با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج
ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج
یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
#فاضل_نظری
قهقهه را از آخر بخوانی
میشود هِق هِق...
به همین سادگی!
حالا دیدی که فرق زیادی نیست میان روزهای بود و نبودت؟!
| مهسا ولی پور |

رک بگویم ،پیش چشمت اهل مِن مِن نیستم
ظاهرت را دوست دارم ، فکر باطن نیستم
هرچه می آیم به سمتت دورتر می ایستی
پاره کن تسبیح بسم الله را ، جن نیستم
روسری را پیش من بالا و پایین کم ببر
آنقَدَر ها هم که می گویند مومن نیستم
سختم ، اما ساده می افتم به لطف بوسه ات
اتفاقم ، گرچه از دید تو ممکن نیستم
باد وقتی می وزد از لای موی درهمت
ابر سرگردانم و در خویش ساکن نیستم
رک بگویم ، دوستت دارم ، بدون پیش و پس
پیش خط چشمهایت اهل مِن مِن نیستم
#میثم_داوودی
آن شاعران که از تو به توصیف تن خوشند
کورند آنقدر که به یک پیرهن خوشند
زیبایی ات وسیع تر از حد وصف ماست
بدبخت مردمی که به اشعار من خوشند!
دلخوش به خندههای منِ خیره سر نباش
دیوانه ها به لطف خدا، غالباً خوشند!
مو وا کن و ببین که در این شهر ، عده ای
با آن کمند گرم به هم ریختن خوشند
گاهی مرا نگاه کنی رد شوی بس است
آنها که بی کسند به یک در زدن خوشند
#حسین_زحمتکش
از کتاب #از_عشق_برگشته
دلت گرفته...الهی که غم نداشته باشی
فدای چشمت اگر دوستم نداشته باشی
دم غروب مرا در خودت ببار که چیزی
در آن هوای غریبانه کم نداشته باشی
عجیب نیست...من آنقدر خرد و خسته ام از خود
که حال و حوصله ام را تو هم نداشته باشی
"دچار آبی دریای بیکرانم و تنها"
اگر هوای مرا دم به دم نداشته باشی
به جرم کشتن این خنده ها در آینه...سخت است
کسی به غیر خودت متهم نداشته باشی
غمم تو هستی و شادم اگر به سر نمی آیی
منم غم تو…الهی که غم نداشته باشی...!
#اصغر_معاذی