نگاه کنم به یک نظر، صورت مه شاه ازل
به پاس آن نقش و نگار، طلا کنم جام غزل
هوا هوای جان بُوَد، به هفت طواف کعبه اش
چراغ دل فشنگ بُوَد، ز خرج مهر و لابه اش
نترسم از غلامی اش، که هیچ غلام نبسته این
بسان آن گل غنچه اش، روا بُوَد که رُسته این
تمام ز ناتمام عشق، به هیچ سفر نمی شود
جهان به چند خروش دل، به ناکجا نمی رود
هوا هوای عشق بُوَد، اگر ز دل طلب شود
بخوان به یک دو حرف دل، که هر غزل به لب شود
سرای یار همین ور است، کجا روی چو ترکمن؟
به راه او دوان دوان، اگر که دست به تر چمن
چه می شود اگر شود،جهان جان به عشق شود
به جمله اسبِ نفسِ کس،چو شعله بس به رخش رود
به روزگار ز صافی اش ، همین کلام بسنده کرد
که جام عشق بسر بَرَد، اگر که یار به خنده کرد
ابراهیم اسماعیلی
تعیین مسیر در دو راهی سخت است
تفهیم تصورات واهی سخت است
فهمیدن ناگهان نافهمی ها
یکباره خروج از سیاهی سخت است
باز است در قفس ، ولیکن گاهی
تغییر نگاه متناهی سخت است
یک عمر مُقلد و نیندیشیدن
برگشتن راه اشتباهی سخت است
دل در پی آب زندگانی گم شد
تشخیص سراب و آب ، گاهی سخت است
اسد زارعی
لعنت بهساعت،عقربههایش و قلبِ
من که بعد از تو نمیایستند...
لعنت بهفاصله بهخاطره بهزندگی
بهشهر به خیابانهایِ سرد و
بیروح،به کوچههای بغض در بغضِ
انتظار به نفسهایِ دود آلود
و بههرچه بعد از تو...
و لعنت بهچرخِ بیعاطفهیِ
روزگار که بعد از تو
نمیایستد...
حسن کریمزاده اردکانی
آوای عشق می آید ب گوش با صدای تو
از تاریکی سیاه تر است سُرمه دور چشمان تو
ای ک هستی در هردو عال بی حد و حریف
معطر گشت این زندگی،باآمدن بوی خاص تو
ای ک چشمانت سور وسات هفت آسمان
حقا ک هیچ نقصی ندارد این خلق خدا
از لبانت نگذریم ک از جنس انار است
آن انار دانه دانه در بهشت،بود به نام تو
چیزی ندارم با ارزش تر جان ناقابلم
ای جان جانان من، آن هم باشد در دستان تو
امروز نوای ناز تو باشد آرامشی بر قلب من
فردا دستان پینه بسته ام بگیرد دست بچه های تو
تورا هرقدر عطر گل و گلستان بغل گیرد
به آب و آتش میزند آن گل نرگس برای تو
حسین کوشکی