یارب! دل زارم و سپردم به پناهت

یارب! دل زارم و سپردم به پناهت
دل شکسته و افتاده به درگاهت

نظرِ لطف تو، گرفته همه جا را
اندک نظری بر دل ما کن، خدایا

یارب! این بازیِ تقدیر ندارد رحمی
تو رحمی کن، این دل ندارد طاقتی

سرنوشت من شده دیدار تو ای یار
لطفی کن یارب! چه زیباست دیدار تو

عمر رستمی

کلاغ بلورین

ماه

با لبخند پوسیده‌

چرک سق می زند

پنجره‌ها

جای باران

قطره‌ ی گوش می‌رویانند

درختان

روی انگشتان مبتلا

آشیانه بسته

بر استیجِ خیس

اسم تو را گاز می‌زنند

کلاغ‌ِ بلورین

برای بهترین بازیگرِ زن…………


دکتر سید هادی محمدی

یک روز با کفش تو دنیا را قدم زدم

یک روز با کفش تو دنیا را قدم زدم

دیدم تمام شهر طلبکار است

یک روز با کفش من دنیا را قدم بزن

شهر یک معشوقه به من بدهکار است



ثریا امانیان

علی ای اَفضَلِ عَبدُه مَعرِفِ خاصِ ولایت

علی ای اَفضَلِ عَبدُه مَعرِفِ خاصِ ولایت
که مسیرِ حق تجلی توایی آن راهِ هدایت
توشفیعِ شیعیانی به بشارتِ مقامِ محمود
مژدهٔ علی به یاران چون سعادت وعنایت
بجز از علی که پارسا به امام و پیشوایی؟
بخداکه درفضیلت چوعلی نیست دِرایت
علی آن دریای جوشان عزّت وشکوهِ شیعه
همچونآن چشمه گوارا بهرهٔ باران بِغایَت
عُمر او گنجینِ رحمت درگلستان و بهشت
زیرِسایه اش عُمرِ باعزتِ مولاست کفایت

فرموده رسول درمقامِ والاشأنِ مرتضی را
یاعلی من شهرِعلمِ عالمم علمِ علی روایت
بجزازعلی که تسبیح به مقامِ دوست دارد
که هرآنچه رازِخَلقَست به شیعیان حکایت
چو فرشته های مشتاق حاملِ دعایِ یاران
به همان نیّتِ عُشاق اَفضلِ شیعه حمایت
به چراغِ شب ضلالت نشود به منزلی امن
که تمسُّکَست به مولا به قناعت و رضایت
کاتبان رازِ درِقلعهٔ خیبر فاتِحش معجزِ قرآن
غریب بخوان وَ اِن یَکاد نشانه ست و آیت

امین تقوی

ثروت یعنی داشتنِ چیزهایی

ثروت یعنی داشتنِ چیزهایی
که دل می‌خواهدشان،
نه انباشتنِ دارایی‌ها.

ثروت، مطلق نیست...
نسبی‌ست؛
به میلِ دل بستگی دارد.

چه بسا کسی
با یک لبخندِ ساده،
با یک دوستِ وفادار،
با یک لحظه‌ی آرامش،
ثروتمندترین انسانِ دنیاست.

و چه بسا دیگری،
با انبار طلا و زمین،
با حساب‌های پر از عدد،
باز هم فقیر باشد...
چون چیزی را می‌طلبد
که دستش به آن نمی‌رسد.

فقیر، آن نیست
که ندارد...
فقیر، آن است
که دارد و نمی‌ بخشد...
نه صرفا پول،
حتی یک لبخند را...

ابوفاضل اکبری