-
آنقدر که در فکر تو و روی توام
سهشنبه 20 تیر 1402 11:09
آنقدر که در فکر تو و روی توام در خاطر خود همیشه در کوی توام من شیفته میان چون موی توام چوبی به کفت داری و من خواب توام در خاطر خود با تو سخن می گویم واندر همه آفاق تورا می جویم زان لحظه تلخی که بریدی از من در هر نفسی عطر تورا می جویم سیمین تن زیبا که چون گوهر می مانی اسرار درون از رخ من می خوانی با دیدن تو جام دلم پر...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 20 تیر 1402 11:08
-
لحظههای مرا بی تو
سهشنبه 20 تیر 1402 11:07
لحظههای مرا بی تو صدای تو آنچنان سرشار میکند تا جان به وجد و تن به رقص میآید مرا به بی خویشتنی و یگانه تو را پرستی بر سجادهی عشق میافکند دیدارت چه میکند؟ خدا داند. وحیدى شیرازى
-
حال خوب
دوشنبه 19 تیر 1402 10:42
-
پایانِ تو ابتدای ویرانی ام بود.
دوشنبه 19 تیر 1402 10:41
پایانِ تو ابتدای ویرانی ام بود. چگونه باور کنم حقیقتِ بی تو را؟! ریزشِ برگ ها در تابستان, خزانِ رفتنت را تصویر می کشد. جهان را اینگونه می بینم؛ فصل در فصل, رنگ در رنگ, آئینه در آئینه, مَجاز در مَجاز. آیدین آذری
-
بس پریدم از
دوشنبه 19 تیر 1402 10:41
بس پریدم از بلندای خوابت ش ک س تم علی فداکار
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 19 تیر 1402 10:40
-
آینه ای..لبخند زیبایی به لب داری
دوشنبه 19 تیر 1402 10:39
آینه ای..لبخند زیبایی به لب داری صد بوسه بر چشمی غزل داری پنهانی هم باشد نگاهش کن خورشید زیبا را نظر داری این شب ها ماه را که نگاه میکنی خورشید زیبا را نظر دارد و ما را بر حذر.. پیروز پورهادی
-
حُسن یوسف چقدر جذابی!
یکشنبه 18 تیر 1402 10:52
حُسن یوسف چقدر جذابی! رنگ رنگ و قشنگ و شادابی من که مثل تو نیستم اما مثل تو, خوش دلم با نور بی تابی هر طرف نور هست, می گردم. محمدعلی رضاپور
-
من هم داشتم از همین کوچه می گذشتم که تو را دیدم
یکشنبه 18 تیر 1402 10:52
من هم داشتم از همین کوچه می گذشتم که تو را دیدم رویا راستی, با این کتاب پرشده از کلمات گم شده و این همه ترانه هراسیده زرد روی تا کجا می توان رفت؟ آیای صدای مسافران دریا را شنیدی؟ با الفاظی وضو گرفته از خنده انارو بلوغ سرکش بلوط های بی باور من به دامنه خواب گرفته آئینه ها خواهم رفت با پیاله ای آب وستارگان غبار گرفته آن...
-
گفت: انار نقاشی کنم یا سیب سرخ؟
یکشنبه 18 تیر 1402 10:51
گفت: انار نقاشی کنم یا سیب سرخ؟ گفتم: فرقی نمیکند هر دو دختران خورشیدند! پریزادگان باغ! الههگان برکت, باروری عشق, اشتیاق! شبنم حکیم هاشمی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 18 تیر 1402 10:51
-
خدا ز خلق جهان, جز تو انتظار نداشت
یکشنبه 18 تیر 1402 10:50
خدا ز خلق جهان, جز تو انتظار نداشت جهان , بدون وجود تو اعتبار نداشت تو کیستی که خدا گفت جملهی (لولاک) تو کیستی که خدا جز تو انتظار نداشت ز خلق ارض و سما نیست مقصدی جز تو بدون خلقت تو , آسمان قرار نداشت هوا بدون هوای تو ـ بود بی جریان... زمین بدون تو بر گِرد خود مدار نداشت برای آن که خدا تا تو را به بار آرَد ,...
-
حسنک ناخواسته و به اجبار
شنبه 17 تیر 1402 10:21
حسنک ناخواسته و به اجبار از قصه ی خود هجرت کرد و دیگر بازنگشت..... حیوانات بیچاره ی او با شکم گرسنه در غبار زمان محو و به تاریخ پیوستند.....! 2) هنوز ذهنم درگیر تصمیم کبراست که چه بود؟ کبرا هم ناخواسته هجرت کرد اما زندگی به ما ثابت کرد هر تصمیمی باید کبرا و اساسی باشد......! 3) چوپان قصه ی ما سالخورده و فرتوت دیگر...
-
این مساله را هیچ در آن بگو مگو نیست
شنبه 17 تیر 1402 10:20
این مساله را هیچ در آن بگو مگو نیست در هر دو جهان, ماه به زیبایی او نیست در پشت سرش خاک کشان خرمن گیسو پر تاب تر از طره ی آن بافته مو نیست لب جام شراب خُم صد ساله ی انگور دریا به چنین وسعت چشمان نکو نیست کنج بغلش امن ترین نقطه ی دنیاست جبرییل پری چهره چنین فرشته خو نیست او در بر یک یار نشیند و بمیرد در عهد و وفا هیچ...
-
با کدامین چشم می شود
شنبه 17 تیر 1402 10:19
با کدامین چشم می شود به انتظار دیدن روی ماه تو شد از کدامین راه میایی تو, خاکش را سرمه چشمانم کنم با کدامین اشک می شود رد پای تو را از میان دلم پاک کنم با کدامین دل می شود دلتنگ دیدارت نشد و دوست داشتنت را به خاطر سپرد. با کدامین خاطره می شود ترا از یاد برد و به فراموشی سپرد کدامین بندزن می تواند تکه های قلب شکسته...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 17 تیر 1402 10:19
-
دلم گرفته برایت چرا نمیدانی,,
شنبه 17 تیر 1402 10:18
دلم گرفته برایت چرا نمیدانی,, چرا برای دلم دعا نمیخوانی نشسته ام به امید صدا وآوایت چرابرای دلم یک غزل نمیخوانی غزلی بخوان که میان سینه ی من,, بمیرد غم هجران غمی که ویرانیست غم سکوت خیابان و بغض پنجره ها بیا ببین که چه کرده غمت با دو چشم بارانی بیا که جانم به فدایت انتظار سخت است بیا صفای دل مجروح من به کجا ماندی مرا...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 16 تیر 1402 11:07
-
درقحطی اکسیر و شفا
جمعه 16 تیر 1402 11:06
درقحطی اکسیر و شفا مه گرفته رگ ها را نفس کم آورده ام به رود سرخ بگو اکسیژن نبود همیشگیم..... نبود روبرو جاده بود قاف بود دور بود تو را خواستم نبودی ببینی دلتنگی مه آلود رگ ها درفلق چه می کند با جانم... سپیده رسا
-
آن روشنایی کوچک
جمعه 16 تیر 1402 11:05
آن روشنایی کوچک اما آرامشبخش در تاریکی آن نور کم اما ممتدد شمعیست که نقاشیاش آغاز بیداریست! شبنم حکیم هاشمی
-
عیدتون مبارک
جمعه 16 تیر 1402 11:05
-
در اوج تاروتور قبیله ای زندگی می کنم
جمعه 16 تیر 1402 11:04
در اوج تاروتور قبیله ای زندگی می کنم کز فراسوی چشمان ساکنانش اندوهی نهان است جهنمی زیبا سرشار از خاطرات تلخ غریبه, چشمانت زیباست ... غریبه, غروب با حس دلگیرش چه زیباست ... رضا فریدونی
-
آخرین هجوم تو آخرین دفاع من
پنجشنبه 15 تیر 1402 10:46
آخرین هجوم تو آخرین دفاع من با سپاه چشم تو جنگ های تن به تن گریه های بی امان زجه های بی شمار چشمه های بی قرار شور شعر و باختن یک جهان تصویر تو یک ترانه شعر نو بوسه های گرم تو در هوایت آختن خط خطی نیمه شب , واژه ها با تاب و تب این غزل_ترانه را با صدایت ساختن بافه های موی تو این سیاه بی مثال مشت خالی من و این خیالِ...
-
گرما در وجودِ من نبود
پنجشنبه 15 تیر 1402 10:46
گرما در وجودِ من نبود سرمایِ دستانِ تو, جسمِ مرا پناه کرد شبهایِ من روشن نبود طوفانِ چشمانِ تو, روز مرا سیاه کرد روح در قلبِ پیرِ من نبود سالوسِ شیطانِ تو, عقلِ مرا تباه کرد زندگی همراه با من نبود خنجرِ پنهانِ تو, مرگِ مرا به راه کرد فرزین روزافزای
-
دارم مرور میکنم
پنجشنبه 15 تیر 1402 10:45
دارم مرور میکنم تمام عمر و زندگیم به یک نگاه زل زدم تموم شدم توو خستگیم تمام عمر من یه شب توی یه نفس خلاصه شد لحظه ی رفتن تو بود که زندگیم خرابه شد قلب منو چشمای من روزای بعدش و ندید قصه ی زندگی من بی تو به آخرش رسید دارم مرور میکنم خلاصه میشم تو چشات چشماتو بستی تا دلم زندونی باشه توو نگات مریم حصاری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 15 تیر 1402 10:44
-
هرچند که دل از منِ دیوانه بریدی
پنجشنبه 15 تیر 1402 10:43
هرچند که دل از منِ دیوانه بریدی جز وصلِ توام در دلِ من نیست امیدی مانند کویری که بوَد تشنه ی باران غوغایِ عطش در دلِ من را تو ندیدی چندیست که من هستم و یک چشم به راهت زان دور ببینم زِ تو ای دوست نویدی در کوچه ی دل جز تو و یادِ تو کسی نیست شد کوچه غبارِ غم و تو هم نرسیدی چون چلچله کوچیدی و چون چلچله برگرد هرچند که دل...
-
باشهدا
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:43
-
بیقرارم
چهارشنبه 14 تیر 1402 10:42
بیقرارم بیقرارچشمان تو کسی نمی داندچراغم درچشمان تونقش بسته!؟ کسی نمی داندچرالب فروبسته ای !؟ کسی ازاین غم خبرندارد! من این بیقراری درچشمان تورا نمیخواهم من درزیرباران خدا;تورامیبوسم شاید... لب های توراگرم کند وغم خفته درچشمان تورا آشکار راضیه کریمیان