-
السلام علیک یااباعبدالله
دوشنبه 13 شهریور 1402 11:16
-
و اگر این رنج های مقدس نبود
دوشنبه 13 شهریور 1402 11:16
و اگر این رنج های مقدس نبود زمین گورستانی بیش نبود لیلا مقدس
-
در شبی سرد از هراس نقض یک بوسه
دوشنبه 13 شهریور 1402 11:15
در شبی سرد از هراس نقض یک بوسه شنیدم من صدای سوختن قلبم به پیمانم عجب رنگی زد این شلاق اَجل آهسته می آید به بالین تن سَردم مهدی سمرقندی
-
اجباری...... نبود
یکشنبه 12 شهریور 1402 11:02
اجباری...... نبود آمدم با پای خود سپردم سر را به دارِ گیسویت آمدم به بی رمقی این روزها اسیر شَوَم به کهکشان آبی چشمانت اجباری....... نبود آمدم سر بر سینه ات بِگِریَم عقدهٔ عمر بی تو بگذشته ام را آمدم میان آغوشت به باد بسپارم خط به خطِ حافظهٔ رنجهایم را افسوس اما آمدم..... رفتی در دلم جا گذاشتی عشوهٔ عشقت چون شکستهٔ...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 12 شهریور 1402 11:01
-
احساس گناه و پوچی به خود نداشته باشید
یکشنبه 12 شهریور 1402 11:00
احساس گناه و پوچی به خود نداشته باشید چون هر احساسی بر اساس تصمیم ما است که ایجاد شده و این احساس برای رشد و تکامل ما انسانهاست. #شکیبا_نعیمی
-
بی تو هزار شهر گمشده ی بــِکرم
یکشنبه 12 شهریور 1402 10:58
بی تو هزار شهر گمشده ی بــِکرم با رویاهای بلعیده شده دردل خاک که حتی آینه هم انعکاسِ نورامید را ازمن ربوده است. لعیا قیاثی
-
باشهدا
یکشنبه 12 شهریور 1402 10:58
-
سرو میان دشت غم، پیش تبر تو صبر کن
یکشنبه 12 شهریور 1402 10:57
سرو میان دشت غم، پیش تبر تو صبر کن خم نشوی به زیرباد روز دگر تو صبر کن هرزه علف به غم خورد حسرت سبز شاخه ات مژدهی باد میدهد وعدهی آب تو صبر کن آفت غم به خاک زد کم نشود تو طاقتت ریشهی خود فرو ببر غم به کنار تو صبر کن گر که تو کم بیاوری خشک و خموش میشوی نالهی دشت کر کند گوش زمان تو صبر کن گر که پرنده کوچ کرد باز تو...
-
لطافت باران
شنبه 11 شهریور 1402 11:31
لطافت باران آرامش برکه زلالی چشمه خروش رود وسعت دریا عظمت اقیانوس همه را دوست دارم... اما هیچ کدام مثل آبشار مرا به خود نمیخوانند؛ به آن شکوه مدام که آوای بلندش از اوج تا فرود تکرار میشود شبنم حکیم هاشمی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 11 شهریور 1402 11:30
-
گر زنی عاشق شود، مردم ملامت می کنند
شنبه 11 شهریور 1402 11:29
گر زنی عاشق شود، مردم ملامت می کنند گر بگوید شعر، بی وقفه سوالش می کنند زیر باران می زند پرسه برای دلخوشی با دو چشم نا نجیب، دائم نگاهش می کنند عاشقی در دوره ی خود آب و تابی داشته نیست آنچه در زمان ما صدایش می کنند عشق یعنی لیلی و شیرین و عذرا و لقا آنکه در تاریخ دیوانه خطابش می کنند ای که عاشق میشوی خاموش باش زینهار...
-
به چشمهایت که خیره میشوم
شنبه 11 شهریور 1402 11:25
به چشمهایت که خیره میشوم آنقدر جذابیت دارد که انگار کهکشانی را در سیاه چاله چشمانت پیدا کرده ام و سالهای نوری می توانم از میان آن، با غرور عبور کنم بیآنکه به درازنایش فکر کنم بدون درنگ، به تماشای شکوه و عظمتش خدا را شکر میکنم و با چشمانی درخشنده و سرشار از اشکِ شادی آن را در ذهنم به تصویر میکشم و بر دیواره های...
-
خواستم خوب بخندم که نشد
شنبه 11 شهریور 1402 11:24
خواستم خوب بخندم که نشد با تو آن عهد و پیمانه ببند که نشد خواستم شعر تو را تا به ابد بر دل و سینه بخوانم که نشد پیروز پورهادی
-
بی تو ! شهر ارم را
شنبه 11 شهریور 1402 11:24
بی تو ! شهر ارم را تنگ است مرا دل . رضا وحیدی اصل
-
جانا کجا یا تا به کی دل را به یغما می بری
جمعه 10 شهریور 1402 11:31
جانا کجا یا تا به کی دل را به یغما می بری با ناز و غمزه هر دمی زینجا به آنجا می بری مهروی بی مانند من ای شاهد زیبای من با مِهر خود گویی مرا بر ملک سودا می بری ای عامل شیرین شور، در هر ردیف واژه ها با دیدنت شعری بر این، شاعِرِ شیدا میبری زهری به تلخی فراق جامی پر از شور شراب پنهان بُود در چشم تو ای آنکه دل را میبری ماه...
-
از کنارم می گذرد
جمعه 10 شهریور 1402 11:31
از کنارم می گذرد عطری پراکنده می شود... حسی آشنا خاطرات سالها پیش را زنده می کند سرما ، تپش رگی در سر ، طراوت یک نگاه ، طعم گس لب ، بخار نفس ها ... و من سالهاست از عطر ها ترسیده ام ... مجتبی فرخی
-
ایمان داشته باش
جمعه 10 شهریور 1402 11:30
-
و بلندای رؤیا
جمعه 10 شهریور 1402 11:29
و بلندای رؤیا در تنهایی آسمان به آغوش می کشید آخرین درخشش ماه را تا سبک کند خداوند کوله بارش را از کابوس عاشق ترین مخلوق بهـــاره طــــلایــی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 10 شهریور 1402 11:27
-
بی گمان دور است
جمعه 10 شهریور 1402 11:26
بی گمان دور است سبزی سرد چنار هوس گرم بهار میدوم سمت طلوع حیات ای ابر وسیع ممات به کناری برو تا پیدا کنم پرتوی نور که بتابد بر اقاقی ها، شقایق ها، بر تنهایی کوچه آشتی کنون بوی درد آور جنون چکاوک خسته است شهر بویی عجیب میدهد گل سنگ بسته است قدم ها سرد است آفتاب آذر نامرد است پیچک سرمست بهار گویی پیر شده است نه دگر رنگی...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 9 شهریور 1402 10:38
-
احساس عاشقانه
پنجشنبه 9 شهریور 1402 10:37
تشنه ای ست که تنها آب سیرابش می کند و تو همان آبی برای من پرویز صادقی
-
السلام علیک یااباعبدالله
پنجشنبه 9 شهریور 1402 10:36
-
یاد داری
پنجشنبه 9 شهریور 1402 10:35
یاد داری که دلم فرشِ قدمهای توبود؟ سرمه ی چشمِ مرا خاک رهِ پای تو بود :) یونسی_یونس
-
السلام علیک یااباعبدالله
پنجشنبه 9 شهریور 1402 10:35
-
این جهان با تو خوش است
پنجشنبه 9 شهریور 1402 10:34
این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است این جهان بی من مباش و آن جهان بی من مرو مولانا
-
گیسوی سیاه تو در روز،
چهارشنبه 8 شهریور 1402 11:27
گیسوی سیاه تو در روز، تکه ای لمس شدنی از شب، و چشم هایت در شب، تکه ای از آسمان آبی، به جای مانده از روز است وه ، آزادی قرینه ی لب های توست یک انار ترک برداشته، بر بلندترین شاخه ی درخت عشق، که چیدنش محال است آری ، قرینه ی لبخندت، گاه چون هلال ماه در آسمان، و گاه به سیب سرخ دو نیم شده می ماند گاه دست نیافتنی، گاه دست...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 8 شهریور 1402 11:27
-
باشهدا
چهارشنبه 8 شهریور 1402 11:26