-
چشم هایت را دوست دارم
دوشنبه 15 خرداد 1402 10:33
چشم هایت را دوست دارم این سخنگویان عشق را پرویز صادقی
-
وصیت امام
دوشنبه 15 خرداد 1402 10:32
-
ای بهار زندگی
دوشنبه 15 خرداد 1402 10:32
ای بهار زندگی جانم کجایی در این سرای بی کسی جانم کجایی ای که هردم هستم بیادت جانم کجایی ای که در فراسوی زمان خواب خیال با تو دارم داستانها جانم کجایی ای که فردا در سرای زرنگارباتو صوفی میرقصم امروز جانم کجایی با تو دارم چشم مستی با تو دارم جان شیرین با تو دارم قلب تندی با تو دارم بیرق آسودگی من تو را با مهر میخوانم با...
-
خسته ام مثل درخت
یکشنبه 14 خرداد 1402 10:15
خسته ام مثل درخت از ایستادن به پای هر فصلی چون جوی آب پرشتاب میگذرند هنوز در تکرار فصلها اُمید را می جویم رقیه مرادی
-
من زائر تو هستم , با یک سلام ِ از دور
یکشنبه 14 خرداد 1402 10:14
من زائر تو هستم , با یک سلام ِ از دور سلطانِ طوس نظر کن بر عاشقانِ مستور دل در امید و بیم است از غربت ِ نگاهت شمس الشموس دریاب , دلدادگان ِ رنجور از عطر ِ دل فریب و از بوی سیب ِگنبد دل ها به وَجد آید , تا اوج ِ قلّه ی نور تو مظهر ِ کرامت , تو چهل چراغ ِ طوسی نجمه ز توست پیدا آهو ز توست مشهور تو حجّ فقرایی , تو جلوه ی...
-
هر آنچه که ایّام به کس داد رَوَد
یکشنبه 14 خرداد 1402 10:13
هر آنچه که ایّام به کس داد رَوَد چون خرمنی از کاه که بر باد رَوَد کس زنده نگردد به زر و زور ولیک مُردهست در آن روز که از یاد رَوَد علی نیک بخت
-
یاحسین
یکشنبه 14 خرداد 1402 10:13
-
طلایه های حضور و کرانه های سحر
یکشنبه 14 خرداد 1402 10:12
طلایه های حضور و کرانه های سحر شکوه بیشه سبز و جوانه های سحر کنار چشمه آب و نسیم بستر رود شمیم دلکشی از رازیانه های سحر خلوص آیه مهر و صحیفه های غزل سرور ساحت عشق و ترانه های سحر کجا بگیرم از آوازه اش خبر تو بگو که سرگرفته به جانم بهانه های سحر گرفته پای مرا کوره راه در به دری ربوده صحن دلم را نشانه های سحر هوای صدق...
-
سراغ آسمان را گرفته ام
شنبه 13 خرداد 1402 09:50
سراغ آسمان را گرفته ام و نشانی من مثل همیشه دستهای شماست نازنین نظام شهیدی
-
هرشب ازتنهایی دستانم فقط ها میکنم
شنبه 13 خرداد 1402 09:49
هرشب ازتنهایی دستانم فقط ها میکنم مثل دیوانه نشستم کنجی نجوا میکنم ذره ذره خاطرات گمشده درذهن خود باخیال خام خود, تفسیرومعنا میکنم هرکسی گوید مگردیونه ای ؟ عاشق شدی؟ دردلم غوغا, ولی بادیده حاشا میکنم بارسنگینی بدوشم گشته درغربت سرا بانگاه خسته ام خودراتماشامیکنم بک نفرخالی کندکنج دلم این دردوغم این چنین افتاده ام...
-
گر بیائی جانِ ناقابل فدایت می کنم ، مهدی بیا
شنبه 13 خرداد 1402 09:49
-
چگونه گم شدم درتو
شنبه 13 خرداد 1402 09:46
چگونه گم شدم درتو بیا دیگررهایم کن ازاین احساس پوشالی بنام عشق! واین دریای هرج ومرج وآشفته که هرچه میزنم پارو نداردساحلی سکنی کنم درآن تومیدانی دراین غربتکده تنها بجرم عاشقی بردارآویزند دلها را !؟ بسوزان ریشه های کال درمجمر نمیرویددگرعشقی واین قایق دوباره غرق میگردد کریم لقمانی
-
هنگام کهن سالی رسیدم نظر عشق
شنبه 13 خرداد 1402 09:46
هنگام کهن سالی رسیدم نظر عشق آن را که به بُرنایی نیافتم طلب عشق از فرطِ فراغ مرغِ دلم گشته هوایی وانگه نظری کن که چه دارد هوسِ عشق افسوس که از آن یار سیه چشم جوانی نام مانده و نامدار سیه پوشِ رهِ عشق آوازه ی من ره گذر عشق تو بود زی وامانده که درمانده یقین از هنرِ عشق مژگان تو چون سِحرِ فسونگر نظر انداخت صدها قدحِ باده...
-
گر چه من تشنهی عشقم, شدهام غرقه به غم
جمعه 12 خرداد 1402 11:12
گر چه من تشنهی عشقم, شدهام غرقه به غم قصهی هجر و فراقت غم سنگین من است نکنم شکوه اگر میسوزم در تب عشق عشق آرامش جان و دل غمگین من است با تو هر جا نگهم بود خدا را دیدم شاید این در نظر و دیدهی حق بین من است بهترین منبع الهام توایی ای بت من عشق تو ای بُتِ من چون همه آیین من است میکشم خاک رهت سرمه به چشمان کبود چون...
-
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
جمعه 12 خرداد 1402 10:49
من آنچه را احساس باید کرد یا از نگاه دوست باید خواند هرگز نمی پرسم هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟ قلب من و چشم تو می گوید به من : آری ___________________________________ گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنچنان محو که یک دم مژه برهم نزنی مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه برهمزدنی ((فریدون...
-
با قلمی گرم نوشتم
جمعه 12 خرداد 1402 10:48
با قلمی گرم نوشتم یک پاورقی از احساسی سرد و یخ زده را, شعرخیسی شد؛ سیراب کرد عطش کلماتم را... اینک.... منم جامانده, لابلای احساس خُنک واژه هایی که می وزد بر تن تب دار سطرهایم با قلمی که سرد شد... سپیده رسا
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 12 خرداد 1402 10:47
-
سرزمین طوس گشته از قدومت همچو طور
جمعه 12 خرداد 1402 10:46
سرزمین طوس گشته از قدومت همچو طور می رسد از طور بر دلهای عشّاق تو نور ذرّه ای خالی ز مهرت نیست ای مولای ما آفرینش گشته از میلاد تو غرق سرور گوئیا میعاد گاه حق نصیبش گشته است هر کسی در پیشگاهت یافت ای مولا حضور آستانت قبله گاه حاجت هر مضطر است چشم بد از بارگاه دولتت باشد به دور سائلیم و خاک بوست ای امام انس و جان این...
-
حال خوب
پنجشنبه 11 خرداد 1402 10:27
-
راست مثل یک پاره خط غمگین
پنجشنبه 11 خرداد 1402 10:26
راست مثل یک پاره خط غمگین می افتم تا در دهان راست یک دایره ی روشن و می چرخم تا در طول راست یک پاره خط مشکوک آویزان می افتم تا در ذهن خاموش یک خط راست مثل یک دایره روشن می رقصد در من راست یک پاره خط غمگین غلامرضا منجزی
-
دلتنگ بودم...
پنجشنبه 11 خرداد 1402 10:25
دلتنگ بودم... و چون برف بی صدا می باریدم زود خنده های تو را در قالب سپید قاب کردم در دیوار نرم قلب... مینگارمت که چشم منی زنده ام به تو , چون جان منی نقش تو در منبسیار است چون نقش برف در بهار چای در تابستان شکوفه در پاییز و تعطیلات در زمستان عاری از معنی... پر از مفهوم تو ناقص ترین کاملی و دشمن ترین دوستی و سرد ترین...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 11 خرداد 1402 10:24
-
تمام ذهن مرا پر نموده وهم و سراب
پنجشنبه 11 خرداد 1402 10:22
تمام ذهن مرا پر نموده وهم و سراب که عشق واقعیت بوده یا توهم و خواب (نخفتهام ز خیالی که میپزد دل من) که بود عشق تو در کام من, چو طعم شراب کبوتر دل من جلد آشیان تو بود چه شد که خانه ی دل را نموده ای تو خراب برای من تو شبیه هزار معجزه ای و مومنم به تو پیغمبر بدون کتاب زبان قاصر من هرگز اعتراضی کرد؟ از این رسالت بی...
-
در کنار تو
چهارشنبه 10 خرداد 1402 10:36
در کنار تو در کوچه چهار فصل سال ناگهان گل دادند! نرگسى در چشمان تو گل سرخى بر لبان تو شقایق بر گیسوان تو اقاقیایى در دستان تو و من در پیشگاه تو سکوت کردم .... "احمدرضا احمدی"
-
من بیخیال را
چهارشنبه 10 خرداد 1402 10:35
من بیخیال را سخت گیر می کند دست های تو ... - ((محمد شیرین زاده))
-
گندم که هیچ
چهارشنبه 10 خرداد 1402 10:34
گندم که هیچ سیبم اگر بود باز هم حوا برای داشتنش استخاره کرد این ماجرا برای منو تو که قصه شد اما برای حضرت آدم به دل نشست مریم سادات موسوی
-
یاضامن آهو
چهارشنبه 10 خرداد 1402 10:32
-
اگر تو نباشی
چهارشنبه 10 خرداد 1402 10:30
اگر تو نباشی عشق هم نیست من می مانم و واژه های سرگردان که تو را کم دارند... #مهناز_حسینی
-
ای کاش پرنده بودم وُ
سهشنبه 9 خرداد 1402 10:05
ای کاش پرنده بودم وُ بالی داشتم وُ پری پرواز می کردم کجا؟ همانجا که زاده شدم و روی درختان ِ خاط رات ِ کودکی وُ جوانی وُ عاشقی می نشستم شکایت از جدایی ها می کردم و دیدار وصل را حکایت اما چه کنم نه بال پرنده را نصیب بردم و نه پر ِ پروازش را احمد پناهنده
-
باید به یادتو غزلی دست وپا کنم
سهشنبه 9 خرداد 1402 10:04
باید به یادتو غزلی دست وپا کنم با یک غزل زخـم دلـم را دوا کنم یادت زسـقـف دلم چکه می کند بایدبه سقف نم زده هم اکتفاکنم جز چشمهای تو وُ قرص صورتـت هر قـرص بی اثــری را رهــا کنـم لیـلا شـدم که در گیر ودار عـشـق عمری به دستهای جنون اقتداکنم شیرین ترین خیالیُ هر کوه وقله را آماده ام برای تو من,جا به جاکنم باید هـزار...