پیش از تو تاریکی محض بود
کورمال کورمال راه میرفتم
بارها دست میساییدم
پی نوری...
چراغی...
پنجرهای...
درخشش نگاه تو ناگاه جهانم را روشن کرد و من به پرواز درآمدم
پرنده ی کوچکی شدهام
که در آشیان کنار شانه ی تو آرام گرفتهام
شکیباشاهوردی
آب
خاک
نور
نوشتم تن را بایک هجا
همه ی هجاهای
به حرف در آمدند
فرنازجعفرزادگان
راهی که پیش روست
چون آیینه روبروست!
راهی که رفته شد
از پا فتاد؛
خسته شد
بیهوده
بی ثمر
در راه رفته باز
در جستجوی خود
بیهوده می رود!
بی خود و بی جهت
دست در دست راه کج
هربار که تازه شد
یک چاله ی جدید
تصویر آبله شد بر پا و بر جبین
بیهوده بی ثمر
در راه روبرو
اسمش گذاشته شد
راه پر از امید
حالا کویر تشنه لب
بی خود و ناامید
هی جستجو کند
آواز صور اسرفیل
آواز صور اسرفیل!!!
غلامحسین افراس