بدرقه ی چشمانت را
که می نوشتم
خودکار از لای کتاب
افتاد
کدام صفحه بودی؟
لیلادهقان
همیشه در بارانیترین خیال
سراغت را گرفتم
و دوستداشتنهایم
خالصتر از ابرها
از آسمانت بارید ،
از غفلت هر فصلی
دور میشوم
دوباره پرانرژی
در نسیمی از آمدنت
باید غنچه غنچه بشکفم
سیده مریم وهابی