-
من سکوت کردم
سهشنبه 16 اسفند 1401 08:50
من سکوت کردم دلم لرزید آرزوهایم بارید و دیگر من نبودم دنبال هر تیکه از خودم گشتم اشارتی به گذر عمر کردن گذر عمر.... دلم دیگر نلرزید چشمانم بارید نام تو را نوشته بودم کم رنگ شدی از دلم نرفتی سبز شدی رسم دنیا رو عوض کردم از دلم نرفت حتی اگر دیگر ندیدمش فریبا صادقی
-
ساقیم مست و لبش گشته غزل خوان امشب
سهشنبه 16 اسفند 1401 08:46
ساقیم مست و لبش گشته غزل خوان امشب سر خمـار از می و دل گـشته پـریشـان امشب وعده ی وصل بـداد و همه عهـدش بشکست زانـکـه شهـریـور دل هـمچـو زمستـان امشب ساختـم خـانـه ی دل را همـه بـا خشـت امید شده زیـن جـور و جفایش همه ویران امشب امـشـبـی را نــظـــری بـــر رخ دلـــدار شــدم گشته زان مـاه رخش بیـدل و حیـران امشب اتشـی...
-
شب, فرصتی ست
سهشنبه 16 اسفند 1401 08:46
شب, فرصتی ست برای ماه بینی! فرشته سنگیان
-
تا از تو جدا شده است آغوش مرا
سهشنبه 16 اسفند 1401 08:45
تا از تو جدا شده است آغوش مرا از گریه کسی ندیده خاموش مرا در جان و دل و دید فراموش نهای از بهر خدا مکن فراموش مرا مولانا
-
دوست داشتنت؛
سهشنبه 16 اسفند 1401 08:44
-
پزشک امروز گفت
سهشنبه 16 اسفند 1401 08:41
پزشک امروز گفت علاج قطعی من در فراموشی توست و نسخه نوشت برای روزی سه بار صبح و ظهر و شب تمرین گم کردن تو در رویاهایم و اختلال حواس نمی گذارد بفهمم فرق صبح و ظهر و شب را اختلال حواس نسخه راهم گم کرده و عین خیالش نیست و اختلال حواس درمان ندارد علاج قطعی ندارد من که نترسیدم تو هم دورتر نرو اختلال حواس مسری نیست مرجان...
-
چشمهایم را نشانه گرفته ای
دوشنبه 15 اسفند 1401 08:36
چشمهایم را نشانه گرفته ای ای زلزله باز هم بهانه گرفته ای خروار خروار نگاهت به دلم ریخت لرزان شد و سر ریز این اشک چه سیلی ست که در جان من افتاد پیروز پورهادی
-
میدهد بر باد آخر عشق رویت هستی ام
دوشنبه 15 اسفند 1401 08:34
میدهد بر باد آخر عشق رویت هستی ام لیکن از سر کی بخیزد شنگی و سرمستی ام مستم از آن می که نوشاندی به هنگام سحر ساختی آن می ز تاک باغ بالا دستی ام مرغ دل مأوا گزیند زیر شاخ و برگ رَز رفته پروازش ز خاطر تا به بندت بستی ام بند در دام تو و مست از شراب بومی ات این اصالت در اصالت را خودت پیوستی ام می فزایی شور و سرمستی به هر...
-
حال خوب
دوشنبه 15 اسفند 1401 08:34
-
تومثل... مثل نور, هوا, عشق , مبرمی
دوشنبه 15 اسفند 1401 08:33
تومثل... مثل نور, هوا, عشق , مبرمی تومثل آبی و, عطشم را چو شبنمی من هرچه می دوم به صدایت نمی رسم یک چیز بین صحبت پیدا و مبهمی آن قدر مبهمی که خودم فکر می کنم رنگ بلور, طعم خدا , شکل آدمی مانند سیب نصفه ای از تو چه خوش گوار پوسیده مثل نصفه ی دیگر فراهمی یک شب چو ذوالفقار علی می شوی.. شبی دشنه بدست , تشنه ی خون, ابن...
-
دادهای دل به سرانجامیکه دلخواه تو نیست
دوشنبه 15 اسفند 1401 08:32
دادهای دل به سرانجامیکه دلخواه تو نیست سرنوشتت بستهِی اِبرام و اکراه تو نیست برستیغ ِناتوانیهای خود پا میکِشی هیچ پایانی برای ناگذرگاه تو نیست از نگاه خالیات رد میشود هر صبح و شام آسمانی که میان سینهاش ماه تو نیست مانده ای در عمق تاریک و نمور انتظار کاروانی در پی کاویدن ِچاه تو نیست بر فراز کلبه ی قلبت, به...
-
تو از کدام قفس عزم سفر کردی
یکشنبه 14 اسفند 1401 08:46
تو از کدام قفس عزم سفر کردی که لرزش بالهایت دنیای مرا طوفانی کرد؟ پرهایت را کدامین خورشید در آغوش کشید تا بوی دود جلا زَنَد اشک در دامان چین دارِ چشمانم افسوس در عالم پرهیز معجزه هم گاهی عاجز است ای فرشته ی بال و پر سوخته ی غایب فصل کوچ تو چه زود رسید و من چون مهاجری جا مانده هر شب پرواز را در خواب میبینم یاشار اربابی
-
بی سبک و سیاق
یکشنبه 14 اسفند 1401 08:45
بی سبک و سیاق در دریای شعر بلم می راند قلمم! فرشته سنگیان
-
انتظار
یکشنبه 14 اسفند 1401 08:44
-
جایی میانِ سرم رشد کردهای
یکشنبه 14 اسفند 1401 08:43
جایی میانِ سرم رشد کردهای راهی میانِ تنم پیشِ روی توست گُم میکنی که مرا جستجو کنی؟! پلکی بزن! که دلم روبروی توست فاطمه خجسته
-
چه شد آن شب ای نگارا که بر این فقیر راهی
یکشنبه 14 اسفند 1401 08:43
چه شد آن شب ای نگارا که بر این فقیر راهی ز در آمدی نشستی به طریق پادشاهی تن تو به لرزه افتاده ز سردی زمستان دل من به لرزه افتاده ز گرمی نگاهی نه حرارتی که می زد به تو بود از بخاری که هوا ز شور عشقم زده ساز روبراهی نکند زمانه باور چه سخن بگویم ایدر که بر این درخت بی بر بنشست باز شاهی قد سرو تو چه آید به قد خمیده من که...
-
حال خوب
شنبه 13 اسفند 1401 08:41
-
موی سیاه پر کلاغی را نمیخواهم
شنبه 13 اسفند 1401 08:41
موی سیاه پر کلاغی را نمیخواهم خندیدن این هم اتاقی را نمیخواهم میپرسمش اما سوالم را نمیداند وضعیت بغرنج حالم را نمیداند آتش گرفته امشبم...آتشفشان دارد این مرد شاعر کارد لای استخوان دارد شعر نهفته پشت این گل را نمیفهمم این ذهن آغشته به الکل را نمیفهمم از شعرهایی که برایش خوانده بیزارم از خاطراتی که درونم مانده بیزارم...
-
بسکه من با درد هجرانت مدارا کرده ام
شنبه 13 اسفند 1401 08:40
بسکه من با درد هجرانت مدارا کرده ام خویش را در حلقه ی عشاق رسوا کرده ام درد را بی گفتگو باید به اهل درد گفت در غمت با شمع زین رو گفتگو ها کرده ام اشک را گفتم چرا میریزی ای دیوانه گفت: روزن امّیدی از این گوشه پیدا کرده ام منّت از خوبان کشیدن شیوه ی آزادگیست زین سبب قامت خم از بار تمنا کرده ام با "صفا" گفتم که...
-
این همه دلتنگى براى تو نیست
شنبه 13 اسفند 1401 08:39
-
قسم به شمع و شعلهٔ لرزانش
شنبه 13 اسفند 1401 08:39
قسم به شمع و شعلهٔ لرزانش آنگاه که در کوران بادها تاریکی می دمد قسم به رخسارهٔ مظلوم و اشکهایش آنگاه که دادرس بیداد می کند قسم به دل و واپسین امیدهایش آنگاه که حلقهٔ دار حلقوم حقدار را می فشارد و قسم به کائنات و کیهان بی پایانش که جهان را عاقبت ترازوئیست و ترازوداری بی شباهت ترین به محکهای ما مدعیان علیزمان خانمحمدی
-
انتظار12/12
جمعه 12 اسفند 1401 08:25
-
پنج انگشت بود فاصله ی ما
جمعه 12 اسفند 1401 08:24
پنج انگشت بود فاصله ی ما که پنجره را به قصد آسمان ترک کردی هنوز صدای هواپیما آسمان آبی دلم را از نفرین فاصله پر می کند پرنده های سیاه پیام آوران دل تنگی اند که هر پاییز کوچ می کنند به حنجره ی لرزانم مگر سفر چقدر می تواند طولانی باشد تو که چمدان نبسته بودی رفتی که بیایی و فرودگاه فقط یک سکوی پریدن بود نه یک دریچه به...
-
آنچه که از سر گذشت شد سرگذشت
جمعه 12 اسفند 1401 08:23
آنچه که از سر گذشت شد سرگذشت حیف که بی دقت گذشت اما گذشت آمدیم فکری کنیم بر سرَ گذشت سَر درِ خانه نوشتند , درگذشت قدر هم دانیم کنیم هم را گذشت تا نباشیم حسرتش که درگذشت در گذشت ها را چه سانی سرگذشت بی گذشتی کِی گذشت شد شَرگذشت پس گذشت کن آنچه را که درگذشت تا گذشت باشد تو را زین سَر گذشت این گذشت و آن گذشت باهم گذشت...
-
اندکی از تو
جمعه 12 اسفند 1401 08:22
اندکی از تو بسیاریست از همه چیز... ((محمود درویش))
-
انتظار
جمعه 12 اسفند 1401 08:22
-
یک فنجان یادت کافی ست
جمعه 12 اسفند 1401 08:21
یک فنجان یادت کافی ست تا باران بند نیاید تا صبح پشت پنجره بنشیند و انگشتش را جلوی دهانش بگیرد رو به گنجشک ها که هیس!! آرام بگیرید اینجا کسی تویِ فنجانش ماه را دارد هنوز... ((معصومه صابر ))
-
اسکیموها
پنجشنبه 11 اسفند 1401 08:48
اسکیموها در انجماد برف های مرطوب راز ادامه حیات شان را رمز گشایی کردند... آنسوتر کاوشگران قطب جنوب از اقتدار و صراحت سرما جان باختند... من سالهاست به سرمای فصل سرد ایمان آورده ام مهدی نساجی
-
ای همیشه غایب فراوان دلتنگ تو ام امشب...
پنجشنبه 11 اسفند 1401 08:46
امشب من تشنه ترین عاشقم از همه سیراب گشتم و از تو تشنه ام مرا شور شوق شاعری نیست امشب کوتاه بگویم: ای همیشه غایب فراوان دلتنگ تو ام امشب... علیرضا یوسفی
-
خودت باش
پنجشنبه 11 اسفند 1401 08:45