-
آن روشنایی کوچک
جمعه 16 تیر 1402 11:05
آن روشنایی کوچک اما آرامشبخش در تاریکی آن نور کم اما ممتدد شمعیست که نقاشیاش آغاز بیداریست! شبنم حکیم هاشمی
-
عیدتون مبارک
جمعه 16 تیر 1402 11:05
-
در اوج تاروتور قبیله ای زندگی می کنم
جمعه 16 تیر 1402 11:04
در اوج تاروتور قبیله ای زندگی می کنم کز فراسوی چشمان ساکنانش اندوهی نهان است جهنمی زیبا سرشار از خاطرات تلخ غریبه, چشمانت زیباست ... غریبه, غروب با حس دلگیرش چه زیباست ... رضا فریدونی
-
آخرین هجوم تو آخرین دفاع من
پنجشنبه 15 تیر 1402 10:46
آخرین هجوم تو آخرین دفاع من با سپاه چشم تو جنگ های تن به تن گریه های بی امان زجه های بی شمار چشمه های بی قرار شور شعر و باختن یک جهان تصویر تو یک ترانه شعر نو بوسه های گرم تو در هوایت آختن خط خطی نیمه شب , واژه ها با تاب و تب این غزل_ترانه را با صدایت ساختن بافه های موی تو این سیاه بی مثال مشت خالی من و این خیالِ...
-
گرما در وجودِ من نبود
پنجشنبه 15 تیر 1402 10:46
گرما در وجودِ من نبود سرمایِ دستانِ تو, جسمِ مرا پناه کرد شبهایِ من روشن نبود طوفانِ چشمانِ تو, روز مرا سیاه کرد روح در قلبِ پیرِ من نبود سالوسِ شیطانِ تو, عقلِ مرا تباه کرد زندگی همراه با من نبود خنجرِ پنهانِ تو, مرگِ مرا به راه کرد فرزین روزافزای
-
دارم مرور میکنم
پنجشنبه 15 تیر 1402 10:45
دارم مرور میکنم تمام عمر و زندگیم به یک نگاه زل زدم تموم شدم توو خستگیم تمام عمر من یه شب توی یه نفس خلاصه شد لحظه ی رفتن تو بود که زندگیم خرابه شد قلب منو چشمای من روزای بعدش و ندید قصه ی زندگی من بی تو به آخرش رسید دارم مرور میکنم خلاصه میشم تو چشات چشماتو بستی تا دلم زندونی باشه توو نگات مریم حصاری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 15 تیر 1402 10:44
-
هرچند که دل از منِ دیوانه بریدی
پنجشنبه 15 تیر 1402 10:43
هرچند که دل از منِ دیوانه بریدی جز وصلِ توام در دلِ من نیست امیدی مانند کویری که بوَد تشنه ی باران غوغایِ عطش در دلِ من را تو ندیدی چندیست که من هستم و یک چشم به راهت زان دور ببینم زِ تو ای دوست نویدی در کوچه ی دل جز تو و یادِ تو کسی نیست شد کوچه غبارِ غم و تو هم نرسیدی چون چلچله کوچیدی و چون چلچله برگرد هرچند که دل...
-
باشهدا
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:43
-
بیقرارم
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:42
بیقرارم بیقرارچشمان تو کسی نمی داندچراغم درچشمان تونقش بسته!؟ کسی نمی داندچرالب فروبسته ای !؟ کسی ازاین غم خبرندارد! من این بیقراری درچشمان تورا نمیخواهم من درزیرباران خدا;تورامیبوسم شاید... لب های توراگرم کند وغم خفته درچشمان تورا آشکار راضیه کریمیان
-
در شهر دلم خانه ی آباد نمانده
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:42
در شهر دلم خانه ی آباد نمانده از غصه و غم آدمی آزاد نمانده عمریست دوان در پی آرامش نفسم صد حیف در این بادیه همزاد نمانده ما رهگذرانیم در این ظلمت دوران از فقر و تعب مادر و نوزاد نمانده ای چشم و چراغم تو بمان در دلتنگم هر چند در این بتکده استاد نمانده در عمق نگاهم که نشینی به تماشا پروانه ی در بند زمان شاد نمانده...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:41
-
یاعلی(ع)
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:40
فاش می گویم ز فضل بو تراب آنکه از چشم ملائک برده خواب گفت آن غاصب پس از فوت نبی ص دو به ده جمع بود خصائل بر علی ع فهم وی از مرتضی ع اینگونه بود ورنه ادراک از علی ع نابرده سود زان همه اوصاف اگر بودم یکی فخربر جن و انس لاشک منجلی مادرش در کعبه آوردش وجود کل عالم سوی او آرند سجود مولد و مولود را تعظیم باد آنکه رویش رانبی...
-
امروز که به صحرا رفتم
سهشنبه 13 تیر 1402 10:15
امروز که به صحرا رفتم به زمین پر از خار و خاشاک خیره بودم علفهای هرز از هر نوع روییده بود همراه با خارهای برنده ای که پایت را به تیغش گرفتار می کرد میان آن همه خارو خاشاک میان آن همه علفهای هرز گلی روییده بود که نگاهم را جلب کرد تو را هم میان آدمیان اینگونه یافتم محمود مظفری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 13 تیر 1402 10:14
-
خراشِ تکنولوژی رویِ روح...
سهشنبه 13 تیر 1402 10:14
خراشِ تکنولوژی رویِ روح... زخم را میبینی با کیفیتِ بالا؟ ضجّه را میشنوی با صدای واضح؟ درد را میخوانی با تمامِ سرعت؟ عشق را... آخ!... فیلتر! فرزین روزافزای
-
حال خوب
سهشنبه 13 تیر 1402 10:13
-
به آیینه نگاه میکنم
سهشنبه 13 تیر 1402 10:13
به آیینه نگاه میکنم موهای سپید و سالهای رفته را میبینم روزهای سختی که هیچوقت تمام نشدند خوشیهایی که هرگز نیامدند آرزوهایی که هیچوقت برآورده نشدند رویاهایی که فقط طعم شیرین خواب بودند در این هیاهوی وانفسا دلم رفتن و دور شدن میخواهد از دستی که همیشه خالیست خجالت میکشم از سهم هر ایرانی فقط بیکاریست خجالت میکشم سهم من...
-
قیامت می کند موهای من با هر سرانگشتت
دوشنبه 12 تیر 1402 11:02
قیامت می کند موهای من با هر سرانگشتت کِشم من آیه آیه ناز آن موهای پر پشتت چه قایم کرده ای در پشت آن سیمای مردانه خودت رو کن که چشمت عاقبت وا می کند مشتت بیا دور از مجازی های بی احساس امروزی به روز عاشقی باشم سِپَنته عشق زرتشتت بیا می ترسم از آینده وُ قرن ِ مِتاوِرسی کمر را تکیه کن من هم کمر را تکیه بر پشتت برای حفظ...
-
حال مرا بپرس از آنان که خسته اند
دوشنبه 12 تیر 1402 11:01
حال مرا بپرس از آنان که خسته اند آنان که جز تو بر احدی دل نبسته اند مرا خیال رستن از قفس نمی رسد سراغ من نگیر از مرغان که دسته اند با تو خیال خلوتی کافیست در پنهان نخواه در جمعی که بر زانو نشسته اند رسواشدن پاداش تنهایی است می دانم باران ها تنهایی از دریا گسسته اند.. هرگز نباید با تو می گفتم حقایق را آنان که فهمیدند...
-
شاعر آن است که زبانش مثل چوبی محکَم است
دوشنبه 12 تیر 1402 11:00
شاعر آن است که زبانش مثل چوبی محکَم است نه کسی که در پی دینار و پول و دِرهَم است شاعر هرگز حق ندارد صحبت از شادی کند وضعِ ایران همچو آن تعطیلیه شهرِ بَم است حالِ تهران از تماشای غم مردم خراااب هر تنفس حاویِ بیش از نَوَد درصد سم است خنده ای غمگین به لب دارم چو لبخند ژکوند گر چه لب میخندد اما دیده ام غرق غم است رنگ غم...
-
هر بار فر گویایی آیین تنم
دوشنبه 12 تیر 1402 10:59
هر بار فر گویایی آیین تنم خوب آگاهانه زنده زیستنم چون خسته ی واژه نشدنم نه چشمِ چَشم سزاواری نوشتنم به پابندی مِهر نازنین اندیشه ام زبان به دندان چه سخن گفتنم. چه بی ارادگی در هنگامه پایه سرنوشت ندیده خوانده پیشانی بلندای پی نوشت سرشت آگاهی از روی دست کی نوشت بازی خورده بازی از سهش تا باور سرنوشت به نکوهش امید در...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 12 تیر 1402 10:59
-
زبانم نمی چرخد بگویم دوستت دارم
یکشنبه 11 تیر 1402 10:32
زبانم نمی چرخد بگویم دوستت دارم اما نگاهم پر از دوستت دارم است همین که هر از گاهی به هر بهانه ای می آیم همین که با دیدنت تبسم و لبخندی بر لبانم می نشیند همین که در هر جمع و محفلی سربه سرت میگذارم یعنی دوستت دارم اما دوستت دارم را می خواهی بر زبان آورم آخر این زبان لعنتی مگر چه دارد که هیچ کدام از اینها ندارند عشق فقط...
-
بر بلندای نام تو,
یکشنبه 11 تیر 1402 10:31
بر بلندای نام تو, نقشی ست از یاقوت سرخ, برخاسته از سلسله البرز با حرمِ سنگینِ عشق و جذوه سوزانِ وصل. بگذار بخوانمت هنوز ای ماندنی ترین خاطره! آیدین آذری
-
ای جهنم خوشا به انصاف و مروت تو
یکشنبه 11 تیر 1402 10:30
ای جهنم خوشا به انصاف و مروت تو بی گناهی را در آتش خود نمی سوزانی ما بی گناهان در آتش دنیا سوخته ایم ای جان فدای سخاوت و رحم و مروت تو ای کاش در این دنیا بودی حرارت آتش دنیا را میدیدی تا بدانی آتش دنیا هزارمرتبه سوزان تر از آتش توست هیچکسی در این دنیا از دست آتش دنیایی در امان نیست احسنت برقضاوت و وحدت و انصاف ومروت...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 11 تیر 1402 10:29
-
دلتنگ بارانم
یکشنبه 11 تیر 1402 10:29
دلتنگ بارانم و می دانم هیچگاه پاییز از میانه ی تیر نمی آید.. لادن آهور
-
میخواهم عاشقانه به یادِ تو خو کنم
شنبه 10 تیر 1402 10:07
میخواهم عاشقانه به یادِ تو خو کنم فکری به حال این دل بی آبرو کنم با یاد چشم و بوسه و لبخندو عشوهات پیراهنِ سکوت شبم را , رفو کنم رودی شوم روانه به دریایِ دور دست خود را به آشیانهی قلبت فرو کنم میخواهم ای نگاهِ تو لبخندِ ماهتاب در کوچهی غروب , تو را جستجو کنم گلهای سرخِ وا شده در کنجِ خانه را هر صبح و شب به نیتِ...
-
آمدنت خاطره ای در دلِ یک حادثه شد..
شنبه 10 تیر 1402 10:06
آمدنت خاطره ای در دلِ یک حادثه شد.. همچو گلی شکفته در مُجملِ یک منظره شد. چو آمدی نسیمِ صبح جان دوباره ای گرفت.. درونِ عالم ز حضورِ عطر تو ولوله شد.. به باغبان امیدی از حاصلِ کشت وکار داد .. به ناامیدِ سر ِدار مژده ی عمرِ تازه شد.. چو قاصدک آمدنت نوید صد امید بود .. به حرمت شکوه تو قامتِ غم خمیده شد .. برای قلبِ چون...