تو
بهشت من
در یأسِ جهنّمی
پرویز صادقی
درانزوای تاریکی زندگانی ازتوخواهم سرود
توراشعرخواهم کردم
در کوچه به کوچه ی عاشقی
فریادگونه توراخواهم خواند
انچنان مستمر و منسجم
که شاید نظر برگردانی
به سمت سوی تهمینه ای که دل به رستم داده است
عنایت کنی
ورق های ممتلی از تو گفتن از تو خواندن ازتو نگاشتن را!
از شعر از قلم از قدرت لمس واژه ها طلب یاری میکنم برای دوباره قدم گذاشتنت در شهر قلبِ نیمه جان من
در مهتاب ترین شب های این شهرِسردُغمگینِ زمستانی...!صدایت میزنم هرشب وهرروز
با نام شعر
با نام عشق
به نام تو
شایدکه باز آیی
زهرااعصامی
با فاصله ای بس خیال انگیز عاشقم باش
بگذار تخیل افسار گسیخته ام
تو را از نو بیافریند
هر روز
تازه
راز آلود
شاید اینگونه در گردباد عادت ها
دیگر رنگ نبازد عشق ما...
نازنین رجبی
باز با عطر نفسهای تو از رو می روم
در پی آغوش تو هر دم به هر سو می روم
لب به لب سرشار از عطر نگاهت می شوم
سمت تو می گیرم و دنبال این بو می روم
باز کن امشب دری از باغ گلهای بهشت
تا کنار جنگل زیبای گیسو می روم
از برم اشعار زیبایی ولی محض ثواب
تا قلم سوی تو می آید به جادو می روم
شهد می ریزانم از اشعار عاشق پیشه ام
شعر می سازم برایت رو به کندو می روم
هر چه می خواهم که با اشعار لفاظی کنم
باز با عطر نفسهای تو از رو می روم
مهساپارسا