دیگر شبیهِ من از فردا نمی شوی
من رفته ام تو دیگر تنها نمی شوی
چون واژه های گم شده در ذهنِ من
دیگر برای افکارِ من معنا نمی شوی
فهمیدم از غرور تو ای ابرِ آسمان
دیگر برای ماهیانِ تشنه دریا نمی شوی
من هر چقدر که مجنون تو باشم
حتی برای لحظه ای لیلا نمی شوی
دیگر بس است پیاده به دور جهان
وقتی که نخواهی پیدا نمی شوی
آنقدر کنار پنجره ایستادم برای تو
صد سال هم بگذرد تو مینا نمی شوی
جواد ملکی
تمام بهار و تابستان و پاییز را
به دنبال گردآوری کلمات خواهم بود
زمستان تو در خوابی و من
بلندبالاترین شالگردنِ کلمات را
برایت میبافم...
مبینا گلستانی پور
ای شب که گفتی می روم فردا می آید
با من بگو کی فصلِ شادی ها می آید
تا کی سرِ این کوچه ؛ بنشینم به گریه
تا کی بگویم آن عزیز... آیا می آید؟
تا کی بگویم آن نگاهِ عاشق؛ آیا
از نردبانِ عشقِ من بالا می آید
من مانده ام حیران که بینِ این دو راهی
حرف از نمی آید بگویم یا می آید
گاهی کنار برکه و گاهی لب بام
این ماه هر جوری شده ؛ با ما می آید
این جمعه ؛ می آیم برای اینکه گفتند
آنکس که داری آرزویش را... می آید
محمدحسین حیدری زرنه
ما بسان چکاوک هایی ساده
در هنگام پروازمان بر بام آسمان
در طلوع سحر گاهان
می خواندیم رازی را در دل
که باید نکته سنج بود
اگر نویسنده ایم
تنها محض نوشتن نباشد
آغاز میکنیم نکته سنجی را با سنجش حروف
بگردیم در تنظیم حروف
نگوییم بی حرف
بل اجازت دهیم
حرفهایی بهتر در بیشتر را
تا تنظیم کنیم سخنان نغز را
تا بنویسیم کتابتی هایی وزین را
در هنگامه رسایی حرف مان
نکته ها را دریابیم
نکته ای اگر درمقابل ماست
گوش به او فرا دهیم
تا با دوستان مان دریابیم راه صواب را
نکته های درشت را تحمل
ولی پریشانی اندیشه را ناتحمل
بی مسئولیتی و بی خیالی را فراموش
ناامیدی هم فراموش
بپذیریم ذهن های برتر را در نکته های برتر
بدانیم در سیر تکامل آدمی
همزمان با گزینش روشهایی برتر
نفی گذشته ها شایسته نیست
بل در جستجوی بهینه کردن روشهای نوین ایم
پخته تر شویم در نکته سنجی
با همگامی در تجمیع عقل و تجربه و صبرمان
مروج باشیم آشکارا
فزونی های بهتر در فکر برتر را.
احمد رضا رهنمون