دستهایت را باز کن
زندگی آغاز کن
دستهای تو
صورتی است
آغوشت را باز کن
آهنگ زندگی را ساز کن
آغوش تو
خواستنی است
چتر عشق را باز کن
زیر باران ببر مرا
باران تو
دوست داشتنی است
در بر بگیر مرا
کام دلم را شاد کن
کام صبح امید تو
نوشیدنی است
مهرداد درگاهی
گل های سرخ
مرا یاد تو می اندازند
این قرارهای ملاقات
به وقت عشق !
پرویز صادقی
می ترسند
از گیسوان پریشانت در باد
در حصار گیسوانت تو را
به زنجیر کشیده اند
تا افکارت را به یغما برند
می ترسند ...
فاطمه دانشور