پاییز
پشت پنجره
زیر درخت ها
لم داده و سیب گاز می زند
پنجره راست میگفت
فصلها
فقط
رنگ خاطره های ما را
عوض میکنند
برگ ها
برف ها
شکوفه ها
جابه جامی شوند
وتنها
تنهایی ماست که می ماند...
عنایت مقبلی
اکنون که میان من و تو فاصله باقیست
یاد تو در این ذهن پر از مشغله باقیست
رفتی و ندیدی که در این شهر غم انگیز
بعد از تو فقط سیل و فقط زلزله باقی است
من ابر بهارم که پس از بارش باران
در سینه ی من حسرت صد قافله باقی است
در کوی تو گر جشن و سرور است در اینجا
یک شاعر کم طاقت و بی حوصله باقیست
عشقی متولد شد و در روز نخستین
در خاطره ام مرد ولی قابله باقیست
بخشیدمت ای دوست, سفر کن به سلامت
اما تو بدان در دل ما قائله باقی است
سینا عباسی
آه ای روزگار!
لحظات بدت
بر ریل دلم
قطار شدهاند...
لیلا طیبی
تروریستها هم,,,
از کشتن دست برداشتند.
تو اما؛
با دوریت
داری میکشیام!!
سعید فلاحی