شکستی عهد پیمانت ، رها کردی مرا رفتی
توبسنی باچه کس عهدی، زما گشتی جدا رفتی
به عمرم من تراای مه،پرستش کرده ام چون بُت
چرا در بینِ بد خواهان ، مرا کردی رها رفتی
ازآن روزی ترا دیدم ، شدی همچون نفس بهرم
چه بد بنموده ام بهرت ، که چون نا آشنا رفتی
تو با لبخند زیبایت ، مرا وابسته ات کردی
تو ای نامهربان ما را ، نمودی در بلا رفتی
چرا مانندِ افسونگر ، نمودی سحر جادویم
چو کردی عاقبت ما را ، به عشقت مبتلا رفتی
به عمرم من که از بهرت ، نکردم جز وفاداری
کجا دیدی خطا از ما ، که بنمودی جفا رفتی
به غیر از مهربانیها ، چه بد دیدی زما در عمر
چرا ای بی وفا آخر ، جفا کردی به ما رفتی
من از دستت کجا باید ، نمایم شکوه هایی را
(خزان) را این چنین آخر ، تو بنمودی فنا رفتی
علی اصغر تقی پور تمیجانی
ساده آغاز میشود عشق؛
اما
در پنهانترین نبضِ شب
قلبیست
که برای تو
تاوانِ روشنایی میدهد.
سیدحسن نبی پور
تمام زندگی جنگ است و پیکار
گهی ساده گهی همچون قلمکار
گهی همچون بهشت روز موعود
بود گاهی جهنم آتش و نار
چراغش گه شود چون چلچراغی
گهی گردد چو سایه روی دیوار
گهی همچون عسل خوش عطر و شیرین
شود گه سم زهرآگین یک مار
تویی آیینهٔ افکار و روحت
مکن با فکر بد آیینه را تار
چو باید زنده باشی زندگی کن
که باشد مُردگی پردرد و غمبار
به یک لحظه گل سرخی به یک باغ
به یک دَم میشود چون خاسک و خار
به مهر و عاطفه، عشق و محبت
بساز این زندگی را همچو گلزار
ز بدبینی حسد از قهر و کینه
شود این زندگی بهر تو دشوار
فروغ قاسمی
عاشقت شدم من با یک نگاه ، دل رو به تو دادم
تو شدی گل ِ باغِ آرزو ، نِمیری ز یادم
عاشقت منم که با یک نگاه ، دل رو به تو دادم
ای عزیز دل من کنار تو شادِ شادِ شادم
وقتی غم دارم کاشکی تو بیای دست تو بگیرم
رو لبای تو، گلِ خنده و شادی بچینم
روبروم بشینی نگاه کنم چشای سیاهتو
روسری تو ورداری و کشم ، شانه موهاتو
عاشقت شدم من به یک نگاه دلو به تو دادم
تو شدی گل باغ آرزو نمیری ز یادم
وقت دیدنِ تو سبد سبد گل برات بیارم
توی سینه ام قلب مهربون تو رو بکارم
سرمو بزارم روی پاهات چشمامو ببندم
از خدا بخوام نمیری تو من جای تو بمیرم
عاشقت شدم من با یک نگاه دلو به تو دادم
شدی آرزوم ، دیگه تا ابد ، نمیری ز یادم
عاشقت منم که به یک نگاه ، دلو به تو دادم
اگه که تو باشی کنار من شاد شاد شادم
علیرضا برمور