رنج عشق و شور شیرین می کشد فرهاد را

رنج عشق و شور شیرین می کشد فرهاد را
عشق می‌سوزد چو آتش، جان بی‌همزاد را

خون دل در جام چشمش موج می‌زد هر نفس
اشک می‌شوید غبار خاطر بیداد را

کوه می‌لرزد ز آه سینهٔ پرخون یار
ناله می‌پیچد به صحرا، می‌برد بنیاد را

خواب شیرین می‌گریزد از نگاه خسته‌اش
شب به دوش ماه می‌ریزد غم اضداد را

عشق شیرین می‌نوازد زخمه بر تار وجود
ساز می‌سازد ترانه، می‌برد فریاد را

هر نفس با تیشه می‌کوبد به دیوار سکوت
ضربه می‌کارد به سنگ کوه یا فولاد را

روح او در سنگ می‌جوشد چو چشمه بی‌قرار
چشمه می‌ریزد به دامن، قدرت امداد را

بیستون هم قصه ای شد، لیک جانش زنده ماند
عشق می سوزد روان عاشق ناشاد را


دل به شیرین داد و جانش شد فدای آرزو
نام شیرین می رساند ناله ی فرهاد را

محمدرضا گلی احمدگورابی

نورِ عشق از پرده‌ها بگشوده آن گنجینه را

نورِ عشق از پرده‌ها بگشوده آن گنجینه را
می‌زند بر جان من آن تابش سیمینه را

چون صبا آرام بر جان و دلم آرام‌بخش
باز کن دروازه را، روشن نما آیینه را

هر نفس با یاد تو آتش فتاده بر دلم
می‌برد از یاد من آن مستی دیرینه را

چون نگاهت می‌رسد، خورشید در دل می‌دمد
می‌گشاید در دل شب راز را پیشینه را

بوسهٔ شیرین تو چون شهد بر جانم چکد
می‌فشاند بر دلم آن لذت بی‌کینه را

هر غزل با نام تو آغاز گیرد در سکوت
می‌نوازد نغمه‌ها آن ساز خوش‌آوینه را

چون به آغوشت رسم، دنیا فراموشم شود
می‌برد از خویشتن آن بیدل دیرینه را

هر شب از مهتاب باران محبت می‌رسد
می‌ خورد خون دلم آه درون سینه را

چون به محراب دعا یادت بیاید ناگهان
می‌برد از خویشتن آن ذکر آن آدینه را

عاشقم بر خندهٔ تو، بر نگاه روشنت
می‌برد تا بیکران نور دل بی کینه را


محمدرضا گلی احمدگورابی

هر کجا ردِّ تو را دیدم

هر کجا ردِّ تو را دیدم
با دلم،
جانم‌،
می کشیدم دل ،
می نوشتم ،،عشق ،،

درخیالم با تو بودم هر کجا،
روی ساحل،
جای پایت
در نگاهم
طرح آن دل بود و من

می نوشتم ،
جان تر از جانم
فقط
دوستت دارم
همین

موج می امد
و دریا با خودش می برد
ان مهر تو را
گویی انگار که دریا با دلم
لج کرده بود،


محمد علی معصوم زاده

هرکس که رسید زخم بر من زد و رفت

هرکس که رسید زخم بر من زد و رفت
تنها به  شروعٍ عشق  دامن  زد  و رفت

آن  لحظه  که دل  باختنم  حتمی  شد
آن  را وسطٍ  معرکه  گردن  زد و رفت


لیلاموسوی

زنگ آفتاب

زنگ آفتاب
از آغوش گرم تو
دستم رها می‌شود.


سیدحسن نبی پور