکانس عاشقانۀ فیلمی اجتماعی 

که پیش از اکران عمومی

باید

بریده می‌شدم.


"لیلا کردبچه" 

از کتاب آوازکرگدن

سرنوشت کافر

من و تو و این حجم فاصله

سرنوشت هیچ کافری نشود

روزگاری که بر روزهای مسلمانی ما گذشت.....

دکتر سجاد فرهمند

البته که دوستت دارم احمق جان

البته که دوستت دارم احمق جان 
ولی آزارت می دهم
دلیلش هم صاف و ساده این است که دوستت دارم 
این را می فهمی ؟

آدم کسانی را که به آنها بی تفاوت است آزار نمی دهد

"ارنستو ساباتو"