-
برای همه خوب باش .
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 11:08
برای همه خوب باش ... آنکس که فهمید ، همیشه در کنارت خواهد بود ! و آنکس که نفهمید ، روزی دلش برای تمام خوبی هایت تنگ می شود ...! فروغ فرخزاد
-
غزلاندام!
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 11:07
غزلاندام! تو در آسمانی در دوردستهایش و من میبینمت زیرا برایم چشمک میزنی وگر پگاه بازگردد و هوا روشن شود پاره میگردد حیات لگامم. امیرحسین عباسکوهی
-
تعبیر شد شیرین تر از هر خواب رویایم
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 11:07
تعبیر شد شیرین تر از هر خواب رویایم درمن تداعی شد بهشت آرزو هایم اینجا برایم رنگ و بوی دیگری دارد آرام تر از کودکی محو تماشایم این که مقّدر بوده یا نه باورم این است چون قطره ای خوشبخت در آغوش دریایم دلواپسی هرگز سراغم را نمی گیرد دور از فریب باغ سبز و سرخ دنیایم مولا قبولم کرده تا همسایه اش باشم عمریست مدیون رئوف آل...
-
طبیعت
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 11:06
-
آنها زمستان را در شاخه ای آویختند
سهشنبه 5 اردیبهشت 1402 11:06
آنها زمستان را در شاخه ای آویختند و از پشت پنجره ای به تماشا نشستند اما من زمستان را می شناختم مهربان بود و سفید که در دستهای تو جا می گرفت یوسف وحیدی راد
-
تقویم ها دروغ می گفتند
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 10:56
تقویم ها دروغ می گفتند من نطفه نخواستن بودم در همهمه ی بودن و نبودن سرگردان مثل عقربه های ساعت به وقت نرسیدن مثل یک نمایش رئال هم راستا با میزانسن و دکوپاژ حرفه ای و تکرار هزار باره یک سکانس ملودرام وقتی نویسنده و کارگردان خدا بود...., علیرضا تقی زاده ثمر
-
حال خوب
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 10:55
-
دنیا برای عاشق تنها قشنگ نیست
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 10:55
دنیا برای عاشق تنها قشنگ نیست دل بی حضور یار پر از شوخ و شنگ نیست (ای بیخبر ز لذتِ شربِ مدامِ ما) گاهی خبر ز ما چو بگیری که ننگ نیست در جام وصل ما که خیالی است بی درنگ کهنه شراب عشق بود, نه , شرنگ نیست عشقت حقیقتی است که در من حلول کرد این قصه ی خیالی ماه و پلنگ نیست ثابت قدم بمان تو در این کار و زار عشق آنکس که هرزه...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 10:54
-
میخواهم تا بنویسم
دوشنبه 4 اردیبهشت 1402 10:53
میخواهم تا بنویسم از بلندای نگاهت از شب یلدای بی تو از وجود بی مثالت از ابرهای بی بارون از تردید و وسوسه این همه تنهایی تو بیابون از اون که هیچ نداشت یه دنیا تو دلش حرف گذاشت از شرشر آب پاک و زلال از خندههای شاد و بی ملال از پاییز رنگ رنگ از سبزههای کوچک روی سنگ از ردپای خشک شده در گل از عاشق خاموش با هزاران درد...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:34
-
تو آمدی که دلم عاشق جهان باشد
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:34
تو آمدی که دلم عاشق جهان باشد نگاه ماه قشنگت در آسمان باشد تو آمدی که در این روزگار بد عهدی وفا و مهر و محبت به ارمغان باشد تو آمدی که مسیر نگاه چشمانت ترانه ساز غزل های این و آن باشد برای واژه بودن میان خوبی ها خوشا بحال همانیکه بی نشان باشد تو آمدی که برایم بهانه ای باشی که آب و آینه ام خوب و جاودان تنت همیشه پر از...
-
اینجا رسم است
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:33
اینجا رسم است دلشان برای کسی که هست تنگ نمیشود...! باید نبود باید رفت،،، #لیلا_مقربی
-
بهار
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:32
-
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
یکشنبه 3 اردیبهشت 1402 09:32
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی گر نگاه خسته ما...
-
دیشب تو را ندیدم و دل , ناله میکند ,
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:34
دیشب تو را ندیدم و دل , ناله میکند , ای ماه دلربا , از ناله های دل , شهر گریه میکند, دیشب تو را ندیدم و چَشم ,مانده در خزان , ای چَشم تو بهار , از ناز چشم تو شهر شُعله میکشد , ای بی وفای شهر , ای باعث ؛ دِل آشفتگان شهر, دستی بکش به سر این دل و دوچشم , آنگه جوارهم ؛ زجان گریه میکند . رسول وطن خواه
-
خدایاشکرت عیدفطر
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:34
-
من باشم و تو باشی و یک جام شراب
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:33
من باشم و تو باشی و یک جام شراب جام می تو نوشی و منم جام سراب من برلب جام می شمرم بوسه ی تو تو غرق, به حال خوش, منم حال خراب من حسرت یک عمر وصال بی وصل تو همسفر عرش, منم سوی تراب من دیده پر از سوال, در حسرت تو تو عشوه ز می کنی دریغ از یه جواب من سوخته آتشت ز پا تا به سرم تو سرخوش و مست و لول, اندیشه بخواب من رقص جنون...
-
عیدتون مبارک
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:32
-
دست هایت را به من بده
شنبه 2 اردیبهشت 1402 09:31
دست هایت را به من بده و با من قدم بزن صدای گام های ما روی برگ های پاییزی سمفونی با شکوهی خواهد شد آن هنگام که آسمان اولین بوسه اش را با باران برایمان می فرستد ... ((محمد شیرین زاده))
-
لیاقت که نباشد
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:12
لیاقت که نباشد همین میشود که میبینی... میروی... ابوالفضل_معماری
-
در گردنه بلا مببری و صدا نمی کنی
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:11
در گردنه بلا مببری و صدا نمی کنی می بری به انتها و از خود جدا نمی کنی آنقدر سخت گیری بر دوستان خود که گردند رها , اما رها نمی کنی دل دیده معجزه , برای او بس است در آتش و دود و طوفان فنا نمیکنی آنقدر خسته و ملول می شود دور خود او را جدا زگردنه ی وفا نمی کنی گفتند بزرگان که راه دور است و سخت با اعمال کوچک ما , جا به جا...
-
گفتم از عشق نگویم که فقط بی خبریست
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:11
گفتم از عشق نگویم که فقط بی خبریست دل سپردن به هوای لب لعل شکریست عشق دیوانه کند عقل و روان را فسرد اولش کنج خرابات و تهش در به دریست عشق چون باد خزان است و خریف سوزان عشق دریای خروشان و شب بی سحریست عشق منصور شدن, کوس انا الحق زدن است یا چو فرهاد سر زخم و دو صد خون جگریست من که مجنون نیم اینگونه به لیلا نگرم حاصل عشق...
-
یاد آن جلوهٔ مستانه کی از دل برود؟
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:10
یاد آن جلوهٔ مستانه کی از دل برود؟ این نه موجی است که از خاطر ساحل برود صائب_تبریزی
-
زنده باد..
جمعه 1 اردیبهشت 1402 09:10
-
انتظارفرج
پنجشنبه 31 فروردین 1402 10:00
-
خفته در چشم تو تقدیرم
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:58
خفته در چشم تو تقدیرم بی تو در لحظه می میرم آتش زدی بر جان و روح شراره از نگاه تو میگیرم فردا شدن عادت توست در کشاکش عشق تو درگیرم مریم سپهوند
-
و جهان گوشهی دلگیری داشت
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:56
و جهان گوشهی دلگیری داشت که مرا پای اقامت افتاد تا ابد تا به قیامت ! که ندانم کی فرا خواهد رسید یا دروغ است یا حقیقت من در این گوشهی دلگیرِ جهان ساکنم تا به ابد و به احساس خودم پابندم که زمین چشمهی پرآب حیات است هنوز آخرت لهجهی توجیهِ نبودن دارد پوچی زندگی از پیداییست بعد از این پیدایی نقطهای پیدا نیست غیرِ یک...
-
خاطرات ات را به سر دارم و تنها میروم
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:56
خاطرات ات را به سر دارم و تنها میروم آتش عشقت به جانم بی محابا میروم خشت خشت دل تو خانه ابلیس شده کرده گمراه عشقت اینک تا ثریا میروم باده ی لب های تو کهنه شراب ارغوان این شراب کهنه را لاجرعه بالا میروم شرح حالم در کمند زلف تو پیچیده شد گر ببری عشق من از دار دنیا میروم برق چشمانت مرا سوزانده و خاکسترم میوزد طوفان عشقت...
-
خدایاپناه مون باش
پنجشنبه 31 فروردین 1402 09:54