-
خوشا بر بارش نم نم
جمعه 3 شهریور 1402 10:34
خوشا بر بارش نم نم که دشتی را کند خرّم اگر باشم کنار تو کنم عاشق ترا کم کم شود شادی نصیب ما اگر باشیم ما با هم هنوزم می کند شیدا تماشای گل مریم ز شوقت اشک می ریزم قسم بر پاکی شبنم کنارت شاد و آرامم ز شوقت ای گل مریم سید محمد رضاموسوی
-
وقتی که شعر حمله میکند میتوان نوشت
جمعه 3 شهریور 1402 10:32
وقتی که شعر حمله میکند میتوان نوشت هم بی امان گریست هم بی امان نوشت وقتی که خسته می شوی ازدرد ناگهان هم درد ناگهان کشید هم ناگهان نوشت وقتی که چشم او از مثنوی پرست هم مثنوی سرشت . هم بیگمان نوشت در لحظه ورود که بی وقفه میرسد هم پرتوان سرود هم پر توان نوشت تا شعر با لطافت باران رسد زراه در زیر شاخ وبرگ چناران چنان...
-
مرزِ پایانِ پریشانیِ این مرد شدی
جمعه 3 شهریور 1402 10:16
مرزِ پایانِ پریشانیِ این مرد شدی در شبی همدمِ یک شاعرِ پر درد شدی بوسهات غرقِ جنون ساخت دلم را امشب آخرش شاهد کاری که لبت کرد شدی تا ابد همقدمم باش که من میدانم غیر من با همهی رهگذران سرد شدی شبِ من پیش تو دلگیر نخواهد شد نه یارِ این آدمِ دیوانه و شبگرد شدی بس که چشمان تو آرامش وافر دارد مرزِ پایانِ پریشانیِ این...
-
روی نقشه های جغرافیا
پنجشنبه 2 شهریور 1402 10:58
روی نقشه های جغرافیا اسم یک دریا از قلم افتاده . . . . من دور از چشم تو دریای دردم . جبار فتــــــــــــــاحی رستا
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 2 شهریور 1402 10:56
-
چشمانت مرا به سکوت وا می دارد
پنجشنبه 2 شهریور 1402 10:55
چشمانت مرا به سکوت وا می دارد در دلم غوغای ست و فریادهای بلندی از پس هر دیدار کاش ما خودمان بودیم کاش می دانستی . . . یک دم خاطر ما از خیالت تهی نشد کامبیز مولودی
-
ما ملت امام حسینیم..
پنجشنبه 2 شهریور 1402 10:55
-
گاه گاهی میشود لبخندت ازیادم رود
پنجشنبه 2 شهریور 1402 10:54
گاه گاهی میشود لبخندت ازیادم رود درهیاهوی نگاهت شعله اتش نهد گاه میخواهم فقط یک لحظه آغوش تورا شایدم یک دم جهانی ازفراسوی نگاه میشود این زندگی را بی توهم فریادزد آه فریاد،کاش شوداین غصه هاراپاک کرد دردمن ازبی کسی وعشق این فرهاد نیست دردمن این راز پراشوب شیرین جان نیست دردخواهی ک شوددرمان به سویش کن نگاه من نگاه...
-
فصل ها در شهر یکسان است
پنجشنبه 2 شهریور 1402 10:53
فصل ها در شهر یکسان است زندگی در شهر ماشینی است / بستگی دارد به بنزین / بستگی دارد به نفت زندگی در روستا اما / بستگی دارد به اسب / ساده و خوش رنگ / بستگی دارد به باران / بستگی دارد به خورشید و درخت / بستگی دارد به فصل / بستگی دارد به کار روستا، زیباترین نقاشی روی زمین / بهترین گلدوزی فصل بهار سلمان هراتی
-
پاهای تـــو از ابــــتــدا هم فکــــر رفتن بود
چهارشنبه 1 شهریور 1402 11:17
پاهای تـــو از ابــــتــدا هم فکــــر رفتن بود برعکس من که در سـرم شــوق رسیدن بود من عــــاشــقت بودم شبیه قــصــه ها امـــا پشت نـگــاه گـــــرم تو قــــلبی از آهــن بود تاوان عشــقــــم را به تو ، بدجور پس دادم با انـتـخابت لعــنتی ، یــک شـهر دشمن بود سخت است خــیلی گفتن اینکه در آغوشت خوابیدم و جسمت فقط در خانه ی...
-
یاحسین
چهارشنبه 1 شهریور 1402 11:17
-
در خم زلفت چه داری بیقرارم کرده ای
چهارشنبه 1 شهریور 1402 11:16
در خم زلفت چه داری بیقرارم کرده ای در کدامین کِشت روییدی خمارم کرده ای گَه پریشان خاطرم کردی و گه دیوانه ام بر همین احوال نامعلوم دچارم کرده ای خارج از میدان می بازم مصاف عشق را باختم خودرا همان وقتی قمارم کرده ای راز این آشفتگی پیچیده در موهای توست در شب افسانه ی زلفی که تارم کرده ای شاعری بودم که تنها از جدایی می...
-
اگر دوباره متولد شوم با بی قانونی باد سفر میکنم .
چهارشنبه 1 شهریور 1402 11:14
اگر دوباره متولد شوم با بی قانونی باد سفر میکنم . رها ز جهالت زمان پا بر علوفه های نژند و سرد میگذارم؛ میدوم و تا ارتفاع عشق اوج میگیرم آری روز ها می آیند و میروند و به هنگام رفتن، تسلیم شب میشوند. شب آغاز دلتنگی و باز فردا قصه از نو آغاز میشود. ندا عاصم
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 1 شهریور 1402 11:14
-
به ذاتت لعنت ای دنیا که بر تو اعتباری نیست
چهارشنبه 1 شهریور 1402 11:12
به ذاتت لعنت ای دنیا که بر تو اعتباری نیست تمام وعده هایت پوچ و رسمت سازگاری نیست چه آدم ها که آزردی و با صد آرزو مردند چه دل هایی که سوزاندی و آن ها را شماری نیست چه بازی ها درآوردی سر هر کس به تو دل بست نشستی تا ببازد، از تو جز این انتظاری نیست خزان پشت خزان، حسرت پس از حسرت، اسارت، درد در این تقویمِ نحسِ نانجیبت...
-
در قلب انسان
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:18
در قلب انسان پرندهایست شیفتهی آزادی ... میتوان اسیرش کرد یا او را به پرواز درآورد شبنم حکیم هاشمی
-
وقتی به اوج فکر میکنم
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:18
وقتی به اوج فکر میکنم شعر پرواز را مینویسم و... واژهها پرنده میشوند شبنم حکیم هاشمی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:17
-
و من هر روز الفبای گیسوی
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:16
و من هر روز الفبای گیسوی تو را می خوانم... آریا ابراهیمی
-
یارقیه
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:16
-
همه رنج ها، سختی ها
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:15
همه رنج ها، سختی ها همه اتفاق های بد در لحظه ای که تو را به آغوش می کشم به شادمانی، به خوشوقتی و به بهانه ای برای عشق تبدیل می شوند... مانی رسا
-
دوباره می نگارمت
سهشنبه 31 مرداد 1402 11:15
دوباره مینگارمت به برگ های دفترم به من سلام میکند خدای عشقُ باورم پناه گریه های من بدون عشق مرده ام بیا دوباره سمت من بیا کنار بسترم و کوه شوق در دلم به لطف روز رفتنت چنان مناره های بم خراب میشود سرم برای دیدنت چرا به شهر شعر میروم برای آنکه بینمت همیشه در برابرم تو آنقدر شبیه غم مرا به خلسه میبری که چشم باز میکنم...
-
ای بت چه کردی که بتخانه راهم خراب کردی
دوشنبه 30 مرداد 1402 11:30
ای بت چه کردی که بتخانه راهم خراب کردی اهل جهانو هرچه درجهان بود کبا ب کردی هرچه زیبایی درجهان بودزمیان برداشتی هرآنچه زشتی و پلیدی بود سراسر جهان مجاب کردی و ناگهان فرار برقرار کردی محمودفتحی چقاده
-
من هیچ نمی دانم، من هیچ نمی خوانم
دوشنبه 30 مرداد 1402 11:27
من هیچ نمی دانم، من هیچ نمی خوانم غیر از تو نمی خوانم، غیر از تو نمی دانم بِشْناسَدَم أر گُلبُن، بلبل که خیال تو گل ریخته تا دامن، از چاک گریبانم با یاد تو در صحرا، درد دل خود گفتم از عشق تو ای جانم با سنگ و خس ای جانم این سکته ی شعر من، عمدی ست که می دانم آری سخن از عشق است، بیــــدِل منِ نالانم گر پرده فرو اُفتَـد،...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 30 مرداد 1402 11:26
-
دیگر شعر من
دوشنبه 30 مرداد 1402 11:26
دیگر شعر من طواف عشق نمیکند که عشق به منزل ما رسید آن ناجی که مرا از آینهی ایام کِشد بیرون، عیان شد حال آب و نان ما نام اوست دستان به قلم گرفته من را به گرمی دستانش پذیرا شد لبان بوی دخان گرفته من را به لبان سرخش آرامش داد دیگر مرا از شاعری عزل کنید که در کنارش، بوستان و گلستانم علیرضا یوسفی
-
حسین نقطه پیوستنم به ایمان است
دوشنبه 30 مرداد 1402 11:25
حسین نقطه پیوستنم به ایمان است هم او که نور امید و نجات انسان است شهید تشنه لبی که حضور او شأنِ نزول اشک من و آیههای باران است شگفت نور خدایی که در تجسم درد همیشه مایه تسکین و عین درمان است اگر به چشم دلت بنگری تمام وجود از ابتلا به تب و تاب او پریشان است نگاه کن که به دل های لاله های شهید نشان داغ جگرسوز عشق پنهان...
-
ساقی اگر تو باشی جام شکسته بهتر
یکشنبه 29 مرداد 1402 10:50
ساقی اگر تو باشی جام شکسته بهتر آغاز سرنگونی با دست بسته بهتر در تنگنای خواندن ای بسمل مردد با حنجر بریده در خون نشسته بهتر حرفی نمی تراود از خواهش دل تو بریده شد زبانم این قفل بسته بهتر بندی به پای من بود از خواهش دمادم بر پا شکسته جانا بند گسسته بهتر اینجا میان میدان هنگامه می سرایند در کنج خانه ماندن با جان خسته...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 29 مرداد 1402 10:49
-
در نقاب شب اسارت حفظ ایمان کردن است
یکشنبه 29 مرداد 1402 10:49
در نقاب شب اسارت حفظ ایمان کردن است بی تقیه زندگانی نَردِ با جان کردن است در نمازم باعلی، همسفرهام با معاویه دینمداریها چنین بر نیزه قرآن کردن است پنجرهها روبه دیوار است کجا باید پرید این مثال عین آزادی به زندان کردن است با شرف مردن قشنگ است چون که راز زندگی دست بوسیها برای حضرت نان کردن است مرهم تیغی که بر گردن...