عزیز شعرهای من..,

عزیز شعرهای من..,
آمده ام تا تو را بنویسم
که از شعر روی لب هایم متولد شدی
طوری که به جای
بریدن بند ناف واژه ها
قلم روئید در هر سطر نگاهت؛
و مرا پیوند زد به شادی های جهان
انگار در عمق چشمانت
با زبان بی زبانی
قدم ماه بخیر شد
که ستاره های دنباله دار
با لهجه ی مادری برق می زدند در آسمان!

مرتضی سنجری

آغوش من از خیال بودنت چنان باز

آغوش من از خیال بودنت چنان باز

که دیوانه در آغوش خیالی به رقص است

امیرعلی مهدی پور

این بار به جای لباس ها

این بار به جای لباس ها
خودم می روم / داخل لباسشویی
می خواهم پاک شوم از خاطراتت
بیرون می آیم
عجب لباسشویی هم گریه می کند ؟


نیما هوشمند