دستی به کرم به شانه ی ما نزدی

دستی به کرم به شانه ی ما نزدی
بالی به هوای خانه‌ی ما نزدی
دیریست دلم چشم به راهت دارد
ای عشق ، سری به خانه ی ما نزدی

"قیصر امین پور"

برای ستایش تو

برای ستایش تو
همین کلمات روزمره
کافی است!
همین که
کجا می روی؟ ،
دلتنگم ؛
برای ستایش تو
همین گل و سنگریزه
کافی است !
تا از تو
بُتی بسازم...


شعر از: شمس لنگرودی

پای صحبت کوچه ای که درد را می فهمد

پای صحبت کوچه ای که درد را می فهمد

کوچ را می داند

در سحر گاهی تلخ و تنها

تلنگر بزرگ یک رخداد مهم بود که بفهمم
تنهایی کوچه چقدر شبیه تنهایی من اس
ت

" سید امجد موسوی"

می‌گریزی از من

می‌گریزی از من
درستْ مثلِ اسبی وحشی
رَمَنده از هر جنبشی در علف‌زار .
بمان !
قول می‌دهمْ نفس‌درسینه‌حبسْ
فقط نگاه‌اَت کنم

" رضا کاظمی "

آن حرف که از دلت غمی بگشاید

آن حرف که از دلت غمی بگشاید

در صحبت دل شکستگان می‌باید

هر شیشه که بشکند، ندارد قیمت

جز شیشهٔ دل که قیمتش افزاید
شیخ بهایی