-
اسرار ازل نه تو دانی و نه هیچ
دوشنبه 8 مرداد 1403 12:49
اسرار ازل نه تو دانی و نه هیچ پس چیست آن شوق غزل، ای دلربا مَیَفشان زلف چون کمندت در توفان ها که بر می کَنَد بنیاد دل را از هر کجا، ای دلربا کیست که باشد در این ره صادق و دوست تا که همراه تو باشد، ای دلربا آن خالق مهر و اوراق و چرخ فلک یا بر آورنده ی گلزار ها، ای دلربا تواناست که پدید آوْرد، رخ زیبای تو را یا که...
-
شـُـد فقــیری بـــر در مــردی بخـیل
دوشنبه 8 مرداد 1403 12:48
شـُـد فقــیری بـــر در مــردی بخـیل تا ز رحــمت او بـیابـــد یک دخــیل پیـــش او آمد زبانـــش در سخـــن نـــذر دل دادی به افـــرادی چــومن گـــر سخـــاوت می نمائـــی بر مَنت ایــــزد منـــان دهــــد بـر دامـــنت جـُـــود تـو باشــد عـیان دیگــــران در سخاوت هــم چنانـــــی و چنـان شد بخیل انــدر جوابــش در شتاب...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 8 مرداد 1403 12:47
-
چشم من تا به ابد اشک دمادم دارد
دوشنبه 8 مرداد 1403 12:46
چشم من تا به ابد اشک دمادم دارد بغض سنگین گلویم سر ماتم دارد حس تنها شدنم را همه عالم دیدند جز کسی کز ستمش ابر دلم نم دارد با نگاهی که دَرَم زلزله ای بر پا کرد شهر ویرانه ی قلبم چه کم از بم دارد سالها پشت نقابی که پر از آشوب است تپش پنجره ها در طلبت غم دارد همچو کوهی به من انگار عنایت کرده عشق در دامنه اش خار و خسی هم...
-
لب هایش تختی بود
دوشنبه 8 مرداد 1403 12:45
لب هایش تختی بود از طاووس، چشم هایش جنگلی از، آبنوس؛ آغوشش وَ، آرامش اقیانوس... محمد ترکمان
-
بی تاب می روی ک غمت را کجا بَری
دوشنبه 8 مرداد 1403 12:44
بی تاب می روی ک غمت را کجا بَری این عاشق غم زده ات دل کجا بَرَد؟ ما هر دو مبتلای غمی بی اراده ایم این جا دلیست درد دلت را به جان خَرَد علی کسرائی
-
(زمین راگرشوی غالب،طمع درآسمان داری
دوشنبه 8 مرداد 1403 12:43
(زمین راگرشوی غالب،طمع درآسمان داری زوقت مردن ازدنیا، نه این داری نه آن داری) چندروز آمدی دنیا،جهان را کرده ای غوغا عجب حیوان والایی، این همه شوروژیان داری گر قناعت پیشه روگیری،مال ومَنالِ جان داری گرجهانی رابدست آری،طمع دردنیایِ نهان داری گر قارونِ زمان باشی، آخر نِسیانِ جهان گردی پول دارانِ دوران بشمار ، کدام...
-
چو یادی از تو کردم، دل بهانه
دوشنبه 8 مرداد 1403 12:42
چو یادی از تو کردم، دل بهانه به عشقت دل سپردم، بیکرانه در این عالم که عشق تو پرستوست دلم بیتو شده بیآشیانه علی مداح
-
اهل بیت مصطفی خورشید و اصحابش قمر
یکشنبه 7 مرداد 1403 12:48
اهل بیت مصطفی خورشید و اصحابش قمر بر مدار لطف ایشان کهکشان ها مستقر پرتو آراء شان تابنده تر از آفتاب انس و جن بر گرد این انوار ربانی قمر آیه تطهیر در توصیفشان آمد فرود تا نپندارد کسی خود را از ایشان پاکتر چون به میدان پا نهادند از پی اثبات حق پیر نجران قوم را کرد از تباهل بر حذر هل اتی در شأنشان نازل شد از سوی جلیل کی...
-
درد
یکشنبه 7 مرداد 1403 12:48
-
بگو از کدامین دیار امدی ؟
یکشنبه 7 مرداد 1403 12:47
بگو از کدامین دیار امدی ؟ که با لحظه هایم کنار امدی؟ مدارا نکردی، مروت که هیچ تو ای غم برای چکار آمدی ؟ به هر گوشه ی زخمی سینه ام جوانه زدی و به بار آمدی ؟ به آتش کشیدی جهان مرا به شور و شری بی شمار آمدی به آئین و ایل و تبارت قسم به روی کدامین قرار آمدی؟ علی معصومی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 7 مرداد 1403 12:46
-
بگذار در تن تو خو گیرم
یکشنبه 7 مرداد 1403 12:45
بگذار در تن تو خو گیرم بدنم بوی تو را میگیرد سر به زانوی تو آرام گیرد نفسم بند نفسهای تو شد کل من گوش به فرمان تو شد من پناهنده آغوش تو ام مست و دیوانه و مدهوش تو ام کامیار علیزاده
-
دشمن کعبه دل را خرابه می خواهد
یکشنبه 7 مرداد 1403 12:44
دشمن کعبه دل را خرابه می خواهد کدامین فصل کوچ ابابیل هاست؟ علیرضا سعادتی راد
-
امید ما هم از این در گذر کنیم
یکشنبه 7 مرداد 1403 12:43
امید ما هم از این در گذر کنیم تا خستگی از این تن خسته به در کنیم آییم تا به فکر، رویم از حضور غم غافل شویم و درد و فغان بیشتر کنیم چون پیش چشم خویش نداریم همرهی در پشت چشم خویش جهان را به سر کنیم گفتند فلان کنند و تهش کیمیا کنند مسها بده به خواب و خیالات زر کنیم دیدیم هزار هزار دو نفر پیش هم ولی درگیر نبودهایم که غم...
-
آنگاه که نگاهت را از من میدزدی
یکشنبه 7 مرداد 1403 12:42
آنگاه که نگاهت را از من میدزدی در دنیای شعرم قیامت میشود لال میشوند واژههایم از ترس گمشدن دوباره در هزارههای بیرحم صبریه محمدی
-
هر چه در دل دارم حسرتِ دیروز من است
شنبه 6 مرداد 1403 12:42
هر چه در دل دارم حسرتِ دیروز من است تن به پر کردن امروز ز حسرت دادم فکرم این بود که من آخرتم آباد است آخر ابلیس شدم بر همه لعنت دادم من خودم بر همه ی خویشتنم چنگ زدم به همه رحمت و بر تن همه وحشت دادم ایده آلی که دگر بود درونم رویید گوش را بر دهن سمبل شهوت دادم آنکسی که به خودش واژه ی انسان داده من به او واژه ی خر از...
-
بعضی درها رو ببند
شنبه 6 مرداد 1403 12:40
-
میرسد امروز و فردا شاه خوبان بی گمان
شنبه 6 مرداد 1403 12:37
میرسد امروز و فردا شاه خوبان بی گمان می رسد این نام مرادیها به پایان بی گمان سیزده سردار و سیصد می رسند از گرد راه جان به کف در التزام شاه خوبان بی گمان تک سواران جهاد و عرصه های اجتهاد می شوند آماده تدبیر و میدان بی گمان پرچم سبز عدالت می شود در اهتزاز بر بلندیهای کاخ حق ستیزان بی گمان می درخشد در غبار جاهلیت های نو...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 6 مرداد 1403 12:36
-
آیینه را غبار گرفت و سخن ناتمام ماند
شنبه 6 مرداد 1403 12:35
آیینه را غبار گرفت و سخن ناتمام ماند از صبح شروع شدتا شب مدام ماند وقتی دلش شکست خون شد دل زمان خورشید تیره شد ماه نا تمام ماند فردای حادثه وقتی خروس خواند دنباله های غمش در کلام ماند ابری نبود به تقریر شرحه های اشک در کنج سینه اثرش با دوام ماند تفسیر آیه های نفس را نوشته اند تعبیر اشک به خون جگر در سلام ماند گر صبح...
-
من عاشق کسی شدم
شنبه 6 مرداد 1403 12:34
من عاشق کسی شدم که عاشقی بلد نیست عشقمو باور نداره ، عشقم تو سرش نیست من عاشق کسی شدم دلش مثال سنگ صب پامیشه ، شب میخوابه ، همش باهام میجنگه تیر نگاش تو قلبم بد جوری خونه کرده دلش باهام را نمیاد ، با من خیلی سرد من عاشق کسی شدم اصن منو نمیخواد ، هر چی میگم ، میخوامت انگار صدام، نمیاد من عاشق کسی شدم ، اصن منو نمیبینه...
-
همدست شدی رقیب من دلبر دل فریب من
شنبه 6 مرداد 1403 12:32
همدست شدی رقیب من دلبر دل فریب من چیست دلیل اجتناب ارامشم دلبر بی رقیب من حسرت شده عذاب من گذشتیه شیرین من کیست نشسته به دلت معمای عجیب من نشست ، غبار ، غم، روی، دلم نیست دگر جان به تنم گذشت، روح از بدنم ایست لحظه ای بریزخاک روی کفنم یعقوب پایمرد
-
از خودش عاشق بیچاره گلهمند شده است
شنبه 6 مرداد 1403 12:31
از خودش عاشق بیچاره گلهمند شده است چون سکوتت به دل مرده همانند شده است تا کبوتر نپریده است از این بام بگو قصه ی عشق و دلت از چه فرایند شده است همقدم پای دگر سست شود .. یا برود .. ؟ مقصد انگار به رفتار تو پیوند شده است آنکه در پیچ و خم خاطره هایش در ماند بغض بوده است که در پوشش لبخند شده است حرف جا مانده که از ترس...
-
امشب که پای عشقم، تاول زده بمانید
جمعه 5 مرداد 1403 12:42
امشب که پای عشقم، تاول زده بمانید تقدیر تیره گون را ، از اولش بخوانید پاداش مهرورزی، نابودی تمام است این عبرت گران را ، چون هدیه ای بدانید من زنده ام، ولیکن، احساس های مرده با من شریک دردند، این درد را برانید دریای رنج ها را سد بسته اند و باید در این زمین بایر، با رنج ها بمانید اما زمین کینه، مرغوب کشت درد است چند...
-
السلام علیک یااباعبدالله
جمعه 5 مرداد 1403 12:41
-
میخواهم مستی را بچشم
جمعه 5 مرداد 1403 12:41
میخواهم مستی را بچشم در آن غوغایی ست طعم فراموش می دهد هرآنچه است دیگر نیست هرآنچه نیست انگار هست شور مستی عاشقی طعم هجران دارد داشتن عشق اندک فراموشی زیباست هوشیاری که وصال نمی آورد از خود دور بودن شاید مست و مدهوشم کند نمیخواهم زمان مال من باشد عقربه های ساعت دیواری بایستد من باشم او باشد و دیگر هیچ جایی نمیرسد دل...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 5 مرداد 1403 12:39
-
زمـان به سرعت اَبــر و، به سـان باد، گذشت
جمعه 5 مرداد 1403 12:39
زمـان به سرعت اَبــر و، به سـان باد، گذشت ندانمی که چگـــونه؟ رسیــده ام، به شصت ولی هنــــــوز خود را، جـــــــــوان می دانم اگر چه سنّ من امروز، ز شصت هم، بگذشت سلیمان بوکانی حیق
-
ترسم از روزی رسد فردا نباشد مادرم
جمعه 5 مرداد 1403 12:38
ترسم از روزی رسد فردا نباشد مادرم مادری دارم که عشق اول است و آخِرم با تمام جَرّ و بحث و داد و دعوا های ما در بغل گیرد مرا مانند دوست و یاورم از بهشت زیر پاهایش تعجب می کنم چون دعای خیر او محکم نموده باورم تا مروری می کنم در خاطراتِ زندگی بهترین ساعات عمرم مانده از او خاطرم گرچه شعر من همیشه یاد مادر می کند ترسم از...