-
کـار دلال دروغ جـز دروغــگـویــی نـبــود
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:19
کـار دلال دروغ جـز دروغــگـویــی نـبــود روی صدرویـان سـیاه جز ریا ، رویـی نبـود جـبــرگـرایِ تـنــدرو ؛ داخـل کــشــول خـود میتـوان دید آنچه جز نانِ مغزشـویی نبـود خــط و مــرز شـرم را رد نـمـوده بیحـیا بر چـنین هـیزی دگر چـشم و اَبـرویی نبـود زنـدگانـی صـحنـۀ جـرم و زندانـست و بنـد حین بـازپـرسی عمـر نـاز و...
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:18
-
لافِ زندگی می زنم
چهارشنبه 28 تیر 1402 11:17
لافِ زندگی می زنم خاکسترم اما نشسته بر خاکِ غم؛ ناپیدا، چون لبخندی کنجِ پستوی خیال؛ سرد، چون شامگاهِ آخرِ خزان؛ بی رنگ، چون شبنمِ سپیده دمِ تنهایی. به راستی ترانه ام این است: دوست داشتم باران ببارد اما ابر یاری نکرد. آیدین آذری
-
مقیم هرکجا باشم چه نزدیک و چه دور از تو
سهشنبه 27 تیر 1402 11:07
مقیم هرکجا باشم چه نزدیک و چه دور از تو گرفته وام معنا زندگی و شوق و شور از تو دلم همواره می خواهد شناور باشم و غرقه به جریان خیال انگیز مهر و عشق و شور از تو تو خورشیدی که از آفاق ظلمت در درون من به لطف و مهر سر بر کردی و تابید نور از تو اثیر جسم تو آن قدر زیبا و درخشان است که شرم و غبطه دارد هر زمان جام بلور از تو...
-
در نظر ، گل بوته ها اما فقط گل ترمه است
سهشنبه 27 تیر 1402 11:06
در نظر ، گل بوته ها اما فقط گل ترمه است باغ بستان ، شود و انگار که او گلخانه است برگه برگه از برش پس زده ام و گشته ام طرح گلها ، دور او ،عجب خدا معرکه است نغمه های چشم من ، بیند که او افسانه است در پس خارها ، رخش ، بار دگر دل برده است در درون چشمه سار عاشقان ، دل می برد تا رخش، بیند دلم ، دل سراپا تشنه است در میان...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 27 تیر 1402 11:05
-
شکیب خسته دلانی رو نِمی نمایانی
سهشنبه 27 تیر 1402 11:04
شکیب خسته دلانی رو نِمی نمایانی غزال دشت کجایی هر زمان گریزانی بسوی ساحل دریا تو موج خروشانی تو نغمه های سکوت در دلِ پریشانی به دست، باده ی گلگون در میان بگردانی تو مستِ کهنه شرابی جام مِی گسارانی به دشتِ لاله و سنبل خار می نرویانی کنارِ لاله ی گلگون عاشقان بمیرانی هزار تیره گی ار خیزد سپیده گردانی به راه غیرِ تو رفتم...
-
من به قربان ِ تو با این مدل ِ مو
سهشنبه 27 تیر 1402 11:04
من به قربان ِ تو با این مدل ِ مو بند ِ ساعت , یقه ی ِ باز , عطر خوش بو من به قربان ِ تو وقتی عینک ِ دودی زده باشی من به قربان ِ همان کودک ِ کاری که سر ِ راه ِ تو اِسپند دود کرده باشد من به قربان ِ تو در شعر که صدقه شد دور ِ سَرَت چرخاندم من به قربان ِ تو هِی… من به قربان ِ تو ….راستی! مگر نه اینکه بترسی سَرَت می آید؟...
-
اشتباهات درستی بود کم بودنها
دوشنبه 26 تیر 1402 10:50
اشتباهات درستی بود کم بودنها کم شدنها به غلط خوب، کم ماندنها در دل این چه و از فکر آن چهها بگذرد این نیز کم دیدنها حمیدرضا بخشی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 26 تیر 1402 10:49
-
جان هرکه دوست داری یکدل و یکرنگ باش
دوشنبه 26 تیر 1402 10:48
جان هرکه دوست داری یکدل و یکرنگ باش عشق را باور نداری، لااقل دلتنگ باش دوستی جانمایه های مهربانی های ماست در ترازوی محبت وزنه ای همسنگ باش همسفر بودن بهای فرصت ناچیز ماست عابر آزاده ای در پای هر فرسنگ باش با سبکباران ساحلها خرامان شو ولی در میان جاده ها همیار پای لنگ باش از منیّت ها تهی کن قالب اندیشه را فارغ از کبر...
-
حال خوب
دوشنبه 26 تیر 1402 10:48
-
دیگراشکهایم را نخواهی دید
دوشنبه 26 تیر 1402 10:47
دیگراشکهایم را نخواهی دید دیگر هیچگاه عشق مرا رانخواهی داشت دیگر از دیگری گفتن ِ دیگران رها نخواهی شد که هر دم عشق کاشتم و خون دل برداشت... ایکاش میتوانستم آن نگاه رمز آلودت را بگریم ایکاش میتوانستم یک لحظه آن قلب آتشینت را از تا رو پود وجودم جدا کنم و...در نبود ِ بودنت آن را تکه تکه در قعر واژگان شاعرانه...
-
تو هر روز لابلای کاج ها
یکشنبه 25 تیر 1402 10:54
تو هر روز لابلای کاج ها با عاشقانه ِ گنجشکی مرا می خوانی از پنجره صبحگاهم... و من هر شب زیر ِ سایبانی از اوهام با نم نم باران تو را می بینم حوالی چشم هایم .... میدانی دلتنگم ؛ چو نور خورشید بر بال و پر پرنده ای آن قدر گرم که از چشمانم کم کم دور میشوی به دنبال سایه ای...!؟ نمیدانی پنهانم ؛ چون ترانه ای که با واژه های...
-
وقتی که خورشید دلتنگ توست،
یکشنبه 25 تیر 1402 10:54
وقتی که خورشید دلتنگ توست، سایه ها چروک میشوند وقتی آسمان دلتنگ توست، ماه از زمین بر می خیزد. وقتی که گل ها دلتنگ تو باشند، شکوفه ها ریشه می دهند وقتی که من دلتنگ تو نباشم، در بستری خاکستری رنگ میمیرم. مریم درازهی
-
منتظرم منتظر لحظه دیدار تو
یکشنبه 25 تیر 1402 10:53
منتظرم منتظر لحظه دیدار تو من چکنم که این دلم شده خریدارتو به گفته پیرخراباتی میخونه ها . . . منم چومنصورشوم خودم گرفتارتو دلم تنگ ست برای باتو بودن کلام عشق را با تو سرودن در آن لحظه دیدار من و تو قشنگ ست برق چشمان تو دیدن محمدعلی مقیسه
-
خدایاپناه مون باش
یکشنبه 25 تیر 1402 10:53
-
دست نگاهم
یکشنبه 25 تیر 1402 10:52
دست نگاهم از آبی چشمانت کوتاه هست و تا دم مرگ ازحسرت دیدنت خاموش نمی شود نگاهم افسانه ضیایی جویباری
-
ای قرینه بر هیچ ، مپیچ.
شنبه 24 تیر 1402 11:04
ای قرینه بر هیچ ، مپیچ... پیچ در پیچِ زلفِ یار برده ات بیرون زِ هیچ خارج از آن روزگارت می شود هر دم سه پیچ... علی رضا عزتی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 24 تیر 1402 11:03
-
سایهام را میبینم
شنبه 24 تیر 1402 11:03
سایهام را میبینم در طلوع سپیدارها و درازنای راههای نهان به زیر ابرهای شکلپذیرِ رویا آنجا که همهچیز شناور است چون بستر ترانهها سایهام را میبینم تنها چکیده از دهان سرنگِ دیروز تا خاطرهها را تهی کند از هوا سایهای همیشه به انتظار بر سر راهِ آبها و بادها با جنونی ننشسته از پا سایهام را میبینم اما نمیدانم دلم...
-
گربه
شنبه 24 تیر 1402 11:02
-
تمامِ شهر به خواب رفته اند
شنبه 24 تیر 1402 11:01
تمامِ شهر به خواب رفته اند تو اما خیالِ خود را به چشمهای عابرانِ بی عبور تشبیه میکنی!! واژه ها را بپوش! شاید خیالی هرزه به تماشای اشعارت نشسته است! واژه ها بپوش... دارد باران می بارد! علی نصیری
-
در جستجوی تو به هر در زدیم عشق
جمعه 23 تیر 1402 11:28
در جستجوی تو به هر در زدیم عشق بر شاخه ات نشسته و گه پر زدیم عشق با یادت ار چه خاطر ما شاد می شود در دل غمی نهفته و بر سر زدیم عشق عبدا... محمدی
-
ای آن که تار و پود وجودم فدای توست
جمعه 23 تیر 1402 11:26
ای آن که تار و پود وجودم فدای توست پنهان نمی کنم که دلم مبتلای توست این بیت های خالیِ از سایه ی تو پر موزون به وزن رحمت بی انتهای توست شب بی چراغ چشم تو گوری است در سرم روزم غریق نور دو تا چشم های توست کی از شب شقاوت من رد شدی که باز روی تن سعادت من رد پای توست تنها نه من اسیر نگاه توام که شهر مسحور مارمهره ی مشکل...
-
کوچه ی دل بی عبورت رنگی از غربت گرفت
جمعه 23 تیر 1402 11:25
کوچه ی دل بی عبورت رنگی از غربت گرفت چشمهایش از تمام ابرها رخصت گرفت بعد تو پائیز آمد با دلم همسایه شد پیچک عشقت ته بن بست دل آفت گرفت حرف هایت شد شعاری روی دیوار دلم ترس از داروغه ی غم،کوچه را لکنت گرفت بعد تو مهتاب هم دیگر از این کوچه گذشت امتداد این سکوت ماه را ظلمت گرفت چشم تو چون پنجره تنها امید کوچه بود آرزوی...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 23 تیر 1402 11:24
-
رفتم ... تا حبس ابد
جمعه 23 تیر 1402 11:23
رفتم ... تا حبس ابد ندیدن تو باشم ... لیلا مقدس
-
یاضامن آهو
پنجشنبه 22 تیر 1402 11:27
-
آرام آرام ورق میزنم
پنجشنبه 22 تیر 1402 11:27
آرام آرام ورق میزنم عبور نگاهی که با طلوع نفس هام خندید و با بارور شدن آلام و آمالم خمیده تر شد و در برزخ تنهایم از برم پرکشید و من هنوز رد نگاه م خیس است در برزن که فقط قاب نگاهی از او به یادگار مانده مرتضی حاجی آقاجانی