از تو می نویسمُ

از تو می نویسمُ

واژه ها در عطر تو می رقصند

الفبای عشق تو

سیُ دو پروانه ست

پرویزصادقی

تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز

تا ابد بغضِ منِ تبزده کال است عزیز
دیدن گریه ی تمساح محال است عزیز !

تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست
قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز

پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز !

ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن
فصل گل دادن نی ، فصل وصال است عزیز !
شعر از: صادق فغانی

صبح آبی خاطره‌ام را

صبح
آبی خاطره‌ام را
به نجابت آسمان
برایم تکرار می‌کند
تا من در شعاع هر طلوع
شروع شوم
در حجمی از دوست‌داشتن‌هایم


سیده مریم وهابی