خانه عناوین مطالب تماس با من

در جستجوی آرامش

حال خوب

در جستجوی آرامش

حال خوب

درباره من

ادامه...

پیوندها

  • Glarisha گلاریشا نام یک رمان فانتزی به قلم محمد حسین داودی می باشد

ابر برچسب

خدا تکست سیدحسن نبی پور حال خوب محرم پرویزصادقی عبدالمجیدپرهیزکار عید پاییز حسین گودرزی عشق فروغ قاسمی علی معصومی مینیمال هایی برای زندگی اللهم عجل لولیک الفرج

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • بعد از تو دگر چه بهانه آرم که اشکم نیاید
  • السلام علیک یا صاحب الزمان
  • دیگر مرا شوق دویدن نیست تا کامروا شوم
  • زمین زرع چووقت شخم است و کشت
  • در رویایی آشنا و آبی
  • ای زده شعله به جانم
  • خواب دیدم و باز
  • عمر کوتاه است
  • دردِ من چکّه‌چکّه می‌ریزد
  • قدم بُردم به راهی سبز، با شوقِ وفایم

بایگانی

  • بهمن 1404 190
  • دی 1404 250
  • آذر 1404 300
  • آبان 1404 300
  • مهر 1404 300
  • شهریور 1404 310
  • مرداد 1404 300
  • تیر 1404 310
  • خرداد 1404 310
  • اردیبهشت 1404 310
  • فروردین 1404 310
  • اسفند 1403 240
  • بهمن 1403 240
  • دی 1403 210
  • آذر 1403 300
  • آبان 1403 300
  • مهر 1403 299
  • شهریور 1403 250
  • مرداد 1403 250
  • تیر 1403 250
  • خرداد 1403 160
  • اردیبهشت 1403 250
  • فروردین 1403 248
  • اسفند 1402 238
  • بهمن 1402 242
  • دی 1402 240
  • آذر 1402 212
  • آبان 1402 180
  • مهر 1402 180
  • شهریور 1402 186
  • مرداد 1402 167
  • تیر 1402 156
  • خرداد 1402 155
  • اردیبهشت 1402 162
  • فروردین 1402 162
  • اسفند 1401 160
  • بهمن 1401 164
  • دی 1401 160
  • آذر 1401 155
  • آبان 1401 151
  • مهر 1401 105
  • شهریور 1401 99
  • مرداد 1401 96
  • تیر 1401 91
  • خرداد 1401 93
  • اردیبهشت 1401 62
  • فروردین 1401 20
  • اسفند 1400 146
  • بهمن 1400 154
  • دی 1400 128
  • آذر 1400 15

جستجو


آمار : 340283 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • السلام‌‌علیڪ‌‌یابقیة‌الله یکشنبه 21 خرداد 1402 10:55
  • من شاعرم کسی نمی شناخت مرا یکشنبه 21 خرداد 1402 10:55
    من شاعرم کسی نمی شناخت مرا گمنامم اما به نام خدا می نازم شادم که شعر میگویم مثل پدر شعر از دل میگویم خدا شعرم برای توست شعار نیست قایق برای رفتن به دریا نیست خدا تو میدانی دل به زمین ندادم وقتی تو هستی بهانه ی پروازم هر جا که نام تو آنجاست خدا دلم بهانه ی غزلی دارد شعر من اگه نمی ارزد دلم بهانه ی تو میگیرد میسوزم در...
  • پرسه می زنم امشب پا به پای دلتنگی یکشنبه 21 خرداد 1402 10:54
    پرسه می زنم امشب پا به پای دلتنگی ازخیال توسرشاراند کوچه های دلتنگی جاده ها پر از تاول ,سوی تو گریزانـنـد می دوم به یـادت تا انتـهای دلـتـنـگـی بر اتـاق تاریــکـم روشـنی نـمی تـابـد ماه من !کجایی تو ,تو !کجایِ دلتنـگی؟ بس نوشته ام ازتو , مثل من شده حالا واژه واژه اشـعـارم مبـتـلای دلتـنـگـی آه میشوددستت سهم دست من...
  • کلید دیدار شنبه 20 خرداد 1402 09:48
    کلید دیدار باید زد بر قفل دلتنگی! فرشته سنگیان
  • رقصنده‌ی شاعر شنبه 20 خرداد 1402 09:47
    رقصنده‌ی شاعر یا شاعر رقصنده؟ چه فرقی می‌کند؟! مهم شعری‌ست که می‌رقصد و رقصی که شعر می‌شود! شبنم حکیم هاشمی
  • به ماه می نگرم یاد تو را زنده نگاه می دارم شنبه 20 خرداد 1402 09:46
    به ماه می نگرم یاد تو را زنده نگاه می دارم گویی که از یاد بردمت حاشا! مگر می شود به ماه نِگَریست و نَگِریست؟ ابوالفضل فتحعلی
  • السلام‌‌علیڪ‌‌یابقیة‌الله شنبه 20 خرداد 1402 09:46
  • تو درمیان استخوان های من آواز میخوانی شنبه 20 خرداد 1402 09:46
    تو درمیان استخوان های من آواز میخوانی آوازی بدموقع, ولی با ناااز میخوانی تو درمیان کَفن هم کنار من هستی میانی بدموقع , ولی با ناااز میمانی تو درمیان همین گورهم , عاشقم هستی گور بدموقع, ولی با ناااز میگِریی تو از کجا به کجا آمدی مَگر میشُد؟! که یک نفر چنین کند رسوخ ,,درجانت !! که مُردی و کفن به اندام تو خاکت هست ولی...
  • یاضامن آهو جمعه 19 خرداد 1402 09:48
  • غرورت را در چمدان بگذار! جمعه 19 خرداد 1402 09:46
    غرورت را در چمدان بگذار! زیر پله فراموشی و آرام کنارم بنشین یک اشاره کافیست؛ تا تو را به محفل مهربانیم در جزیره ی بیقراری مهمان کنم پروانه آجورلو
  • غمزهٔ چشمانِ نازت بیقرارم می کنند جمعه 19 خرداد 1402 09:46
    غمزهٔ چشمانِ نازت بیقرارم می کنند بهر صیدت راهی دشت شکارم می کند از نگاه دیگران افتاده ام در دام دل این ستاره های تو با اعتبارم می کنند خواب خیری دیده ام من در خیابان خیال نور راهم می شوند و بی غبارم می کنند آهوانه می خرامی در میانِ خاطرم عشوه هایت دایما مست و خمارم می کنند تا درآغوشت بگیرم در شبِ دلداری ات بوسه های...
  • السلام علیک یا صاحب الزمان جمعه 19 خرداد 1402 09:45
  • بگذار برایت چای بریزم... جمعه 19 خرداد 1402 09:44
    بگذار برایت چای بریزم... امروز به ‌شکل غریبی خوبی. صدایت نقشی زیباست بر جامه‌ای مغربی و گلوبندت چون کودکی بازی می‌کند زیر آینه‌ها… و جرعه‌ای آب از لب گلدان می‌نوشد بگذار برایت چای بیاورم، راستی گفتم که دوستت دارم؟ گفتم که از آمدنت چقدر خوشحالم؟ حضورت شادی‌بخش است مثل حضور شعر و حضور قایق‌ها و خاطرات دور....
  • دمی با دوست در خلوت پنج‌شنبه 18 خرداد 1402 09:42
    دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت من آزادی نمی‌خواهم که با یوسف به زندانم. "سعدی"
  • چه خوش باور بودیم پنج‌شنبه 18 خرداد 1402 09:42
    چه خوش باور بودیم که در این وادی حیرت به شوق کلمه ای از لبانت سینه ای به آتش کشیدیم‌ نه از سر هیچ نه از سر پوچ دلا به خاک غربت کشیدیم هی کشیدیم و کشیدیم و کشیدیم میلاد جعفری
  • باز رسیدیم ز میخانه مست پنج‌شنبه 18 خرداد 1402 09:41
    باز رسیدیم ز میخانه مست باز رهیدیم ز بالا و پست جمله مستان خوش و رقصان شدند دست زنید ای صنمان دست دست ماهی و دریا همه مستی کنند چونک سر زلف تو افتاده شست. "مولانا"
  • زندگی زیباست چشمی باز کن پنج‌شنبه 18 خرداد 1402 09:40
  • حصار دلتنگی پنج‌شنبه 18 خرداد 1402 09:39
    حصار دلتنگی در چشمهایم پلک میزند ...!! تو نیستی و دوباره شب شده است و من همچنان رویا میبافم و خیالم را در کنجِ اتاقت آویزان میکنم! درب را ببند!! صدای حسادت می آید! علی نصیری
  • یک قدم مانده که پَر باز کند غنچه ی گُل چهارشنبه 17 خرداد 1402 09:47
    یک قدم مانده که پَر باز کند غنچه ی گُل و بهار بوسه بر شاخه ی خشکیده ی شب بو بزند یک قدم مانده که خورشید دست در دست نسیم سر هر آبادی فرش های همه را خشک کند میهمانیست بهار که به هر جا برسد کفش های همه را جُفت کند مریم سادات موسوی
  • تو کیستی که من به دیدار تو محتاج شدم؟ چهارشنبه 17 خرداد 1402 09:46
    تو کیستی که من به دیدار تو محتاج شدم؟ روی ماه تو دیده این چنین آشفته و بیمار شدم؟ تو کیستی که من درمانده از عشق, هواخواهت شدم؟ این چنین دیوانه وار در در پی ات بی تاب شدم؟ شعر من شاید ضعیف است ولی حس تو آنچنان است که گلستان و بوستان را از برکُند سعدی و حافظ و خیام و مولانا که هیچ تمام شاعران دنیا نتوانند که وصفت کنند...
  • فقط خدا چهارشنبه 17 خرداد 1402 09:46
  • من در خیال تو خیال در خیال تو ام چهارشنبه 17 خرداد 1402 09:45
    من در خیال تو خیال در خیال تو ام یک خواب عمیق ولی غرق رویای تو ام من در طبق حسرانی نثر تو ام چه بدانی چه نه, من سطر عصر تو ام نواخت نی هر دم به نی ساز تو را من باخته موی لخت در باد تو ام باده ولی کم خورم , مست دیدار توام عالم نچرخم هر به احوال تو جویم من یک به هر مشتاق بوی شال تو ام وعده نه حرف من از واژه عیان تو ام...
  • تو عهدهایت را شکستی و نماندی چهارشنبه 17 خرداد 1402 09:40
    تو عهدهایت را شکستی و نماندی عاشق ترین پروانه را دیوانه خواندی آن جا که فهمیدی دلم بی تو خراب است دل را میان کوره ی آتش نشاندی رفتی تمام مرزها را فتح کردی این لشکر مفلوج را هرجا کشاندی چه در خیال خام تو پرورده بودند؟ که زندگی را تا به نابودی ....رساندی!! کافی نبودم ؟ در مسیر سخت احساس مرغ دلم را با نگاهی ...می...
  • گویند با یک گل بهار نمیشود سه‌شنبه 16 خرداد 1402 09:35
    گویند با یک گل بهار نمیشود من اما با یک بوسه ام کویر قلبت را لاله زار خواهم کرد! شوکا صبور
  • اشـک می‌بارد زِ چشمِ تـا ابـد بارانی‌ام سه‌شنبه 16 خرداد 1402 09:34
    اشـک می‌بارد زِ چشمِ تـا ابـد بارانی‌ام این شد آغـازِ تمـامِ بی‌سر و سامانی‌ام از فـراقِ یار , سـرگردانِ هـر میخانه‌ای تاسَحَرسرگشته‌در پس‌کوچهٔ‌حیرانی‌ام تا طلـوع چهـرهٔ مـاهِ تـو هستم منتظر باامیدی‌که‌توآخرسوی‌خودمی‌خوانی‌ام کُن‌نگاهی‌سوی کوی عاشقِ‌خلوت‌نشین تا ببینی هم نـشینِ , گـوشهٔ ویـرانی‌ام سـوی تو با دل...
  • دلبرنازمن بدان,ورد زبان من تویی سه‌شنبه 16 خرداد 1402 09:34
    دلبرنازمن بدان,ورد زبان من تویی گل چه بود نگار من,روح روان من تویی فکرخیال من شدی,تابه سحر عزیز من بردل من نوشته ام,سرِّ نهان من تویی رنج عذاب می کشم,گربروی تو از برم در برِ دل بمان عزیز,قدرت جان من تویی عاقبتم چه میشود,گرتونباشی پیش من بی تو هدررود صنم,عمرگران من تویی ای گل ارغوان من,رحم نما به عاشقت خاک رهت منم...
  • انتظارفرج سه‌شنبه 16 خرداد 1402 09:33
  • به دیوار دلم نشست سه‌شنبه 16 خرداد 1402 09:32
    به دیوار دلم نشست نه تار گیتار بود نه تار و پود فرش تارهای خیالی دوست داشتنش بود به وسعت یک رشته نخ می بافت و می بافت و می بافت باورم شد هرچه را که ساخت ولی او عنکبوت بود و خانه اش بی دوام ومن خوش خیال و عاشق و خام وحید پاکرو
  • بد عهدی ایام مرا سست از این راه نکرد دوشنبه 15 خرداد 1402 10:34
    بد عهدی ایام مرا سست از این راه نکرد بیمار تو بودم که بجز درد تو همراه نکرد هر پلک زدم دیده ی بیدار به رویای تو رفت زیبایی چشمان تو صد عشوه کم از ماه نکرد ایام جفا کار چو روزی به مراد دل ما گشت دستانِ اجل را نفسی کوته و کوتاه نکرد در دام سیاهی قفسی تنگ بشد عرصه پرواز چشمان امیدم شبِ تاریک تو گمراه نکرد چون دست فلک عمر...
  • تقدیرِ این آواره را پر شور گردان دوشنبه 15 خرداد 1402 10:33
    تقدیرِ این آواره را پر شور گردان با بودنت دائم مرا مغرور گردان بانوی من! رخسار تو مانند ماه است این خانه‌ی تاریک را پر نور گردان امشب که می‌خواهم بمیرم پای عشقت قدری شرایط را برایم جور گردان باید که باشی تا پیاپی شاد باشم اندوه را از لحظه‌هایم دور گردان آرام کن با شانه‌هایت شاعرت را تقدیرِ این آواره را پر شور گردان...
  • 10266
  • 1
  • ...
  • 267
  • 268
  • صفحه 269
  • 270
  • 271
  • ...
  • 343