-
برای رفتن چرتکه انداختم
شنبه 27 خرداد 1402 10:08
برای رفتن چرتکه انداختم فال بد بود قصد عزیمت کردم صبر آمد بناچار سه تار شکسته و زمزمه سرود قدیمی تنها انتخاب بود رضا کشاورز
-
بخدا داشتن تو بر همه سختی ها می ارزد
شنبه 27 خرداد 1402 10:07
بخدا داشتن تو بر همه سختی ها می ارزد ان نگاه تو را دیدن بر همه دیدن ها می ارزد منکه دل دادم و دل بردم و عاشق شده ام بخدا دل دادن در عوض بردن ان دل تو می ارزد تو نگاهم بکنی خنده کنی بر این من کافی است تو نمیدانی که خنده ی تو بر همه خنده ها می ارزد حال که دل بردی نزد دلم باشی مگر چه میشود بخدا بودن تو نزد دلم بر همه...
-
تو همانی و چه مغرورو اصیلی که دلم خواست تو را
شنبه 27 خرداد 1402 10:06
تو همانی و چه مغرورو اصیلی که دلم خواست تو را تو بمان در بر من, مرهمی خواهم شد تن زخمی تو را به خدا خواهم گفت بنویسد منو تقدیر تو را در یک قاب چه قشنگ است ببوسم تن تب دار تو را من در خواب شوکا صبور
-
در افق این پنجره
جمعه 26 خرداد 1402 10:55
در افق این پنجره کلاغی در انتظارِ غروب نشسته که نمیپرد سکون سکوت و حالتی , مثلِ یک خوابِ ناشکیبا و سهمِ ما از دیدار با عکس آبان تنها یک جمله آه یادش بخیر , روزگارِ ما ..! دکتر محمد ملاکی
-
انقدر شعر خوانم که نوازنده شوم
جمعه 26 خرداد 1402 10:54
انقدر شعر خوانم که نوازنده شوم انقدر,بی ربط که از همه زده شوم دیدم ان لحظه رفتی رقص کنان خواندی شعرم رفتی فرض کنان دیده نشوی در چشم ها رقص کنان دیده میشوی در دلم فرض کنان فردین پوراسمعلی چناقبلاغی
-
بی عشق , زمین جای نفس نیست مرا
جمعه 26 خرداد 1402 10:54
بی عشق , زمین جای نفس نیست مرا دیدی که به جز تو هیچ کس نیست مرا این رسم وفا داری و دلبستن نیست یک عمر هزار زخم , بس نیست مرا ؟ زینب حسنی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 26 خرداد 1402 10:53
-
من از غم های اجباری از این دنیا نمی گویم
جمعه 26 خرداد 1402 10:52
من از غم های اجباری از این دنیا نمی گویم که گر گویم نخواهد شد دلی شادان ز افکارم ولیکن برق امیدی نهان شد از دو چشمانم که میخواهم بپوشانم چون ابری چشم تابانم از این اشکی که می ریزم چه حرفی پشت آن دیدی بدان ای جان که این دریا خروشان شد ز افکارم از آن روزی که عاشق رفت پی معشوق در آتش من از آن روز تا حالا و اکنون در...
-
ﻭﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﻝ... ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﯿـــﺎ باختیم
پنجشنبه 25 خرداد 1402 10:04
ﻭﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﻝ... ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﯿـــﺎ باختیم ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺑود ه ایم ﺣﺮﻣﺖ ﺷﮑﺴـــﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﭘﯿﮑر خود را ﺯﯾﺮ ﭘــــﺎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ ﮔﻮﺭ خویش ﮐﻨﺪﯾﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻧﻮﺣـــﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﻢ ﻭ ﻋــــﺰﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬــــﻤﯿﺪﯾﻢ که ﭼﻪ ﺷﺪ ﻣﺎ ﺷـــــــﺮﺍﻓﺖ ﺁﺩﻣـــــﯿﺖ ﻣﺎ ﺧــــﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘیم محمد چکاوک
-
چشمان تو تک بیت غزل های جهان است
پنجشنبه 25 خرداد 1402 10:04
چشمان تو تک بیت غزل های جهان است لبخند تو سرچشمهی ناب هیجان است کندوی لبت شهد و عسل دارد و حالا هی نوش بریز از دهنت, این چه دهانست محبوب تر از لحظه ی یک بوسه ی نابی چشمان تو رخشنده تر از در گران است در زمزمه ی باد سحر, زلف پریشان رقصان چنان قامت آن سرو چمان است از فاصله ی بین من و تو چه بگویم چیزی که عیان است, چه...
-
گیرم که دلتنگی هایمان را باد آواز دهد
پنجشنبه 25 خرداد 1402 10:03
گیرم که دلتنگی هایمان را باد آواز دهد آسمان, رویاهایمان را نادیده بگیرد اشک هایمان یخ بزند دیگر سکوت جایز نیست عشق را فریاد باید زد شگفتی را آشکار کرد درستی ما در در کردار و گفتارماست کردار تو و من منصور شیروانیان
-
بخشش
پنجشنبه 25 خرداد 1402 10:02
-
ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ اﺯ ﻏﻢ ﭘﺮﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﻲﺯﻧﻢ
پنجشنبه 25 خرداد 1402 10:01
ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ اﺯ ﻏﻢ ﭘﺮﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﻲﺯﻧﻢ ﻣﺒﺎﺩا ﻛﺴﻲ ﻏﻤﻢ ﺭا ﺑﻔﻬﻤﺪ و ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺪﻡ ﺭا ﻛﻪ ﻣﻲﺗﺮﺳﻢ ﺩﺭ ﺟﻮاﺑﺶ ﺑﮕﺮﻳﻢ و اﮔﺮ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺣﺎﻝ ﺑﺪﻡ ﺭا ﺗﻨﻬﺎﻳﻢ ﻣﮕﺬاﺭ ﻛﻪ ﻣﻦ اﺷﻜﻬﺎﻳﻢ ﺭا ﺑﻲ اﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ﻛﻨﺎﺭ ﻫﺮ ﻛﺴﻲ ﻧﺨﻮاﻫﻢ ﺭﻳﺨﺖ پویا عزیزی
-
آه! می ترسم شبی رسـوا شوم
چهارشنبه 24 خرداد 1402 11:05
آه! می ترسم شبی رسـوا شوم بعد از رسوایی شاید ک تنـها شوم یار با من مدارا میکند عاشق خویش رسوا میکند گفتم تو آرام جـانـی, گفت:نه گفتم:شیرین زبانی, گفت:نه گفتمش:نامهـربانـی,گفت:نه می شود یک شب بمانی, گفت:نه دل شبی دور از خیالش سر نکرد لعنت به این دل ک رسوایم بکرد محمد چکاوک
-
از روز و از شب خسته ام
چهارشنبه 24 خرداد 1402 11:05
از روز و از شب خسته ام از تکرار این زندگی خسته ام نیست دگر تسکین,روی ماه وجودم شده سرشار از ناله و آه به چه دل خوش کنم در این روزگار زیبایی اش تمام شده؛از دروغ سرشار خسته ام از ناامیدی های دم صبح خسته از تکرار بیدارشدن های سر صبح خسته ام از این تکرار خسته ام زهرا شیرازی
-
شبم آنچنان تیره که یک اختر هم درش پیدا نیست
چهارشنبه 24 خرداد 1402 11:04
شبم آنچنان تیره که یک اختر هم درش پیدا نیست چشمگان نور مردند ماهی نیست شهابی نیست واژگان آن لب تمنایم نیست بیزارم زین شب که درش از گل قدیم عشق هیچ شمیمی نیست پروانگان امیّد مردند که بسیار پر زدند به هوای شعله عشقی که نیست حریر اطلسینت را خاکی کن چندی قدم زن به تماشای شب ویران این کولی شبگرد این ژنده پوش نامرتب هرزه...
-
حال خوب
چهارشنبه 24 خرداد 1402 11:03
-
روزی رسد غمی تورا از دل مپرس چرا چرا
چهارشنبه 24 خرداد 1402 11:03
روزی رسد غمی تورا از دل مپرس چرا چرا چو غم های بی کران از دل مپرس چرا چرا شکسته میشود دلم از دل مپرس چرا چرا جهان شده پر از غم و ندارد هیچ فرحی گذشت وبخشش رد شده ندارد هیچکس رافتی بزرگی از آن کسی است نبیند زشتی کسی احسان واکرام میکند برای نفس هرکسی می شکنی و میروی نداری هیچ رحمتی فردا شکست دل خودت از دل مپرس چرا چرا...
-
بهار
سهشنبه 23 خرداد 1402 10:01
-
می برم سجده به محراب نماز گل سرخ
سهشنبه 23 خرداد 1402 10:01
می برم سجده به محراب نماز گل سرخ دل من غرق نیاز است به ناز گل سرخ گفت از بازترین پنجره سهراب به ما کار ما نیست شناسایی ِ راز ِ گل سرخ سید محمد رضاموسوی
-
من برایت ای کاش ها میشوم
سهشنبه 23 خرداد 1402 09:58
من برایت ای کاش ها میشوم قاصدکی در میان ابر و باد ها میشوم من برایت همخیال هم آرزو قصه ها و داستانها میشوم من خودمرا میسپارم دست باد تا برایت حسرت و آهی شوم محمد چکاوک
-
عشق، هدیه است.
سهشنبه 23 خرداد 1402 09:57
-
گفتی به شوق رهایی
سهشنبه 23 خرداد 1402 09:57
گفتی به شوق رهایی سماعگونه برقص در بادها! و من رقصیدم! رقصیدم و چرخیدم! چرخیدم و چرخیدم در بادها که چرخیدند و چرخیدند و گردباد شدند و محو کردند مرا از من! شبنم حکیم هاشمی
-
تو میرقصی
دوشنبه 22 خرداد 1402 09:42
تو میرقصی زندگی را به نام مرگ و مرگ را به نام زندگی تو را اینگونه شناختهام شیوا خدای رقصندگی! شبنم حکیم هاشمی
-
چگونه میتوانم بیهوده زیستن را؟
دوشنبه 22 خرداد 1402 09:41
چگونه میتوانم بیهوده زیستن را؟ من که مشتاق شعری تازهام چگونه سخت بمانم؟ وقتی پروازِ قاصدک, محتاجِ نفسی نرمست میتوانم به شوق نگریَم؟ برای سرشتِ ظریفِ نوازش نه مرا توان چنین زیستنی نیست مرا که ته ماندهی بهارم مرا که تا زاده شدنِ رنگینکمان چشم به باران دوختم نجمه علیزاده
-
حال خوب
دوشنبه 22 خرداد 1402 09:41
-
سرنوشت ،
دوشنبه 22 خرداد 1402 09:40
سرنوشت ، پرسشی ست پر از اندوه زمانی که هنوز پابرجاست کجاست روزهای مخملی آسمان کجا رفتند چنگ نوازان تاکستان ؟ خرامان مست .... بهشت رویان خندان زمین ! قسم به گیسوانت که کاروان ممتد احساسند که نازدانگان عشق را در کجاوه خود دارد ، اما در حوالی دل اتراق نمی کند ... قسم به چشمانت که انبوهی از ستاره در دل دارند ، شبم تاریک و...
-
به جهانگیری بالای بلندت سوگند
دوشنبه 22 خرداد 1402 09:40
به جهانگیری بالای بلندت سوگند که مرا بی تو دگر میل بلندی ها نیست مرغ عنقایی عقیمم ,هوس قله کجاست کوه من عشق تو بوده که دگر برپا نیست همه جا سایه ی تو بر سر افکار منست سایه ای جز سر سودای تو بر دنیا نیست جیب اندیشه ی من پُر شده از کشمش کفر به اباریق رسولان دلم صهبا نیست منکه اهریمن شبهای شعف بودمت آه دگر ابلیس تو هم...
-
می نویسم باران
یکشنبه 21 خرداد 1402 10:57
می نویسم باران و درکبودای افق به قاب همه ی پنجره های جهان باز نماز می آورم. می نویسم باران و به آب ها خواهم پیوست و باد های سموم را خواهم کشت به چراغی و شعله ای که تو باشی شب که می شود می آویزم به تاریکی ردای کهنه ام را روزهای آفتابی ام را و آسمان ابری ام را با لکه های سفید ابر و می میرم به بوی بابونه ای که از دستان...
-
رفتی واماندانستی که من جامانده ام
یکشنبه 21 خرداد 1402 10:56
رفتی واماندانستی که من جامانده ام غربت تنهایی ام افتاده ام,وامانده ام خستگی درکوله بارم رابدوشم میکشم خاروخاشاکی شدم آغوش صحرامانده دام گوشه ای کزمیکنم روزوشبم فرداشود اینچنین بیغوله ره بی یاروهمتامانده ام یک نفرمرهم نشدبرحال واحوال دلم همچوفانوسی که درآغوش دریامانده ام بایدازاین عشق بی حاصل دگردوری کنم میروم چون...