در دادگاه عشق
متهم ردیف اول منم
که دلم پوشیده از
آثار انگشت چشم های توست
پرویز صادقی
همچنان دنیا تو هم بشکن دلم را ای نگارم
روزگارم را نما تاریک همچون شام تارم
میدهی رنجم چرا آخر تو ای نامهربانم
در جهان ای دلبرا بر عشق پاکت من دچارم
چند رنجم میدهی نا مهربانا از فراقت
لحظه ها رابهر دیدارت نگارامی شمارم
مرهمی بر زخم دل بگذار همچون یک طبیبی
منکه دردنیاعزیزم جزتو غمخواری ندارم
مستم از دیدار رویت منع مامنما نگارا
جز تو در دنیا دلم را دستِ هر کس کی سپارم
یک نظر بر حال ماکن بین چسان آزرده حالم
بی وجودت دلبرا بنگر سیه شد روزگارم
بیخبرهستی زِاحوالم توای محبوب دلها
روز شبهاازفراقت ناله کردن گشته کارم
بر(خزان) بنما ترحّم روی لطفت دلربایم
بنگرای مه روزشب من کزفراقت بیقرارم
علی اصغر تقی پور تمیجانی
وطنم مادری من خون تو در رگ های من است
عشق تو در قلب منو یاد تو در افکار من است
عشق تو خاطره انگیزه ترین عشق من است
عشق تو زیبا ترین عشق در دنیایی من است
شب روز از دوری تو قلب من می نالد
روزگاریست که از هجر تو دل من خون است
وطنم من چگونه این درد دوری را تحمل کنم
هر لحظه دلم در حال دلتنگ شدن است
در توانم دیدن قلب خونین تو نیست
قلب من در حال ویران شدن است
قلب تو زخمی با دست نامردان شده
از بیگانه چی گویم باعث آن دوستان است
من از درد تو هر و روز هر شب نوشتم
شاید هم پایانش با پایان عمر من است
سجاد اوسیانی
شرح حالی به تو بردیم و خبر از تو نشد
پیش چشم تو فسردیم و نظر از تو نشد
بسکه مشتاق تو هستیم و نظرکرده عشق
در تب و تاب تو مردیم و گذر از تو نشد
از شرنگ غم ایام و هوا خواهی دوست
شوکران دادی و خوردیم و حذر از تو نشد
آنچه دور از تو گذشت از سر دیوانه ما
عمر بیهوده شمردیم و اثر از تو نشد
واپسن خمره میخانه تو هستی و دریغ
مست لاجرعه دُردیم و ثمر از تو نشد
علی معصومی