من پابرهنه ترین فصل سالم

من
پابرهنه ترین
فصل سالم

تنها و عاشق..

بغض هایم را
یک به یک
میخورم..

تلمبار میشوم درخودم
تا
شاید
کسی سراغ
بغض هایم را
بگیرد..

اما
چقدر آدم ها زود عادت می‌کنند
به
پاییز بی باران..


علی افشاری اردکانی

اینکه به تو قول بدهم

اینکه به تو قول بدهم
خوشبختت کنم
دروغ گفته ام
ولی این را می توانم به تو بگویم
اگر روزی درهای خوشبختی
به رویم باز شدند
تو را هم با خودم می برم



بهمن نوری قاضی کند

بهایِ آن خط سرخی که نقشِ لبخند است

بهایِ آن خط سرخی که نقشِ لبخند است
اگر که ساکنِ عمرش شوم شبی چند است؟

چو یوسفم که به نفرین چاه پا گیرم
خیال من به گوشه ی لب ها هنوز در بَند است

مثال تو و من شبیه رویاهاست
به قصه ی پری و پادشاه مانند است


و یاد تو را زمان نخواهد شست
دلم به خاطره ای مه گرفته خرسند است...

محمود گوهردهی بهروز

نیامدی

نیامدی
ولی قلم همیشه کنار دیوان اشعار است
برای از تو نوشتن بهانه بسیار است
نیامدی
تمام افکارم پر است از صدای پای آب
که ترجمان شکنجی، همیشه تکرار است
نیامدی
چشم هایم تا ابد در انتظارت ، به راه خواهد ماند
برای شب و پنجره و مهتاب ، از تو خواهم خواند
نیامدی
شمعدانی ها قد کشیدند و غنچه باز کردند
بابونه ها با دمنوشی از آرامش ، دلم را چه خوش ، ساز کردند
نیامدی
یاد تو همچنان در خاطراتم پا بر جاست
طنین صدایت، ماندگار، در سر ماست...


بهنوش میرزایی

روزگاران همچو تشویش قطاران می‌گذشت

روزگاران همچو تشویش قطاران می‌گذشت
بس مسکوت، محور صور فلانان می‌گذشت

سخره عالم که ما بودیم و تا بودیم به پا
کور کردند کام ما،مر خود نطلبیدند ز ما؟

هر چه بود برما گرفت،از ما گرفت دوران ز ما
ارکه از ماهاست،پس گو تو کجاست امضای ما؟

مهر تایید و بله گفتن به خفت های ما؟
هیچ نگذشتند ز ما،کوران چه بود تقصیر ما؟

آنچنان کاشتند بذر و وعده رستگار ما
عاقبت کاکتوس شد،جز خار نبود قادر ز ما

زای آغازین نبود،گویا تمام بود کار ما
بازی هستی چنین بود،بخت شد از عار ما؟

حسنا یزدی