فراموشم بکن گفتم فراموشت نخواهم کرد

فراموشم بکن گفتم فراموشت نخواهم کرد
برای بوسه ازرویت ردا پوشت نخواهم کرد

به سن پیری ام منگر که درشورونشاطم من
بجای یوسفم گشتی ثناگوشت نخواهم کرد

لسان مرغ  نالانم  دراین دنیای بی وجدان
بوجدانم نظرمیکن جفانوشت نخواهم کرد

زلیخا را به کوی عشق همانا آبرو داریست
برای آبروی عشق بلا کوشت نخواهم  کرد

نشستم بر سر روحت تو آغاز و تو پایانی
بروحم واصلی زیبابلادوشت نخواهم کرد

حریم عاشقان درداست بیابامن کلامی کن
بدریا واصلم گویا شهاجوشت نخواهم کرد

تلاطم بخش جانانی بروحم میدهی نجوا
بدان ایجعفری اینجابآغوشت نخواهم کرد

علی جعفری

....عاشق چشماتم......

....عاشق چشماتم......
مگر من عاشق چشماتم نبودم
فقط با یاد تو شعر ناب می سرودم

.....دل می‌بری.......
تو ز دل ما عمری دل می‌بری
یا در میخانه ها سر می بری

.....گرگ اجل.....
گرگ اجل به باغ دلم زدست
مادر گرفته و پدر در نوبت است

....سراب دل.....
در کویر دلت جایی برای من خراب نیست
زین خشک شده دل برای من سراب نیست

....عمر بیهوده....
اوخ که عمریست به بیهوده در بسته ام
در خشک شده می کده دل انار سر بسته ام

....گاهی دلم.....
گاهی دلم هوای تو می کند
از دور می بیند ندای تو می کند

....فاصله.....
بین من و تو فاصله ای نیست
اما فاصله ها دلمان بسیار است

.....گوشه چشم....
گفتی شبی بیا و رخسارم نظاره کن
گوشه چشمی بر دل من بیچاره کن


سیاوش دریابار

در میانِ "قصه" ها با "غین"!

در میانِ "قصه" ها با "غین"!
جوری در آغوشم بگیر
که انگار قرار است از
دست
بروم...!‌

گمانت نرود!
هستم
هستی
و عشق را دریغم کنی!؟

یا که دست
بر دست دیگر گذاری
و اعتراض را
تنگ تر در آغوش کشی...!؟


غزاله توتونی