-
سرابی که سیره
شنبه 26 فروردین 1402 09:12
سرابی که سیره سرم سر به زیره دلی خسته تا عاشقی جون بگیره شبایی که غربت منو بی تو گم کرد چه دورم؛ تو اما نگو خیلی دیره نگاتو ندزدی از این چشم قفلم که زنجیر نورش به چشمت اسیره شبای نبودت هوا گرگ و میشه شدم خیره حالا به بارون و شیشه من و بیستون و صداهای تیشه غمی خونه داره تو قلبم همیشه محمدجلائی
-
تو ناب ترین شمعی...هرچند که خاموشی
شنبه 26 فروردین 1402 09:11
تو ناب ترین شمعی...هرچند که خاموشی تو جمع شگفتی ها... در معرض پاپوشی میسوزی و می سازی با عربده ی دریا تو گوشه ای از طعم...امنیت آغوشی هیچ است تمام من...در محضر عرفانت چون ؟؟از دل سرچشمه... می جوشی و می جوشی غرق است تمام من...در واکنش چشمت ای گریه ی دیرینه...از چیست که می کوشی من ثانیه ای ثبتم ...در زیر و بم لحظه آنگاه...
-
در مَن کمانه کشیدهست
جمعه 25 فروردین 1402 10:39
در مَن کمانه کشیدهست تیری زچشم ِ تو آری بزن این دل، تنها نشان ِتوست... #نیلوفر_ثانی
-
دیداری خموش
جمعه 25 فروردین 1402 10:38
ببوس مرا بِبوی مرا چون گلی در دشتی پرآبوعلف بنوش مرا چون شرابی ناب در شبی پرماجرا ببین مرا که این آخرین دیدار است زیر مهتاب عریان شب چهارده دیداری خموش که با حسرت به انتهای شب مینگرد. مازیار زاهد
-
بهار
جمعه 25 فروردین 1402 10:37
-
زیبا تر از پروانه پر زدی
جمعه 25 فروردین 1402 10:35
زیبا تر از پروانه پر زدی وفتح کردی سرخ ترین گل باغ ِ احساسم را آرام آرام قلبم چنان وابسته و عاشق خورشید نگاهت شد که کبوتر دلم بیقرا ثانیه های بی تو بودن میشد اما عاشق نبودی و برای ماندن نیامده بودی خستگیت را رفع کردی پر زدی به دورترین نقطه آسمان ها حالا هرشب وقتی خیالت از من گذر میکند سُر میخورد قطر قطر شبنم تا سپیده...
-
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
جمعه 25 فروردین 1402 10:34
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افکندم و آبش کردم "فرخی یزدی"
-
خنده ات ویران کند کاشانه ام
پنجشنبه 24 فروردین 1402 09:34
خنده ات ویران کند کاشانه ام من همان مرغم که جَلدِ خانه ام گشته ام محو تماشای نگاهت ای دریغ گوئیا مجنون تر از مجنون ته دیوانه ام بر لبی که تاکنون هرگز نخورده جام می می بَرَد چشمان نازت کنج این میخانه ام گوئیا ناخورده می مست نگاهت گشته ام شور و حالی خاص دارم از خودم بیگانه ام عشق فرهاد را از قلب خود بیرون مران من در این...
-
ماه تابان , تو نمایان آمدی
پنجشنبه 24 فروردین 1402 09:33
ماه تابان , تو نمایان آمدی کوچه خاموش , تو تابان آمدی با نگاه , دست دلم را می کشی در درونم, تو به سامان آمدی من که می بالم به این وصال تو من که خشکم , تو باران آمدی در دلم غوغاست , لیکن عزیز در خیالم , تو به آسان آمدی من که هردم , صدایت م ی زنم در درون شب , چو ماهان آمدی ازاده دهقان بنادکی
-
خیالم
پنجشنبه 24 فروردین 1402 09:32
خیالم بوی عطر تو می دهد مبادا دراین حوالی پر زده باشی و به رقیب سرزده باشی! پرشنگ بابایی
-
حیف است در این عمرِ خودت غرقِ گناهی
پنجشنبه 24 فروردین 1402 09:31
حیف است در این عمرِ خودت غرقِ گناهی فرقی که ندارد تو گدا یا که تو شاهی این چرخِ زمانه به دلش حادثه دارد گاهی همه یِ قدرتِ تو بسته به آهی خاکستر از آتش شده خرمن به هزاران گاهی فقط از شعله یِ افتاده زِ کاهی نمرود اگر غرقِ ستم گشت ندیدی افتاد به دست پشّه ای رو به تباهی ای غرقِ به گردابِ گناه از ستمِ خویش زین مهلکه هرگز...
-
خواسته های بزرگ
پنجشنبه 24 فروردین 1402 09:31
-
ما فقط باید عاشق کسانی شویم
چهارشنبه 23 فروردین 1402 10:03
ما فقط باید عاشق کسانی شویم که میتوانند در کنارمان بمانند « پائولو کوئیلو »
-
خوشا آنان که دل از این دنیا بریدند
چهارشنبه 23 فروردین 1402 10:02
خوشا آنان که دل از این دنیا بریدند نیک فروختن,خانه ی ابدی را خریدند خوشا آنی که توشه سفر بست و,رفت چه زیبا در آغوش زمین آرام گرفت خوشا آنانی که به مرگ زد لبخند دریدند پرده ی دنیا, رها شدن از بَند خوشا آنی که نشد در بند زندگانی برد لذت از زندگی در اوج جوانی خوشا آنی که برای دنیا اخمی نکرد رها شد,از این قفسِ سفت و سرد...
-
وقتی می پرسم کجایی ؟
چهارشنبه 23 فروردین 1402 10:02
وقتی می پرسم کجایی ؟ منظورم ترسیم کروکی محل و مختصات جغرافیایی که در آن حضور داری نیست ! منظورم بودن در کدام کوچه یا خیابان شهر نیست ! نمی خواهم بدانم در کدام نیمه شرقی یا غربی ایستاده ای ! نمی خواهم بدانم مقصد تو جنوب است یا شمال ! با این سؤال تنها به تو یادآور می شوم که چرا در حوالی من نیستی ؟! همین ....
-
یاعلی(ع)
چهارشنبه 23 فروردین 1402 10:00
-
موج نجابت چشمان ت
چهارشنبه 23 فروردین 1402 09:59
موج نجابت چشمان ت آرامش را به دل طوفانی م مهمان می کند به شوق دیدن ت پرنده خیال م بر دریای چشمان ت به پرواز در می آید و بر ساحل اش زیبا می نشیند مقصد می شود ساحل زیبای چشمانت مژگان بانو بختیاری
-
خانه عشقت ویران شد
سهشنبه 22 فروردین 1402 09:01
خانه عشقت ویران شد بر سرم تنم زیر آوار در آغوش مرگ ست دنیایم تو بودی, اینک معشوق من مرگ ست مریم سپهوند
-
زندگی خالی از عشق
سهشنبه 22 فروردین 1402 08:58
زندگی خالی از عشق انتظار برای مردن ست پرویز صادقی
-
از پرستار بزرگ کربلا یاری گرفتم
سهشنبه 22 فروردین 1402 08:57
سبز همچون سرو حتی در زمستان ایستادم کوهم و محکم میان باد و طوفان ایستادم بر تنم رخت سپیدی چون لباس رزم مانده خاکریز اینجاست، جان بر کف به میدان ایستادم خوردهام سوگند باید مرهم هر درد باشم قول دادم، پای سوگندم به قرآن ایستادم پای تخت هر مریضی پای سجادهست گویا در نماز عشق با چشمان گریان ایستادم اشکهایم را نبیند...
-
باشهدا
سهشنبه 22 فروردین 1402 08:49
-
فرمانده!
سهشنبه 22 فروردین 1402 08:48
فرمانده! حالا بگو برای پس گرفتن آغوشی که تمام وطنم بود به کجا لشگر بکشم؟ نسرینا رضایی
-
به دست خالی مان جز انابه چیزی نیست
دوشنبه 21 فروردین 1402 09:43
به دست خالی مان جز انابه چیزی نیست به نای خسته مان غیر لابه چیزی نیست نگرد دور خودت بیش از این که ما گشیم در این سراچه به از غیر خرابه چیزی نیست میان کوچه ی جا مانده ی اساطیری به جز نشانه ی دار الاجابه چیزی نیست به روی آتش حسرت چه می کنی غافل! که غیر سوز دلی توی تابه چیزی نیست تمام پنجره ها قصه گوی خورشیدند سکوت آینه...
-
دور ازتو غمخانه است
دوشنبه 21 فروردین 1402 09:42
دور ازتو غمخانه است این دل به هزار سیزده بدر نمی شود صیدنظرلطفی
-
از وقت صبح هست دلم را صفای صبح
دوشنبه 21 فروردین 1402 09:42
از وقت صبح هست دلم را صفای صبح جانم منور است به نور لقای صبح از باد صبح گشت معطر دماغ من دارد دلم همیشه هوای هوای صبح یابد یقین ز ظلمت بیگانگی خلاص هر جان آشنا که شود آشنای صبح همام_تبریزی
-
بهار
دوشنبه 21 فروردین 1402 09:41
-
نیایش_صبحگاهی ...
دوشنبه 21 فروردین 1402 09:40
نیایش_صبحگاهی ... الهی تو بر رحمت خود و من بر حاجت خویش پس تو توانگری و من درویش. یارب ز کرم بحال من رحمت کن بر این دل ناتوان من رحمت کن در سینهٔ دردمند من راحت نه بر دیدهٔ اشکبار من رحمت کن خواجه_عبدالله_انصاری مناجاتنامه
-
پروانه
یکشنبه 20 فروردین 1402 09:26
-
به مسجد عشق می روم
یکشنبه 20 فروردین 1402 09:24
به مسجد عشق می روم از مناره خیالت اذان مغرب به افق چشمانت به گوش می رسد رو به قبله نگاه ت می ایستم به قربت تو و به نیت وصل نماز عشق می خوانم نماز عشق برپا شد عشق پابرجا شد مژگان بانو بختیاری
-
گاه تنورِ عشـق با واسـطه داغ میشود
یکشنبه 20 فروردین 1402 09:24
گاه تنورِ عشـق با واسـطه داغ میشود گاه دخالـتِ تو منجـر به نفاق میشود گاه شـبِ سیاه را ماه چراغِ راه نیست شعلهٔ کوچکیبه شب گاه چراغمیشود در نوکِشاخهها اگر زود شکوفهباز شد نوبرِ باغ قـسمـتِ کـرم و کلاغ میشود غنچـهٔ خیر میدهد شاخهٔ هر مصیبتی گـریـهٔ ابـر باعـثِ خـنـدهٔ باغ مـیشـود آنکه بهحکمتِ خدا معتقد استرا...