خانه عناوین مطالب تماس با من

در جستجوی آرامش

حال خوب

در جستجوی آرامش

حال خوب

پیوندها

  • Glarisha گلاریشا نام یک رمان فانتزی به قلم محمد حسین داودی می باشد

ابر برچسب

مینیمال هایی برای زندگی پاییز عبدالمجیدپرهیزکار پرویزصادقی عید محرم حال خوب عشق فروغ قاسمی علی معصومی حسین گودرزی خدا سیدحسن نبی پور تکست اللهم عجل لولیک الفرج

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • بر بام عشق من کبوتری هنوز
  • السلام علیک یا صاحب الزمان
  • تقسیم نورِ ماه
  • تو را ای گل احساسم
  • تا دیده ام نگاهش دل را زدم بنامش
  • درزندگی دیدم، مدارابا مردم مشکل است
  • دنیا ستم بس است مکن بیش ازین مکن
  • چه غریبانه دلم امروز هوایت را می‌خواهد…
  • به چشم تو جهان آرام می‌گیرد
  • دوش یاری خبر از این منِ غمناک گرفت

بایگانی

  • بهمن 1404 200
  • دی 1404 250
  • آذر 1404 300
  • آبان 1404 300
  • مهر 1404 300
  • شهریور 1404 310
  • مرداد 1404 300
  • تیر 1404 310
  • خرداد 1404 310
  • اردیبهشت 1404 310
  • فروردین 1404 310
  • اسفند 1403 240
  • بهمن 1403 240
  • دی 1403 210
  • آذر 1403 300
  • آبان 1403 300
  • مهر 1403 299
  • شهریور 1403 250
  • مرداد 1403 250
  • تیر 1403 250
  • خرداد 1403 160
  • اردیبهشت 1403 250
  • فروردین 1403 248
  • اسفند 1402 238
  • بهمن 1402 242
  • دی 1402 240
  • آذر 1402 212
  • آبان 1402 180
  • مهر 1402 180
  • شهریور 1402 186
  • مرداد 1402 167
  • تیر 1402 156
  • خرداد 1402 155
  • اردیبهشت 1402 162
  • فروردین 1402 162
  • اسفند 1401 160
  • بهمن 1401 164
  • دی 1401 160
  • آذر 1401 155
  • آبان 1401 151
  • مهر 1401 105
  • شهریور 1401 99
  • مرداد 1401 96
  • تیر 1401 91
  • خرداد 1401 93
  • اردیبهشت 1401 62
  • فروردین 1401 20
  • اسفند 1400 146
  • بهمن 1400 154
  • دی 1400 128
  • آذر 1400 15

جستجو


آمار : 340567 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • خارق العاده است مخلوقات عالم ربنا شنبه 10 تیر 1402 10:05
    خارق العاده است مخلوقات عالم ربنا حیرت انگیز است کمالات کمالان حقنا بس شگفت آور شگفت انگیز ترین تَر خلق ما بی کران است در کران ها بی کران حقِ ما باشکوه بی نظر است خلقت هفت آسمان بس مجلل برترین است مجمعِ رب الزمان ایده آل بس مهیج فارغ از عیب است و نقص بی نظیر است منظر منظوم کیهان های نص نیست هیچ افسانه ای جز حکمتِ بی...
  • مرا هزار امید است شنبه 10 تیر 1402 10:05
  • ای عشقِ بی بهانه به کارم نیامدی شنبه 10 تیر 1402 10:04
    ای عشقِ بی بهانه به کارم نیامدی حتی به خاطری که ندارم نیامدی حالا که از هوای تو و برکت جنون آواره ای به شهر و دیارم نیامدی گفتیکه میرسی سر قولیکه داده ای دیدی به درد و غصه دچارم نیامدی با روزگار خسته و دلتنگی و قفس تا پشت میله های حصارم نیامدی گاهی به مژده زخم دلم را نمک زدی اما شبی به پای قرارم نیامدی حکم تو بود و...
  • وباز جمعه جمعه 9 تیر 1402 10:22
  • سلول به سلول گلویت جمعه 9 تیر 1402 10:21
    سلول به سلول گلویت انفرادی‌ست صد شعر بی‌گناه در حصر مانده‌اند. سعید فلاحی
  • هرشب میان خواب من پا میگذاری بی سبب جمعه 9 تیر 1402 10:21
    هرشب میان خواب من پا میگذاری بی سبب از هر طرف روی تو را میدیدمش در تاب و تب درگیر تصویرت شدم از قاب عکس روبرو می آمدی با بوسه ای مثل غزل بر روی لب یکباره از عمق تنت حسی کنارم پرسه زد با عطر مدهوش تنت می بردی‌ام در شور شب زندانی شعر توام عصیان گر مرتد شدم هرچند زخمی میشدم از اعتراض این غضب حلوای من ! حوای من ! تو میوه...
  • خدایاپناه مون باش جمعه 9 تیر 1402 10:20
  • کاش میشد تو را خواست جمعه 9 تیر 1402 10:19
    کاش میشد تو را خواست کاش میشد همیشه از تو گفت تو را دید کاش میشد تو را زندگی کرد کاش توی همین زندگی کوتاه میشد تو را نفس کشید توهمه ای ولی هیچکس مثل تو نیست دردت ب جان آدمها آدمای بدرد نخور تو نفست زندگیست این را وقتی فهمیدم که سرم را روی شانه های تو گذاشتم وقتی نوازشم کردی ایستادم انگار جان دوباره ای گرفته ام دیگر...
  • تو, مستقبلِ بعیدی؛ پنج‌شنبه 8 تیر 1402 10:56
    تو, مستقبلِ بعیدی؛ و من, ماضیِ مستمر.. . فرزین روزافزای
  • مرا در دل گمان است , چند گاهی پنج‌شنبه 8 تیر 1402 10:55
    مرا در دل گمان است , چند گاهی به سانِ سبو بشکسته گانم عُمرم به میانه فردا به کناره گه شمار می‌رود آهسته پیوسته بی رقیب بی تازیانه نی کافر و نی مسلمانی به جا آورده ام زود می‌رسد لحظه ی موعود با بهانه بی بهانه عباس سهامی بوشهری
  • بیا و بچین پازل کلمات را کنار هم پنج‌شنبه 8 تیر 1402 10:55
    بیا و بچین پازل کلمات را کنار هم زیبا بچین بودن و ماندن ات را, همین نزدیکی ها انقدر نزدیک که کنار پنجره ی باز اتاقم ببینم ات کنار درخت های پیچ و تاب خورده ی توت کنار گلدان های های کاکتوس کنار حوض بدون ماهی ام تو که باشی کامل میشود پازل کلمات پس باش و بمان برای من که بودنت‌ وسعتی دارد به اندازه ی خیال وحید پاکرو
  • السلام علیک یا صاحب الزمان پنج‌شنبه 8 تیر 1402 10:54
  • آوایی مرا میخواند پنج‌شنبه 8 تیر 1402 10:54
    آوایی مرا میخواند به گمانم هزاران سال است در تاریکی عمیقِ کهکشانی سیاره ام گمشده است مدهوشِ تلئلو کدامین ستاره ام!؟ — مَستم آنقدر که نفهمم دلم از غُصه ی مهتاب ,مرده است غَمَم آنقدر ,بلند است که ندانم ,به چه لبخند میزنم گاهی همه شب در وهمَم خوابم از چیدنِ ستاره ها پژمرده است مسعود بهادری
  • با پای خودش آمد و افتاد به دامم ! چهارشنبه 7 تیر 1402 10:40
    با پای خودش آمد و افتاد به دامم ! (گل در بر و می در کف و‌ معشوق به کامم) ای روحِ جدا از تنِ من وقت وصال است برخیز که ممکن بشود هر چه محال است ! رو کن پس از این قوّتِ بازوی خودت را بردار به دندان بکش آهوی خودت را ! آنطور که راه نفسش سخت بگیرد بگذار در این معرکه پیروز بمیرد ! من کوکِ توام نغمه ی پرشور دلم باش آن سوزِ...
  • از من انتظاری نیست چهارشنبه 7 تیر 1402 10:39
    از من انتظاری نیست دلت را خوش نکن به یک لبخند تو خالی.. به یک نگاه به ظاهر از سر شوق و این انعکاس مثبتی که از حرفهایم می گیری نمیدانم ... کی خواهی فهمید ؛ آدمها عکس آن چیزی هستند که می نمایند... حسین وصال پور
  • چقدر سکوت همه خوابن ومن دلتنگ پروازم چهارشنبه 7 تیر 1402 10:39
    چقدر سکوت همه خوابن ومن دلتنگ پروازم ولی افسوس کجا بال وکجاپرواز کجاست آن آسمان یار کجا پروازکنم بادلتنگی های خود کجاست مقصد نمیدانم نمیدانم زهرا سلمانی هرمزی
  • السلام علیک یا صاحب الزمان چهارشنبه 7 تیر 1402 10:38
  • من, سوار موج موی تو بودم چهارشنبه 7 تیر 1402 10:37
    من, سوار موج موی تو بودم آنقدر رفتم, تا به ساحلت رسیدم مرا بشناس, من از تبار تو آمده‌ام از من مگریز, من از فردای تو آمده‌ام من, بازدم هر نفس خسته‌ات بودم آنقدر مرا کشیدی, تا به آخرت رسیدم مرا بشناس, من از تبار تو آمده‌ام از من مگریز, من از فردای تو آمده‌ام من, قلم دست های لرزانت بودم آنقدر مرا نوشتی, که به کاغذت رسیدم...
  • در این کویرِ آشنایی سه‌شنبه 6 تیر 1402 11:02
    در این کویرِ آشنایی تنها غرور باقی مانده است؛ نه میغ که ببارد, نه مهر که بتابد, نه پرنده که بخواند, نه سبزه که بروید. گویی خاطرات هم در ظلمتِ این خاک به نسیان می‌روند. آیدین آذری
  • فکررفتن درسرت داری وباورمیکنم سه‌شنبه 6 تیر 1402 11:01
    فکررفتن درسرت داری وباورمیکنم خنده هاراروزوشب درخانه مجمرمیکنم رفتی ودیگر فراموشت شودنام مرا میروی تنهایی ام باسایه ام سرمیکنم وای ازاین دنیای بی سامان مراآواره کرد بعدازاین من درس تنها بودن ازبرمیکنم مینشینم گوشه ای نجواکنم با یادتو گرچه میدانم که گویی, فکردیگرمیکنم رفتنت باورنمیکردم به این زودشود من دعایم توشه ی...
  • آیا آنقدر دوستش داری سه‌شنبه 6 تیر 1402 11:00
    آیا آنقدر دوستش داری که بگذاری فراموشت کند؟ آریا ابراهیمی
  • السلام‌‌علیڪ‌‌یابقیة‌الله سه‌شنبه 6 تیر 1402 11:00
  • مرا یکشب صدا کن, دعوتم کن , شهر شب بوها سه‌شنبه 6 تیر 1402 10:59
    مرا یکشب صدا کن, دعوتم کن , شهر شب بوها بزن زخم مرا پیوند با محصول کندوها پناهم عشق, سر بسته, دلم آنقدر خونین است که رنگش می کشد, پرهای رنگین پرستوها دوباره مهر چشمان عروسکهات, خیسم کرد فدایی شد دل من با پیام دف و هوهو ها دو گوشم می شود تسخیر لبهایت که گل گفته به عشق همدلی هایت و رنگ گیسو ها دلم تفسیر قلب و چاه می...
  • زرفروشی رونقِ بازار می خـواهد کـــــه نیست دوشنبه 5 تیر 1402 10:46
    زرفروشی رونقِ بازار می خـواهد کـــــه نیست شهریاری مردم بیدار می خواهد کـــــه نیست شانـــــه بــر انبوه موهایِ نگاران دلکش است عشق دلبر شانهٔ دلدار می خواهد کــــه نیست لالـــــه زاران در بهاران دیـــــدنی باشد ولــی برگ گل هم شبنمِ بسیار می خواهد که نیست نـــاز کـــــردن بــا نیـازِ بیـــــــدلان زیبـا شود مرد عاشق...
  • می دوم به سمتت با هر قدمی, لحظه ای دوشنبه 5 تیر 1402 10:43
    می دوم به سمتت با هر قدمی, لحظه ای به تو نزدیک میشوم تا وقتی به یک فاصله ای می‌رسیم این فاصله تغییر ناپذیرست در آنجاست که می‌نشینم و به تو خیره می شوم نگاهت میکنم نگاهت میکنم نگاهت میکنم نگاهم می‌کنی روم و بر می گردانم رضا اکبرزاده
  • السلام علیک یا صاحب الزمان دوشنبه 5 تیر 1402 10:42
  • روز تولد گنجشککی دوشنبه 5 تیر 1402 10:42
    روز تولد گنجشککی قفسکی کادو دادند. گنجشکک بی زبان به عشق پرواز دِق کرد و مُرد. عبدالمجید حیاتی
  • من می‌رقصم! دوشنبه 5 تیر 1402 10:41
    من می‌رقصم! تو می‌رقصی! او می‌رقصد! ما می‌رقصیم! شما می‌رقصید! آن‌ها می‌رقصند! رقص تمام ضمیرها را عاشق می‌کند! عشق تمام جان‌ها را می‌رقصاند! شبنم حکیم هاشمی
  • لیلی... نامت را بر سینه ی کاغذ نوشتم یکشنبه 4 تیر 1402 10:38
    لیلی... نامت را بر سینه ی کاغذ نوشتم مجنون شد! رضا_اسماعیلی
  • از مهر تو امروز در دلم شبنمی لغزید یکشنبه 4 تیر 1402 10:37
    از مهر تو امروز در دلم شبنمی لغزید ستاره ایی چشمک زد و خدا در آسمان دلم خندید آغوشت امن ترین جا برای احساس من است, مرا نوازش کن یک روز تو را به اندازه یک پلک زدن خواهم دید زهره مومنی
  • 10276
  • 1
  • ...
  • 264
  • 265
  • صفحه 266
  • 267
  • 268
  • ...
  • 343