-
همیشه وام از آن صورتِ مهتاب می گیرم
یکشنبه 30 بهمن 1401 08:13
همیشه وام از آن صورتِ مهتاب می گیرم نگاهم می کنی ؛ من واژه های ناب می گیرم برای شعرهایم چشمه چشمت مرا کافیست که با هر غمزه اش گنجینه کمیاب می گیرم سحرگاهان کـــــه می رقصد گل و پروانه می چرخد از این بـــــزم خیالم سوژه شاداب می گیرم زمانِ خنده های دلنشینت غــــرق احساسم و از شهدِ لبانت شربتِ دوشاب می گیرم برای چشمهایت...
-
تو که می خندی
یکشنبه 30 بهمن 1401 08:12
تو که می خندی من برای داشتنت بیشتر گریه می کنم پرویز صادقی
-
بدی کردن
شنبه 29 بهمن 1401 08:54
-
به سر سودای موج و در دلم اشوب قایق ها
شنبه 29 بهمن 1401 08:53
به سر سودای موج و در دلم اشوب قایق ها سرم سرخ و دلم تیره تر از داغ شقایق ها مگر انگور سرخ جان درون شیشه اندازی که باشی همنشین ما شبی در بزم عاشق ها برو عقل و دلت را یک نظر کن پیش ما برگرد نه دستت با مخالف ها و چشمت با موافق ها اگر زخمی که خوردیم از رفیقان بوده بی تردید دعای خیر کردیمش میان درد و هق هق ها همین که...
-
عیدتون مبارک
شنبه 29 بهمن 1401 08:51
-
مرزی نمی شناسد
شنبه 29 بهمن 1401 08:48
مرزی نمی شناسد افق نگاهت بال می گشایم در آسمانی به بلندایِ یلدایِ نبودنت... تا کجای بی کرانِ شاعرانه ها هم پرواز خواهیم بود...؟ ((مژده شکوری))
-
گر چه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
شنبه 29 بهمن 1401 08:47
گر چه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست دل بکن! آینـــه این قدر تماشایـــــی نیست حاصل خیــــره در آیینـــه شدنهـا آیا دو برابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟! بــیسبب تا لب دریا مکشان قایـــق را قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست آه در آینـــه تنهـــا کدرت خواهد کـــرد آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست آن که یک عمر به شوق تو در...
-
مدادرنگی
شنبه 29 بهمن 1401 08:47
-
لبخندش را
جمعه 28 بهمن 1401 08:14
-
عشق را آزمودم
جمعه 28 بهمن 1401 08:13
عشق را آزمودم معشوق را در حس برتر در مسلخ عشاق به دنبال چیز دیگرم فراتر از عشق سرانجام او هجران و فراق نباشد سوختن و ساختن و آواره کوچه و برزن نباشد نمیدانم کجاست میدانم که خود اوست بالاتر از هر وصل بگویید کجا بروم با کی بنشینم با کدامین پا مسافت این ناکجاآباد را پشت سر گذارم باید باشد نمی شود که نباشد کدامین روز...
-
من به این دنیا برای دوست داشتنِ تو آمدهام
جمعه 28 بهمن 1401 08:12
-
نفس آشفته می دارد چو گل جمعیت ما را
جمعه 28 بهمن 1401 08:10
نفس آشفته می دارد چو گل جمعیت ما را پریشان می نویسد کلک موج احوال دریا را در این وادی که می بایدگذشت از هر چه پیش آید خوش آن رهرو که در دامان دی پیچید فردا را بیدل دهلوی
-
انتظار
جمعه 28 بهمن 1401 08:10
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست طاقت بار فراق این همه ایامم نیست چشم از آن روز که برکردم و رویت دیدم به همین دیده، سر دیدن اقوامم نیست گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست دوستت دارم اگر لطف کنی، ور نکنی به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست سعدیا نامتناسب حیوانی باشد هر که گوید...
-
در این شهر تماما شلوغ
پنجشنبه 27 بهمن 1401 08:25
در این شهر تماما شلوغ در این همهمه ی بیدادکننده ی چشمان نمناک در این نفس های به هم نرسیده نافرجام دنبال "تویی" میگردم ک رها نکند "منی" را که از من بودنم فراری ام... دودستی بچسبد قلبم را ... بکند نقاب خنده را از چهره ام... بکوبد برصورتم خودت باشی را... بکوبد بر دهانم همینی که هستی میخواهمی را... با...
-
آنکه بهوقت خداحافظی
پنجشنبه 27 بهمن 1401 08:24
آنکه بهوقت خداحافظی دست تکان میدهد در هوا دارد انگار شیشهای را پاک میکند آری بهوقت وداع جهان گویا دو نیم میشود با شیشهای نامرئی #حسن_آذری
-
میزند بَرﻫﻢ
پنجشنبه 27 بهمن 1401 08:23
میزند بَرﻫﻢ جهاﻥ را هر ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﻝ بشکند..! #صائب_تبریزی
-
زمستان
پنجشنبه 27 بهمن 1401 08:22
-
از سرما هم اگر نمیمردیم
پنجشنبه 27 بهمن 1401 08:21
از سرما هم اگر نمیمردیم از عشق میمردیم این دستهای تو پاسخ روز را خواهد داد اگر گم شوند همیشه در سایههای تابستان میمانم بیآنکه نام کوچهی بنبست را بدانم در انتهای کوچه یک کوه است و چون قلب از حرکت بازماند و چون شکوفه فولاد شود و میوه نشود من ندانسته در یک صبحگاه تابستانی راهام را بر گندمزار بهدوزخ به بهِشت...
-
می روم با واژه ِ شب
پنجشنبه 27 بهمن 1401 08:20
-
چه رنجی است
پنجشنبه 27 بهمن 1401 08:20
چه رنجی است خوابیدن زیر آسمانی که نه ابر دارد نه باران از هراس از کلمات هر شب خوابهای آشفته میبینیم به این جهان آمدهایم که تماشا کنیم صندلی های فرسوده و رنگ باخته سهم ما شد انتخاب ما مرواریدهای رخشان بود احمد رضا احمدی
-
صیاد هم او، دانه هم او، صید هم او
پنجشنبه 27 بهمن 1401 08:19
صیاد هم او، دانه هم او، صید هم او ساقی و می و حریف و پیمانه هم او گفتم که ز عشق او به میخانه شوم دیدم که بت و حاکم بتخانه هم او #عینالقضات_همدانی
-
نگاه
چهارشنبه 26 بهمن 1401 07:53
نگاه از صدای تو ایمن می شود چه مومنانه نام مرا آواز میکنی ... "احمد شاملو"
-
بگذر شبی
چهارشنبه 26 بهمن 1401 07:53
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد "هوشنگ ابتهاج"
-
انتظار
چهارشنبه 26 بهمن 1401 07:52
-
دلی که پیش تو ره یافت
چهارشنبه 26 بهمن 1401 07:50
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود هوا گرفته ی عشق از پی هوس نرود به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود. "هوشنگ ابتهاج"
-
مرا به ذهنت نه، به دلت بسپار!
چهارشنبه 26 بهمن 1401 07:50
مرا به ذهنت نه، به دلت بسپار! من از گم شدن در جاهای شلوغ میترسم… "مژگان عباسلو"
-
و این اقاقی سرما زده
سهشنبه 25 بهمن 1401 08:36
و این اقاقی سرما زده از عشق چه میداند وقتی چلچله ای از گروهش جدا شد که شاخه های او را داشته باشد نه می دانم این تو نیستی فقط صدای باران است دیوانه نیستم؛ مجنونم! و گیس هایت, تو را بید مجنون می کند.. سارا سید شازیله
-
پاییز
سهشنبه 25 بهمن 1401 08:35
-
تنهااَم وُ با نامههایم فال میگیرم
سهشنبه 25 بهمن 1401 08:35
تنهااَم وُ با نامههایم فال میگیرم از یادِ تو بر شانههایم بال میگیرم یک قطعه میگوید که میآیی به نزدیکم میگویدَم وصلِ تو را اِمسال میگیرم آن قطعهی دیگر ولی لج میکند بدجور از اضطرابِ رفتناَت تبخال میگیرم در خواب من اَسبِ سپیدی باز میمیرد امّا از او هم یال وُ هم کوپال میگیرم از یالِ او شعری برایت تازه...
-
پروانه پروا ندارد
سهشنبه 25 بهمن 1401 08:34
پروانه پروا ندارد از پریدن. اما افسوس که عمرِ پروازش به کوتاهیِ یک نفس است و به بلندای یک آه. من همان آهم که بینفس پر میکشد. عبدالمجید حیاتی