حال من خوب است اما مطلقن باور مکن
بیش ازین با روضه ها و وعده هاشان سر مکن
این نسیمی که گذشت از این هوا تازه نبود
در زمستان رفته ایم هر چه که گفت آذر مکن
درد ما درمان ندارد رستم 1 فرّ کیان
از خودت نگذر به سهراب 2 تنت خنجر مکن
گیرم از خود بگذری ایران تو زنده شود
شاهنامه آخِرش خوش نیست پس آخَر مکن
قلب ما ایران ولی هم کیش مان تورانی 3 اند
با طمأنینه بخوان هر قصه ای در سر مکن
زلزله وقتی بیاید ترک خانه لازم است
از میان لاک خود بیرون بیا سنگر مکن
حال من خوب است وقتی کار ما عصیان شود
بد که چیزی نیست حالم بد ولی بدتر مکن
فائزه اکرمی
سالها در هوسی از دل دلدار ماندیم
بی درنگ در قفس دیدهٔ شهلا ماندیم
راست میگفت همان زاهد پیر کز آخر
شیشهٔ عمر به دست بر لب جویش ماندیم
همچو آواز جگرسوز غزل ،شب هنگام
سر به زانوی خیابان و بیابان ماندیم
آه بگذر دل خون آگین من
اندر این آتش عشق ما چه سوزان ماندیم
این همه سال و دقایق جمله شد از سر به در
آخرم در حسرت آغوش بازش ماندیم
اندر این شب های تلخ و نیمه سوز سنگدل
باز هم در انتظارش چشم بر راه ماندیم
نازنینا گر شنیدی روزی این شعر بدان
کز غم هجر و غرورم در دوراهی ماندیم
شادی حیدری
صد بار قهر میل تو کردم
هر بار مشتاق تر باز گشت ام
صد بار قهر سیل تو کردم
هر بار معشوق تر باز گشت ام
مصمم این ویرانی از خیال تو
هر بار با خاطر تو باز گشت ام
باران ، طوفان ها رقصاندن مرا
هر بار دیوانه وار تر باز گشت ام
این بار تو رو میچرخانی زمن
این بار با چه رویی باز گشت ام
رد به سینه ام زدی هزار یک دلیل
ولی من معشوقانه تر باز گشت ام
درد کمی نیست پس زدن این اشتیاق
من باز با زبان التماس دیگری باز گشت ام
مانند زلیخاه از رو چرخانی چشمانم
سر به گریان گشته غرق در تو باز گشت ام
سیدعلی کریمی
دیدی آخر آن غریبه همدم و یارت نشد
من گفته بودم دیدی مرحم به قلب بیمار نشد
از زمانی که به تو دل دادم صد بار شکستم
قلب من هرگز از کرده خود بیزار نشد
گفتن هر کی عاشق شد رنگ معشوق میگیرد
این دورغ است قلب من مثل تو به کسی یار نشد
تو در بازی عشق شکست بد خوردی عزیزم
با کسی رفتی که حتی به فکر آن قلب بیمار نشد
صد بار به تو گفتم او نالایق است ظلم نکن
عاقبت دیدی درست گفتم او به تو یار نشد
من دل خوش به تو بودم تو دلخوش به او
تو انتخابت را کردی قلب من به کسی یار نشد
بعد تو من نا امید از درگاه خداوند شدم
عدالت را دیدم که عاقبت او به تو یار نشد
فرشته سنگیان
جاده
تنها امکان رسیدن به تو است
اگر پاهایم دل به دل رفتن بدهند...
مجید فخرائی مقدم