باشد
مرا نبین
به من نگاه نکن
اما
برایم حرف بزن
با چشمهات,
حرف بزن
با دلم
سمانه فربد
گر نگویم که مرا نفسی نیست
نگویید دروغ است
ورنه این نفس نیست , خیال است!
خیال که نفسی هست مرا
ورنه این نفس فقدان است
سانیا علی نژاد
گفتی از عقل میندیش
سرت
گرمِ دلت می ماند
می دانم
من یقین می دانم
کودتا می کند عقلم
دولت از دستِ دلم می گیرد
رضا پریشان شیدا
گفت به پیشم بیا
گفت برایم بمان
گفت به رویم بخند
گفت برایم بمیر
آمدم
ماندم
خندیدم
مردم.
(ناظم حکمت)