شیطان باش وسوسه ام کن
به چیدن میوه ی ممنوعه ی لبانت
تبعید کن مرا به آسمان آبی آغوشت
آتش باش وشعله بکش بر حریر سرد تنم
اصلا شش دانگ جهنم را بگذار به نامم کنند
بیا وبمان ,تا تلالو آفتاب مهربانیت
بوسه ی سرخی باشد بر لب اندوه زمان ...
فاطمه مقیم هنجنی
اولین کسی که کپی رایت را رعایت کرد
خدا بود
در آن بامداد طلایی که عشق طلوع کرد
خدا عاشق شد
و من اولین کپی از عشق خداوندم.
امین فرومدی
برگهای پاییزی میریزد
و من در آستانه حضورت
در گوشه ایی به تماشایت نشسته ام
و نگاهم بر نگاهت میلغزد
لحظه هایم به بودنت زنجیر می شود
صدای خش خش برگها
در زیر گام هایت
در جهانم می پیچد
دلم همچو مرواریدی
در دستانت جا میگیرد
و می بارد باران
بر تن ترک خورده من در صحرا
در پیچش ابرهای بارانی
و صدا میزند عشق را
پای هر ریزش
پای آواز هر گنجشک
و من با هبوط هر قطره
لبریز میشوم از خدایی
که کبوترها را دوست میدارد
زهره مومنی